360 درجه صداقت
سینا علامه | چندي پيش بالاخره برنامه فوتبال 360 عادل رفع فیلتر شد خبر بسیار شیرینی برای تمامی فوتبال دوستان ایرانی بود که برخی از آنان هر روز صبح چک میکردند تا ببینند محدودیت فوتبال 360 رفع شده یا نه؟به همین دلیل بر خود لازم دیدم دست به قلم ببرم.
راستش را بخواهید من تا به حال حتی یکبار هم برنامههای عادل را ندیدهام نه زمانی که نود در صدا و سیما پخش میشد و نه زمانی که نود تعطیل شد و برنامه فوتبال360 در خارج از ساختار دولتی شروع به فعالیت کرد اما از وقتی که بغض ترکیده عادل را دیدم مصمم شدم که چیزی بنویسم. عادل فردوسیپور از آن دسته از شهروندان ایرانی است که به اتکا استعداد و حرفهای بودن خود توانسته خود را از شهرهای محروم کرمان بالا بکشد و به سطحی برساند که حدود دو دهه برنامهای را رهبری کند که اکثریت جامعه فوتبال دوست ایران را به مخاطبان دائم خود بدل کند.اما هنر عادل صرفا جذب مخاطب نبود، چگونگی جذب مخاطب اوست که کار او را بسیار ارزشمند میکند؛من عادل و برنامههایش را نمادی از جامعه مدنی - غیرسیاسی ایران میدانم؛ برنامههایی که صرفا به دنبال گزارشگری و پخش خنثی مسابقات فوتبال نیست کار اساسی که عادل میکند تلاش برای پاسخگو کردن فوتبال و تاباندن نور بر تاریکیهای آن در ایران است. همین نقطه اساسی است که عادل را از یک برنامهساز ساده فوتبالی به یک روزنامهنگار ورزشی تبدیل میکند؛ که به سبب همین استقلال فکری و عملی توانسته سالهای سال مخاطبان ایرانی را میخکوب برنامههای خود کند. البته عادل به همین میزان که مخاطبان زیادی پیدا کرده مخالفان پابه جفتی هم پیدا کرده از مدیران شبکه سه که برنامه نود را بعد از سالیان سال با بیعدالتی تمام از صداوسیما حذف کردند تا این اواخر فیلتر برنامه فوتبال360 هرچند گویا چوبهای لای چرخ عادل خیلی بیشتر از اینها بوده و ما فقط نوک کوه یخ را دیدهایم.
مشکلات عادل در برنامهسازی و نقد فوتبال را میتوان در زیر مجموعه بزرگتری در ایران بررسی کرد همان مشکلی که در دوران قاجار یوسف مستشار الدوله در رسالهاش از آن تحت عنوان یک کلمه یاد کرد «قانون» مشکل اساسی و بزرگ همین است در نبود یک قانون فراگیر و استوار در حمایت از منتقدان و اصحاب رسانه که بتواند امنیت آنان را تامین کند؛تصور نمیکنم که دستورات و چاره سازیهای موردی،بتواند کمکی به حل ریشهای معضل کند؛عادل خوش اقبال بود که صدای رسایی داشت و رییسجمهور به داد او رسید اما در این کشور منتقدان بسیاری وجود دارند که چنین صدایی ندارند و به راحتی صدایشان در گلو شکسته میشود و هیچ ملجا و پناهگاهی ندارند.از عوارض دیگر نبود قانونی شفاف،فراگیر و استوار در حمایت از منتقدان و اصحاب رسانه این است که هر گروهی برای خود با اتصال به مفاهیم مبهم و مغلق منتقد را به هزار و یک اتهام متهم میکند و به سادگی اسباب برخورد با او را فراهم میکند.در وضعیتی که شرح دادم بسیار طبیعی و عادی است که هر فردی در هر جایگاهی برای خود شانی خاص و غیرقابل نقد قائل باشد و برخورد با منتقدانی چون عادل که سرمایه جامعه مدنی هستند به راحتی اتفاق بیفتد. در نهایت امیدوارم همان رفتاری با عادل نشود که در سالیان دور با جهان پهلوان تختی شد و به امید روزهای دوری که شاید در آن روزها قوانین حامی منتقدان و اصحاب رسانه باشند.