• 1405 يکشنبه 12 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6411 -
  • 1405 دوشنبه 16 شهريور

گفت‌وگو با امير عابديني درباره بي‌اخلاقي‌هاي فوتبال و ماجراي خداداد عزيزي

توهين از صداوسيما تا از فوتبال

عدم كارايي فدراسيون باعث شده لابي‌ها قوي‌تر كار كنند تا قانون!

روزبه دلاور

فوتبال ايران اين روزها هم در مستطيل سبز و هم در ميدان با حاشيه‌هاي سخيف و ادبيات توهين‌‌آميز در حال سقوطي آزاد است. جنجال اخير ميان خداداد عزيزي و اميد عاليشاه كه با الفاظي ركيك و دور از شأن ورزشي توسط سرپرست تيم تراكتور همراه بود بار ديگر پرده از حقيقتي تلخ برداشت كه حرمت بزرگ‌تر و كوچك‌تري و اخلاق حرفه‌اي در تار و پود فوتبال ما رنگ باخته است. وقتي چهره‌هاي شاخص اين رشته كه روزگاري نماد فني و اخلاقي بوده‌‌اند با پرخاشگري كلامي فضاي مجازي را به تسخير درمي‌آورند زنگ خطري جدي براي نسل‌‌هاي آينده به صدا درمي‌آيد. اين افول فرهنگي كه همچون ويروسي سكوها و رختكن‌‌ها را آلوده كرده پرسشي بزرگ را پيش روي ما مي‌گذارد كه چرا فوتبال ايران تا چه اندازه در مسير زوال اخلاقي قرار گرفته است؟ براي واكاوي اين بحران ساختاري به سراغ امير عابديني رييس اسبق فدراسيون فوتبال رفتيم تا  اين سقوط اخلاقي را از نگاه مديريتي آسيب‌‌شناسي كنيم.

 

     الان مي‌توانيم بگوييم كه اخلاق و ادب در فوتبال ما به‌ كالاي لوكس تبديل شده است؟

رفتارها در فوتبال و مسائل اجتماعي و فرهنگي لجام گسيخته شده و تعاريف تغيير كرده است. باورها زمينگير شده و من شخصيت‌هايي را مي‌بينم كه بد حرف مي‌زنند. اين برمي‌گردد به فرهنگ دانش‌آموزي و دانشجويي. مي‌رسد به فوتبال و كشتي و واليبال و فرقي هم نمي‌كند. شما هركجا را نگاه كنيد يك زشتي‌هايي قابل لمس است. اما جايي كه خيلي دردآور است آنجاست كه بعضي‌ها مي‌توانند الگو باشند و وقتي الگو هستي يعني بايد از اخلاق و فرهنگ پيكرتراشي كني! متاسفم كه اين را مي‌گويم اما يكي از سرپرستان فوتبال كه خيلي هم دوستش دارم چون براي من هم بازي كرده هميشه در كنار زمين فوتبال را به چالش مي‌كشد. او مواردي از فوتبال را نشان مي‌دهد كه در شان فوتبال نيست. در گذشته بوده و من ديدم مربياني كه اتفاقا بازار گرمي هم داشتند! فحاش بودند يا مربي داشتيم كه روي نيمكت بازيكن تيمش را زده و اين موارد را داشتيم! حالا تماشاچي دچار ناهنجاري‌هاي اجتماعي است اما امروز كه در فوتبال الحمدالله اسكناس مي‌جوشد و آقايان به اندازه كافي دستشان به دهانشان مي‌رسد و‌ جيب‌شان پر پول است. قبلا درگير‌ مسائل مالي در فوتبال بوديم اما الان اين نگراني وجود ندارد. به خصوص وقتي سيستم بانكي و صنعت و معادن آمدند و همه دست به جيب هستند! خب الان چه مشكلي داريم كه انقدر عصبي كنار زمين هستيم؟ واقعا داور هم حق اشتباه دارد و نود درصدشان بدون غرض هستند حالا عدم كارآيي فدراسيون در هدايت كلي فوتبال باعث شده كه خيلي‌ها باور كنند كه اتفاقي رخ نمي‌دهد اما يك روزي اتفاق مي‌افتاد كه با كمترين حادثه با بدترين قضاوت‌ها و شرايط برگزاري بازي كار انجام مي‌گرفت. از آن طرف هم شديدترين احكام صادر مي‌شد. اينها را در فوتبالمان نمي‌بينم و لابي‌ها قوي‌تر كار مي‌كند تا موارد قانوني.

     دقيق‌تر به موضوع بحث برسيم. قبل از بازي تراكتور و گل‌گهر، كاپيتان تراكتور در مصاحبه‌اي تند از خجالت عادل فردوسي‌پور در مي‌آيد. مديران و سرپرست تيم همين‌جا نبايد وارد عمل مي‌شدند و بازيكن تيم خود را مواخذه كنند؟

به دو دليل بايد اين اتفاق  روي بدهد. اولا شجاع بازيكن خيلي خوب و قوي است اما ‌رفتارهاي ناپسند او تكرار مكررات شده. خب با اين رفتارهاي ناپسند نه فدراسيون برخورد مي‌كند و نه باشگاه بضاعت برخورد دارد كه خيلي جالب است! باشگاه هميشه در موضع دفاع است! خب با بازيكن تيمت برخورد كن! در يكي، دو مورد ديدم كه بختياري‌زاده در حال برخورد است و اصلا مربي و مديريت و هدايت يك تيم يعني همين، تعارف ندارد. ما داشتيم مربي خيلي خوب و آرام و متين روي نيمكت تيم ملي اما بازيكن پرخاشگر و هنگام تعويض پيراهنش را به زمين كوبانده است اما فدراسيون هيچ‌ اقدامي نكرد. اين رفتارها از جام جهاني فرانسه تا حالا ادامه داشته است. به اعتقادم اگر مديريت باشگاه يك منشور نداشته باشد براي هدايت مديريتي خودش با چالش‌هاي اين گونه مواجه خواهد شد. مطلب دوم اينكه نسبت به عادل فردوسي‌پور حب و بغض و كينه و قضاوت هست و حالا هم‌ ديوارش يك مقدار كوتاه شده هركي مي‌رسد فكر مي‌كند هرچي بگويد اما اين مواردي كه گفته مي‌شود خودِ اين آدم‌ها منفور مي‌شوند و محبوبيت عادل بيشتر مي‌شود.

     به نظر شما دليل اينكه آستان تحمل فوتبال ما تا اين حد پايين آمده چيست؟

من اعتقاد دارم بچه‌هاي ما الان در كوچه و بازار و مدرسه و دانشگاه زندگي خود را مي‌كنند اما وقتي به خانه مي‌روند مي‌بينند پدر با نافرجامي‌ها دست و پنجه نرم مي‌كند. صدا و سيما اول از همه بر معيار و روش‌هاي بهينه فرهنگ كار نمي‌كند. صدا و سيمايي كه فحاشي مي‌كند يا روي آنتن زنده نسبت به ديگران به گونه‌اي برخورد مي‌كند كه انگار همه حق مال اوست و همه‌ ناحقي اين طرف است. مخاطب تو هركي هست حق دارد راجع به تو قضاوت كند اما تو حق نداري راجع به مخاطبت قضاوت كني. خب من اينجا را دارم مي‌بينم، لمس مي‌كنم. پس اين بازيكن برود در زمين ورزش كه در آنجا هم شرايط همين است! بابا نمي‌شود نگفت؛ به خدا مردم براي نان و اِشكنه گير هستند! شايد امروزي‌ها ندانند يعني پيازداغ را رُب بزن و يك سيب‌زميني با كمي آب درونش بريز اين شده غذاي بعضي خانواده‌ها. مردم در حال مقاومت هستند و براي اينكه دوام بياورند با سيلي صورت خود را سرخ نگه مي‌دارند. آن وقت بياييم تحقيرشان هم كنيم.خب اين پرخاشگري در جامعه به وجود مي‌آورد و شبيه‌اش هم در زمين‌فوتبال هست. تعجبم اين است كه در فوتبال كه پول هست و به گراني نگاه نمي‌كنند‌ چون چيزي برايشان گران نيست. پيراهن و كفش بازيكن ميلياردي است و استيك و پيتزايش را بالا شهر مي‌خورد و‌ نمي‌داند در جاي ديگر قيمت آبگوشت چقدر است! فقط در تهران هم نه، مملكت همين است‌.

     گويي به اين باور رسيده‌اند كه با داد و بيداد مي‌توانند داورها را تحت تاثير قرار داده و نتيجه را به سود خود تغيير  بدهند!

نظارت كنار زمين يعني به محض اينكه يك سرپرست كنار زمين اعتراض كند كارت قرمز داده شود و بیندازندش در رختكن. اين شكلي مساله جمع مي‌شود اما نمي‌كنيم و  مي‌ترسيم.

     اگر شما رييس فدراسيون بوديد با سرپرست تراكتور يا امثال او چه برخوردي مي‌كرديد؟

شما روي  آن را داريد كه  بگوييد چه گفته است!

     خير! در فضاي مجازي به صورت گسترده بازتاب داشته است. حالا هم ۴۸ ساعت فرصت دفاعيات دارد!

فدراسيون فوتبال در حال مماشات است. تعجبم از بچه‌هاي كميته انضباطي و اخلاق كه حضور دارند است، كه آدم‌هاي باسوادي هم‌ هستند و به قوانين كاملا اشراف دارند. تعجبم اين است كه چرا مي‌گذارند فوتبال به جامعه و اخلاق تا اين حد بدهكار شود؟ ايشان مثل بچه من. به او علاقه دارم اما اگر بچه من هم اينطور فحاشي كند چه كار مي‌كنم؟ بر اساس معيارهاي خانواده توبيخش مي‌كنم. تعارف نداريم كه! حالا داد مي‌زنيم سرش، تنبيه‌اش مي‌كنيم، برخورد مي‌كنيم‌. بايد برخورد و تنبيه شود حالا فردا تماشاگران آذري به من و آن هم فحش بدهند اما اين چيزي را عوض نمي‌كند جز اينكه فرهنگ   را كثيف‌تر  و آلوده‌تر مي‌كند بايد حتما  براساس قانون  مجازات شود.

     جريمه‌هاي مالي بازدارنده است؟

نه. از نظرمن فايده‌ ندارد چون اينها كه مشكل پول ندارند. بايد محروم شود از روي نيمكت و قانون اين را مي‌گويد. من نمي‌توانم بگويم ميزانش چقدر باشد چون الان نمي‌دانم دقيق قانون چه مي‌گويد اما بر اساس اشد آنچه قانون مي‌گويد.

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها