• 1405 شنبه 21 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6415 -
  • 1405 شنبه 21 شهريور

رنه گروسه، زندگي و ميراث

مرتضي ميرحسيني

دانشجوي رشته تاريخ كه بودم، كتاب «امپراتوري صحرانوردان» رنه گروسه براي‌مان كتاب مهمي بود. آن را كه پژوهشي درباره تاريخ اقوام بدوي آسيا، از سيت‌ها و هون‌ها تا مغول‌هاي قرن هجدهم است، واژه به واژه و چند دور خوانده بوديم و هر بار كه بحثش پيش مي‌آمد درباره نظرات نويسنده‌اش با هم گفت‌وگو مي‌كرديم. بيشتر آنچه آن سال‌ها درباره اين موضوع مي‌دانستم به همين كتاب برمي‌گشت. راستش اين كتاب نسبتا قديمي كه پنجاه‌وچند سال پيش، اوايل دهه 1350 خورشيدي به همت مرحوم عبدالحسين ميكده به فارسي ترجمه شد، هنوز هم كتاب مهمي است. درست است كه رنگ كهنگي گرفته و رويكرد و روش گروسه در بازخواني گذشته به رويكرد و روشي منسوخ از مطالعات تاريخي برمي‌گردد، اما همچنان از نظر جامعيت موضوع و نيز دقت و كوششي كه نويسنده در تبيين مساله پژوهش خود به كار بسته است بر بيشتر آثار بعدي برتري دارد. مثلا آن جملاتش در توضيح چگونگي پايان برتري نظامي چند هزار ساله اقوام وحشي و صحراگرد بر مردم متمدن شهرنشين، بهترين توضيح درباره آن تحول تاريخي است كه مي‌نويسد: «چه روي داد كه اين برتري از بين رفت؟ چه شد كه بيابانگردانان از قرن شانزدهم به بعد نتوانستند امرشان را بر شهرنشينان و برزگران و كشاورزاني كه در سرزميني مقيم بودند، تحميل نمايند؟ علت اين است كه همين بوميان و اين طبقه از مردم مقيم و شهرنشين صاحب توپخانه شدند و توپخانه آنها در برابر تير و ناوك كمانداران مقام گرفت. از آن روزي كه داري توپ شدند برتري و مزيتي كه مولود صنعت و ترقيات فني بود، نصيب آنها شد و اين موضوع رابطه‌اي را كه هزاران سال وجود داشت، معكوس و واژگونه ساخت. گلوله‌هاي توپي كه امپراتور روس ايوان مخوف با آنها آخرين وارث ايل زرين مغول را متفرق ساخت، گلوله‌هاي توپي كه با آنها امپراتور چين كانگ‌هي قلموق‌ها را مرعوب نمود، پايان يك عصر تاريخي و خاتمه يك دوره‌اي از تاريخ دنيا را اعلام مي‌دارد. براي نخستين‌بار، ولي براي هميشه، فني‌ شدن آلات جنگي تغيير صف داد و مدنيت قوي‌تر از بربريت شد.» گروسه در بهترين سال‌هاي فعاليت حرفه‌اي‌اش در شرق‌شناسي پيشگام بود و متفاوت با اغلب آنهايي كه با اين برچسب شناخته مي‌شدند، تاريخ و فرهنگ آسيا، از ايرانيان و اعراب گرفته تا هندي‌ها و چيني‌ها و ديگران را مي‌شناخت. با كنجكاوي به دل گذشته مي‌زد و صادقانه مي‌كوشيد كليشه‌هاي ذهني‌اش را - كه حتي در معتبرترين محافل علمي غرب، ميان محققان رايج بود - با فكت‌هاي تاريخي اشتباه نگيرد. دوره‌اي كوتاه در دانشگاه مون‌پوليه در رشته تاريخ تحصيل كرد. بيمار شد. درسش را ناتمام گذاشت. به ناچار ترك تحصيل كرد. از دانشگاه دور شد، اما از مطالعه دست نكشيد. هر چه درباره تاريخ و تمدن اقوام آسيايي وجود داشت، پيدا كرد و خواند و بيشتر و عميق‌تر از برنامه درسي دانشگاه‌هاي فرانسه، تاريخ آسيا را شناخت، اما چون از مسير ديگري آمده بود، تا مدتي جدي‌اش نمي‌گرفتند و او را كه دانشمندي خودآموخته بود به عضويت در محافل دانشگاهي نمي‌پذيرفتند.
 بعدتر كه با انتشار چند مقاله خودش را نشان داد، تقريبا همگي‌شان عقب كشيدند و ولو به اكراه به برتري‌اش اعتراف كردند. درها به روي او باز شدند. در جنگ بزرگ زخم برداشت و تا يك قدمي مرگ رفت. زنده ماند. نشان افتخار گرفت. به دانشگاه برگشت و دوره‌هايي هم وظايف ديگري مثل مديريت موزه‌هاي گيمه و سرنوسچي را به عهده داشت. بيشتر سال‌هاي عمرش در پاريس به مطالعه و تدريس گذشت و در مقاطع مختلف با چند ژورنال علمي هم همكاري كرد و در تاسيس چند مركز و انجمن، يكي هم انجمن ايرانيان و فرانسويان مشاركت داشت. در يكي از سفرهايش، مدتي در ايران ماند و سرزميني را كه از اسكندر مقدوني تا چنگيزخان مغول و تيمور گوركاني به آن تاخته بودند و مشاهيري مثل ناپلئون به عبور از آن براي حمله به هند فكر مي‌كردند، از نزديك به چشم ديد. شصت‌وهفت سال عمر كرد. دوازدهم سپتامبر 1952 در پاريس از دنيا رفت. جز «امپراتوري صحرانوردان» چند كتاب ديگر از او نيز به فارسي ترجمه شده‌اند كه از ميان‌شان مي‌شود به «چنگيزيان» و «جنگ‌هاي صليبي» اشاره كرد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون