سينما به تقاضاي تازه نياز دارد
وقتي قدرت خريد خانوادهها كاهش يافته، همه پاسخ را نميتوان در جيب خانواده جستوجو كرد. سازمانها، صنايع، بانكها، بيمهها و دانشگاهها، مدارس، ميليونها كارمند و كارگر، دانشجو و... خانواده دارند. بخشي از مصرف فرهنگي اين جامعه بزرگ ميتواند با برنامههاي خانوادگي، خريد گروهي بليت و طرحهاي فرهنگي سازماني به سينما متصل شود. اين الزاما به معناي هزينه جديد براي دولت نيست؛ مساله، پيدا كردن مدل همكاري و سازماندهي تقاضاست. دسترسي مردم به سينما هم اهميت دارد. تخفيفهاي مناسبتي ميتوانند موثر باشند، اما شايد ارزش اصلي در پيدا كردن مدلهايي پايدار براي آسانتر شدن دسترسي خانوادهها، بهخصوص كودكان و جوانان، به سينما باشد. اقتصاد پيرامون فيلم نيز ظرفيت بزرگي است كه هنوز به اندازه كافي ديده نشده است. فيلم فقط محصولي براي فروش بليت نيست. ميتواند يك شهر را معرفي كند، گردشگر جذب كند، براي هتل، رستوران و صنايعدستي بازار بسازد و حتي بخشي از هويت يك مقصد شود. سينما و گردشگري ميتوانند براي يكديگر مخاطب و درآمد ايجاد كنند. نسل Z هم قواعد ارتباطي خودش را دارد. براي اين نسل، فيلم فقط آن چيزي نيست كه روي پرده ديده ميشود. بخش مهمي از تجربه فيلم در شبكههاي اجتماعي، رسانههاي جديد و پلتفرمها شكل ميگيرد. اين تغيير، اگر درست فهميده شود، فقط تهديد نيست؛ فرصتي براي ارتباط دوباره سينما با نسل جديد است. بازار كشورهاي همسايه و بازارهاي شرقي نيز ميتواند جديتر مورد توجه قرار گيرد. توليد مشترك و عرضه هدفمند آثار ايراني ميتواند از پروژههاي كوچك و مشخص آغاز شود و براساس نتيجه ادامه پيدا كند. گاهي يك همكاري موفق با يك كشور همسايه، از دهها برنامه بزرگ نتيجه بيشتري دارد. در همه اين مسيرها، نقش خود سينماگران تعيينكننده است. هيچ سياستي بدون خلاقيت، جسارت و تجربهورزي آنها به نتيجه نميرسد. بخش مهمي از آينده سينماي ايران در شيوه توليد، شناخت مخاطب، روايتهاي تازه، استفاده از فناوري، همكاري با كارآفرينان، پيوند با صنعت گردشگري و پيدا كردن بازارهاي جديد رقم خواهد خورد. در كنار سياستگذاري و تلاشهاي رياست سازمان سينمايي، ظرفيتهاي زيادي در بيرون از سينما وجود دارد كه هنوز به اندازه كافي به اين حوزه متصل نشدهاند. شايد بخشي از راه آينده همينجا باشد. لازم نيست همه چيز يكباره اتفاق بيفتد. چند تجربه كوچك، واقعي و قابل سنجش ميتواند شروع خوبي باشد. سينماي ايران براي عبور از اين دوره فقط به حمايت بيشتر نياز ندارد، بلكه به تقاضاي تازه، مخاطب تازه و پيوندهاي تازه با زندگي و اقتصاد مردم نياز دارد. و شايد مهمتر از همه، نبايد اجازه داد سينما از زندگي مردم و اميد سينماگران فاصله بگيرد. روز ملي سينما، پيش از هر چيز، روز انسانهايي است كه هنوز به سينما اميد دارند.