جنگ و آلودگي خليجفارس و درياهاي جنوبي ايران
مهدي زارع
جنگ و تجاوز نظامي عليه ميهنمان و محاصره دريايي از سال ۱۴۰۴ تا نيمه ۱۴۰۵ در خليجفارس و درياي عمان، بحران محيطزيستي فزايندهاي به وجود آورده است. حملات به كشتيهاي تجاري، زيرساختهاي نفتي و انبارهاي سوخت، حجم عظيمي از هيدروكربنها، هيدروكربنهاي آروماتيك چند حلقهاي، فلزات سنگين و آلايندههاي ذرهاي را به يك حوضه دريايي نيمهبسته و منحصر به فرد حساس وارد كرده است. پايش محيطي و نظارت ماهوارهاي تا 11 شهريور 1405 نشان ميدهد كه آلودگي نفتي دريايي در خليجفارس، تنگه هرمز و خليج عمان در چندين منطقه عملياتي و محيطزيستي مجزا قابل تاييد است. منابع اصلي نشت فعال و مناطق تحت اثر آنها در سه مركز جغرافيايي قرار ميگيرند. شمال تنگه هرمز و جزاير قشم، لارك، هرمز و تركيبي از تخليه سنگين سوخت - نفت خام از كشتي فلهبر آسيبديده
Minoan Pioneer كه در شمال شرقي خصب مورد اصابت قرار گرفته، نشت مداوم از تانكرهاي از كار افتاده يا لنگر انداخته در نزديكي جزيره لارك مانند كشتيهاي Kavomaleas و كشتيهاي ناوگان تاريك بدون پرچم، همچنان ادامه دارد. مهار اضطراري و پاكسازي ساحل، لكههاي سطحي را در جزيره قشم، مناطق جزر و مدي جنوبي بين ساحل سوزا، شيب دراز، مناطق لانهسازي حياتي براي لاكپشتهاي دريايي منقار عقابي كه به شدت در معرض خطر انقراض هستند و همچنين، كانالهاي پيراموني در نزديكي ذخيرهگاه زيستكره حرا، كاهش داده اما گلولههاي قير و هيدروكربنهاي زيرسطحي در رسوبات محلي باقي ماندهاند. تصاوير ماهوارهاي در جزاير لارك و هرمز نشان ميدهد كه لكههاي فعال، چند كيلومتري به سمت شمال-شمال شرقي، به سمت جزاير لارك و هرمز در حال حركت هستند كه ناشي از برخورد طولاني بدنه كشتيها و حملات نظامي محلي به امكانات ساحلي است. در بندرعباس آلودگي عملياتي محلي، نشت سوخت بانكر و روانابهاي شيميايي از تاسيسات بندري هدف حملات، سطح هيدروكربن را در حوضچههاي كمعمق بندر بالا ميبرد. در مركز و غرب خليجفارس، در مناطق بارگيري و لنگرگاههاي فراساحلي هم، نشتهاي عملياتي كم ژرفا، حوادث انتقال كشتي به كشتي در حمل و نقل مخفيانه -عبور ناوگان تاريك- و آسيبهاي موضعي در اطراف پايانههاي نفتي فراساحلي هم، موجب آلودگي است. از طريق ماهواره، لكههاي پراكنده و دورهاي در جزيره خارگ و سكوهاي فراساحلي و همچنين، در اطراف مراكز بارگيري نفت جزيره خارگ و مجتمعهاي سكوهاي اطراف شناسايي شده است. در مناطق لنگرگاه فجيره و صحار هم، ازدحام شديد كشتيها در خارج از تنگه هرمز، منجر به افزايش تخليه سوخت كشتيها شده و سطح هيدروكربنهاي پسزمينه را در خوراك آب دريا افزايش داده در حالي كه اين خوراك، توسط كارخانههاي نمكزدايي منطقهاي استفاده ميشود. دانشمندان علوم دريايي، در مورد يك خطر محيط زيستي ثانويه رو به رشد در سواحل هم هشدار ميدهند؛ صدها كشتي تجاري كه ماههاست در لنگرگاههاي خليجفارس معطل ماندهاند، سطوح بالايي از رسوب زيستي بدنه -كشتيچسبها، جلبكهاي مهاجم، صدفها- را انباشتهاند كه با ازسرگيري روال عادي حمل و نقل جهاني، اين رسوب زيستي بدنه كشتيها، يك خطر جدي از نظر ايجاد گونههاي مهاجم در سراسر جهان ايجاد خواهد كرد.
كشتي «كارولين بزنگي» 5 شهريور امسال (27 آگوست 2026) در جزيره القبليه عمان و در نزديكي جزيره حلانيات، به گل نشست و صدها هزار بشكه نفت خام سنگين و نفت كوره را به صورت مستقيم به آبهاي آزاد نشت داد و هنوز هم نفت خام از اين كشتي به آبهاي آزاد نشت ميكند.
درياي مواج و بادهاي شديد به پراكندگي نفت نشت شده ميانجامد. حملات به پالايشگاههاي ساحلي، مخازن ذخيره سوخت، پايانههاي بارگيري و سكوهاي نفتي فراساحلي هم باعث رسوب دوده در جو و كربن سياه روي سطوح دريا و هم باعث ورود رواناب سمي مستقيم به آبهاي مجاور شده است. آسيب ساختاري مهار نشده به خطوط لوله زير دريا و چاههاي آب كمعمق در اطراف تنگه هرمز هم منجر به حبابهاي دايمي و كمژرفاي هيدروكربني شده و سمي بودن آب محيط را افزايش داده است. اثرات محيطزيستي بر جزاير و بنادر آسيبپذير هم فراوان بوده است. ورود لكههاي نفت خام سنگين در جزيره قشم و ذخيرهگاه زيستكره حرا، ريشههاي درختان حرا را پوشانده و زيستگاههاي بچهماهيها را تهديد ميكند. يك لكه نفتي با وسعت بيش از 2000 كيلومتر مربع در جنوب عمان و در محدوده جزاير حلانيات و مصيره در حال حركت است.
سواحل مهم لانهسازي لاكپشتهاي دريايي سبز و سرخرنگ و صخرههاي مرجاني محلي، جزاير خليجفارس ازجمله خارگ، لارك، هرمز از مهمترين محدودههاي در معرض تهديدند. نزديكي به حملات سنگين دريايي و اسكلههاي بارگيري نفت، مناطق بين جزر و مدي را در معرض بقاياي مزمن سوخت، هيدروكربنهاي آروماتيك چند حلقهاي سمي و زبالههاي شناور قرار ميدهد. در بنادر بزرگ بندرعباس، جبل علي و فجيره هم، لاشه كشتيهاي غرق شده و سوخت ريخته شده در مخازن و روانابهاي شيميايي محلي، حوضچههاي كمژرفاي بنادر را آلوده كرده و بهشدت به عمليات دريايي و بومشناختي بندر آسيب رسانده است.
خطرات شديد محيطزيستي و زيرساختي شامل تهديد آبگيري است، چون خليجفارس براي تامين آب شهري به شدت به نمكزدايي آب دريا متكي است اما آلودگي دريچههاي ورودي آب شيرينكنها به لكههاي نفتي شناور و تركيبات آلي فرار محلول، امنيت آب آشاميدني منطقهاي را به خطر مياندازد. هيدروكربنها در ژرفاي كم با عمق متوسط حدود ۳۵ متر خليجفارس به سرعت تجزيه نميشوند و بخشهاي سنگين، در رسوبات ريزدانه كف دريا فرو ميروند كه تجزيه بيهوازي، باعث سميت چند ساله ميشود. آروماتيكهاي محلول مانند بنزن هم، ذخاير ماهيهاي تجاري، سختپوستان كف دريا و پستانداران دريايي را مختل ميكنند. همچنين، تاسيسات نفتي در حال سوختن، تودههاي متراكمي از كربن سياه و دياكسيد گوگرد آزاد ميكنند. آلودگي جوي، اين آلايندههاي ذرهاي را دوباره به ستون آب برميگرداند و لايههاي سطحي را در مناطق نزديك ساحل اسيديتر ميكند.
بعد از گسترش لكه نفتي در خليجفارس، فرضيهاي مبني بر «توليد كنترل نشده» و سرريز سوخت ايران به دريا ايجاد شد و توجيه اين فرضيه اين بود كه
در اثناي محاصره بنادر توسط امريكا، اپراتورهاي ايراني، به دليل پر شدن مخازن ذخيرهسازي ساحلي، به عمد، نفت خام را در دريا تخليه كردهاند كه مطالعه تصاوير ماهوارهاي، نشان داد كه اين فرضيه نادرست است چون تخليه كنترل نشده نفت خام در درياي آزاد، باعث افت فشار برگشتناپذير مخزن، تخريب زيرساختهاي ساحلي و آسيب شديد به اكوسيستمهاي داخلي مانند ذخيرهگاه حرا در قشم ميشود، بنابراين، به محض مواجهه پايانهها يا بنادر صادراتي با محاصره يا اجراي تحريمها، شركتهاي ملي نفت، با مهار يا بستن چاهها و كاهش فشار در سر چاهها و استفاده از واحدهاي شناور ذخيرهسازي و تخليه فراساحلي يا كاهش توان عملياتي پالايشگاه، حجم پاييندستي را مديريت ميكنند، بنابراين، نشت نفت در جزيره قشم، هنگام و شيب دراز در مرداد 1405 (آگوست 2026) «تخليه عمدي و كنترل نشده نفت به دليل اشباع ذخاير» نبود بلكه به طور مستقيم ناشي از برخورد پرتابه امريكا به كشتيهاي تجاري و اختلالات فيزيكي در نزديكي تنگه هرمز بود. در حملات متوالي دريايي در تنگه هرمز، تانكرهاي تجاري و كشتيهاي فلهبر آسيب ديدند. تصاوير ماهوارهاي و مقامات دريايي هم، يك لكه بزرگ در حال نزديك شدن به سواحل جنوبي قشم (سوزا و شيب دراز) را به كشتي فلهبر آسيب ديده و تخليه سنگين سوخت-لجن از گروه كشتيهاي تجاري آسيبديده مرتبط دانستند. درگيريها و حملات نظامي مداوم كه كريدورهاي حمل و نقل انرژي را هدف قرار ميداد، به بدنه و سوخت كشتيها آسيب رساند و به دنبال اين حملات، فرآوردههاي تصفيه شده و نفت خام به آبهاي آزاد ريخته شد و بادهاي موسمي و جريانهاي سطحي قوي در ماه مرداد (آگوست) اين لكهها را به طور مستقيم به مناطق كمژرفاي جزر و مدي قشم هدايت كرد. در حملات امريكا همچنين، تاسيسات دريايي، انبارهاي ذخيرهسازي نفت و داراييهاي دريايي در نقاطي ديگر از خليجفارس ازجمله جزيره لاوان هدف قرار گرفت. بنابراين، آلودگي خاص مرداد امسال (آگوست 2026) در امتداد ساحل جنوبي قشم، نه به دليل بمباران يا حمله موشكي مستقيم به جزيره قشم، بلكه ناشي از آسيب ديدن كشتيهاي تجاري و تخليه سوخت در حال عبور از تنگه بود. با گسترش اين آلودگي تقريبا ۳.۲ هكتار از خط ساحلي و ۹ هكتار از آبهاي ساحلي تحتتاثير قرار گرفتند و زيستگاههاي لانهسازي لاكپشتهاي منقار عقابي شيب دراز و ذخيرهگاه زيستكره حرا تهديد شدند. سازمان حفاظت محيطزيست، سازمان بنادر و دريانوردي و شهرداريها، با استفاده از بومهاي نفتي، جمعآوري مكانيكي شن و ماسه و پدهاي جاذب، عمليات مهار را اجرا كردند.