مهدي بيك اوغلي
در پي ماهها رويارويي تحميلي و تداوم فشارهاي همهجانبه عليه ايران، تحولات ميداني و ژئوپليتيك در خليج فارس و درياي سرخ وارد مرحلهاي تعيينكننده شده است. همزمان با ناكامي راهبرد واشنگتن در تحميل اراده نظامي و افزايش هزينههاي اقتصادي در داخل امريكا، دستگاه ديپلماسي كشورمان با تحرك در مجامع بينالمللي نظير بريكس و فعالسازي كانالهاي منطقهاي، بهدنبال مهار جنگطلبي و تثبيت دستاوردهاي راهبردي كشور است. حميدرضا جلاييپور، تحليلگر مسائل سياسي و استاد دانشگاه، در گفتوگو با «اعتماد» به تشريح ابعاد چند وجهي اين تقابل ميپردازد. او معتقد است همافزايي ميان «دفاع مقتدرانه ميداني» و «ديپلماسي واقعبينانه» تنها مسير عبور عزتمندانه از اين پيچ حساس تاريخي است؛ مشروط بر آنكه انسجام داخلي از گزند تندرويهاي سياسي و دوقطبيسازيهاي جناحي مصون بماند. جلاييپور با تاكيد بر اينكه جنگ كنوني كاملا به ايران «تحميل» شده و تهران هرگز آغازگر تنش نبوده است، مقاومت همزمان حاكميت و بدنه اجتماعي را عامل اصلي ناكامي ائتلاف ترامپ- نتانياهو ميداند. از نگاه او، محاسبات واشنگتن براي فروپاشي سريع ساختار ايران با شكست مواجه شده و امروز كاخ سفيد ميان تداوم يك جنگ فرسايشي پرهزينه و خروج بدون دستاورد، در بنبست گرفتار آمده است؛ وضعيتي كه با جهش بهاي سوخت و تورم فزاينده در داخل امريكا تشديد شده است. اين استاد دانشگاه معتقد است مديريت بحران دو ركن تفكيكناپذير دارد: بازدارندگي نظامي در صحنه نبرد و بهرهگيري هوشمندانه از ابزار ديپلماسي براي تثبيت دستاوردها در نظام بينالملل. بر همين مبنا، ابتكارات منطقهاي دولت، از جمله رايزنيهاي مسقط و تبيين مواضع در اجلاس بريكس، پادزهر پروژه ايرانهراسي و مقدمهاي براي شكستن محاصره اقتصادي و بازگشت به ميز تفاهم به شمار ميرود. به اعتقاد اين استاد دانشگاه موازنه ناشي از نفوذ در گذرگاههاي دريايي (تنگه هرمز و بابالمندب) و دست برتر يمن، كارتهاي اثرگذاري در اختيار تهران قرار داده است تا از موضع قدرت، ضمن بهبود مناسبات با همسايگان جنوبي خليجفارس، طرف مقابل را به اجراي تعهدات بينالمللي وادار كند. او همچنين بهشدت از جريانهاي افراطي كه با ذهنيت رقابتهاي انتخاباتي ۱۴۰۳ دست به تضعيف دستگاه اجرايي و ساخت دوقطبيهاي كاذب مانند «ميدان در برابر ديپلماسي» ميزنند، انتقاد ميكند و پوششدهي اين رفتارها در صداوسيما را آسيب زننده به منافع ملي ميداند. جلاييپور در پايان نسخه عبور عزتمندانه كشور از اين شرايط خطير را منوط به «تقويت پيوند ملت و حاكميت»، «حفظ انسجام عمومي با محوريت نمادهاي فراگير ملي مانند پرچم ايران»، «بازتعريف رسانه ملي براي تمامي اقشار»، «استمرار حضور اجتماعي براي خنثيسازي سناريوي آشوب رژيم صهيونيستي» و در نهايت «استفاده از ظرفيتهاي زميني و درياي شمال براي تداوم صادرات نفت تا سقف دستكم ۶۰۰ هزار بشكه در روز» معرفي ميكند.
پس از فشارهاي سنگين دولت ترامپ و تحميل درگيريهاي نظامي به منطقه، شواهد نشان ميدهد تابآوري دفاعي كشور محاسبات طرف مقابل را برهم زده است. امروز ايران در آبراههاي حساس تنگه هرمز و بابالمندب موقعيت اثرگذاري دارد و كارآمدي مسيرهاي جايگزين نيز زير سوال رفته است. اين آرايش ميداني را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
مساله اين است كه در جنگ دوازده روزه جنگ به ايران «تحميل» شد و در جنگ چهل روزه اين جنگ تحميلي دوباره به ايران «تحميل» شد. در واقع ايران مطلقا دنبال جنگ نبود. لذا در برابر اين جنگ تحميلي، ايران (حكومت و جامعه) شجاعانه به رغم تحمل خسارات از كشور دفاع كرد و دشمن را (نتانياهو-ترامپ) در رسيدن به اهدافش ناكام گذاشت و جهانيان را به تحسين واداشت. ايران در اين «جنگ نابرابر» دفاع عزتمندانه كرد و شايسته است تا عبور از اين شرايط جنگي اين دفاع عزتمندانه را ادامه دهد. پيروزيهاي يمن عليه محاصره اقتصادي عربستان نيز به ايران كمك خواهد كرد.
صحبتهاي رييسجمهور در اجلاس بريكس و ديدارهاي ايشان با رهبران ساير كشورها در حاشيه اين اجلاس حاكي از تلاش دولت براي تداوم سياستهاي تنشزدايي بود. پزشكيان اعلام كرد ايران آماده بازگشت به تفاهم است و از توافق قريبالوقوع با عمان و كشورهاي ديگري چون عراق و... سخن گفت. تداوم سياست تنشزدايي توسط دولت در عين برخي نشانههاي توفيق در ميدان را چطور ميتوان ارزيابي كرد؟
بهطور كلي جنگ دو چهره دارد. يكي دفاع نظامي در برابر دشمن متوهم و جرار است. دوم پيشبرد ديپلماسي براي نقد كردن دفاع مدافعين در عرصه جهاني است. در شرايطي كه دشمن دايم تبليغ ميكند كه ايران آبراهها را ناامن ميكند، سخنان پزشكيان در بريكس و اقدامات وزارت خارجه در نشست كشورهاي حاشيه جنوب خليج فارس در عمان، خنثيكننده اين جوسازيها عليه ايران است.
همزمان با اين تحولات، ترامپ در امريكا شرايط دشواري را سپري ميكند. قيمت بنزين و گازویيل در ايالتهاي مختلف امريكا افزايش يافته و انتقادها از اين جنگ بيحاصل بالا رفته، اين فشارها به ترامپ چه وضعيتي را براي ايران شكل ميدهد؟
ترامپ متوهم نسنجيده اما خائنانه به ايران حمله كرد. تصور ميكرد مثل ونزوئلا يكي- دو روزه جنگ در ايران را تمام كرده و نفت و حكمراني كشور را تصاحب ميكند. در واقع ترامپ خبر از دفاع جانانه ايران نداشت. اينك پس از هفت ماه جنگ و درگيري و فشار، ترامپ نه راه پس دارد نه راه پيش. نه ميتواند جنگ را ادامه دهد نه ميتواند صحنه جنگ را رها كند و برود و حالا به محاصره دريايي و اقتصادي متوسل شده است. از طرفي با انجام اين جنگ براي مردم امريكا هم مشكل درست كرده است. سوخت (بنزين و گازویيل) در امريكا گران شده و از طرف ديگر به رشد تورم و گراني كالاها دامن زده است.
تحولات يمن هم شرايط خاصي را در بخش درياي سرخ به نفع ايران شكل داده. اين شرايط را چطور ميتوان تحليل كرد. ايران چگونه بايد از اين كارت بهره گيرد تا اولا منجر به بهبود رابطه با عربستان و بعد تثبيت دستاوردها در يمن شود؟
هدف اصلي ايران در درجه اول بايد شكستن محاصره دريايي و عبور عزتمندانه از اين جنگ نابرابر باشد. پيروزي حوثيها در يمن و به علاوه اقدامات ايران در همكاري با كشورهاي حاشيه خليج فارس، زمينهاي را فراهم ميكند كه ايران بهتر بتواند مفاد تفاهمنامه را پيگيري كند.
همزمان به بهبود وضعيت منطقهاي در عرصه داخلي تحركات برخي طيفها براي فشار به دولت و دوقطبيسازيها ادامه دارد. مثلا در برخي از تجمعات به جاي دشمن بيروني به مسوولان دولتي و چهرههاي سياسي تاخته ميشود. اين چند صدايي در داخل چه خطراتي دارد و چقدر مهم است كه يك صداي واحد از درون به گوش برسد؟
متاسفانه بايد بگويم اين تندروها دغدغه ايران را در اين شرايط جنگي ندارند. هنوز خود را در شرايط انتخاباتي ١۴٠٣ ميبينند. اين افراد و گروههاي خاص خيلي نگرانند رهبري، دولت و شعام عزتمندانه ايران را از اين جنگ عبور دهند و ايران وارد ريل پيشرفت اقتصادي شود. اين تندروها با دوگانهسازي كاذب (ميدان/مذاكره) دنبال تخريب دولت هستند. صدا وسيما هم متاسفانه به آنان ضريب و پوشش ميدهد. لذا شايسته است حاكميت بيتوجه به اين تخريبها و جوسازيها هدف عبور عزتمندانه ايران را از اين جنگ نابرابر دنبال كند.
نهايتا دورنماي آينده را چگونه ميبينيد و براي افزايش مشاركت مردم در تصميمسازيها چه راهبردي را پيشنهاد ميكنيد؟
تا هنگام عبور عزتمندانه ايران از اين پيچ جنگي شايسته است:
١) پيوند حاكميت و همه اقشار جامعه حفظ شود.
٢) اجتماع مردم در ميدانها تا قطعي شدن شكست دشمن، ادامه پيدا كند. چون دشمن و در راس آن اسراييل به ايجاد آشوب در ايران دل بسته است و اجتماع مردم در شبها خنثيكننده توطئه دشمن است.
٣) محتواي تبليغي اجتماعات به شبهاي جنگ چهل روزه بازگردد. آن شبها همه اقشار با پرچم ايران حاضر ميشدند. متاسفانه پس از تشييع پيكر رهبري، تندروي در مديريت اجتماعات مردم، اين اجتماعات را خلوت كرد. اجتماعات ايراني با پرچم ايران شايسته است تقويت شود.
۴) شايسته است برنامههاي سياسي صداوسيما براي 90 ميليون ايراني باشد نه فقط براي هواداران هميشگي جمهوري اسلامي. صداوسيما تبليغ هم براي هواداران انجام ندهد، هواداران پاي كار جمهوري اسلامي هستند.
۵) شايسته است تا شكستن محاصره دريايي امريكا عليه ايران، تلاش شود حداقل ششصدهزار بشكه نفت از مرزهاي زميني و مرز دريايي در شمال كشور صادرات انجام شود.