• 1405 دوشنبه 23 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6417 -
  • 1405 دوشنبه 23 شهريور

مهار نفوذ در گلوگاه‌ها

قادر باستاني‌تبريزي

دو جنگ اخير و ضربه‌هايي‌ كه به ساختار حكمراني و فرماندهي ‌كشور وارد شد، يك واقعيت نگران‌كننده را آشكار كرد كه دشمن توانسته در بخش‌هايي نفوذ كند. اما خطر بزرگ‌تر آن است كه در واكنش به اين واقعيت، به جاي پيدا كردن ضعف‌هاي خود، شروع به متهم‌ كردن يكديگر به نفوذي ‌بودن كنيم. چنين رويكردي مساله را حل نمي‌كند و ما را از يافتن نفوذ واقعي دور مي‌سازد. نفوذ را نبايد فقط در چهره افراد جست‌وجو كرد. بايد ديد چه ضعف‌هايي در ساختار تصميم‌گيري وجود دارد كه به دشمن امكان اثرگذاري مي‌دهد. نفوذ را نبايد به افراد تقليل داد. نمي‌توان جامعه را به دو دسته سفيد و سياه تقسيم كرد و براي هر كس كه با ما اختلاف‌نظر دارد، احتمال ارتباط با دشمن ساخت. چنين نگاهي خطرناك است، چون در يك ساختار پيچيده، نفوذ الزاما از طريق حضور يك «عامل» در يك اتاق اتفاق نمي‌افتد. گاهي نفوذ از طريق تغيير دادن صورت مساله، جابه‌جا كردن اولويت‌ها، جلوگيري از شنيده شدن يك نظر، حذف يك گزارش، بزرگنمايي يك تهديد يا حتي توليد يك باور قطعي و غيرقابل‌ بحث اتفاق مي‌افتد. هدف نفوذ منحرف ‌كردن يك نظام، سازمان يا دستگاه از اهداف خود يا به تاخير انداختن دستيابي به آنهاست. بنابراين اول بايد بدانيم هدف چيست. اگر هدف‌ها روشن، قابل سنجش و قابل ارزيابي نباشد، تشخيص انحراف هم دشوار مي‌شود. وقتي همه اهداف در قالب گزاره‌هاي كلي و آرماني بيان شود، هر كس مي‌تواند خود را مدافع هدف و ديگري را منحرف معرفي كند. نتيجه، همان جنگ حيدري - نعمتي مي‌شود كه در آن خادم و خائن، درست و غلط و موفقيت و شكست، به قضاوت سياسي افراد وابسته مي‌شود. نتيجه چنين شرايطي، لوث شدن مفهوم نفوذ است. اگر هر مخالفي تحت هدايت دشمن معرفي و هر نقدي نشانه عمليات رواني تلقي شود، دستگاه اطلاعاتي هم به ‌تدريج از ماموريت اصلي خود دور مي‌شود.

بدتر آنكه ممكن است برخی از اين ادبيات براي فرافكني و پوشاندن ضعف‌هاي مديريتي استفاده كنند. در اين صورت، مك‌كارتيسم نه‌تنها به مخالفان آسيب مي‌زند، بلكه به دشمن نيز خدمت مي‌كند، چون ردپاي واقعي شبكه‌هاي نفوذ را در ميان انبوه پرونده‌هاي ساختگي و اتهام‌هاي بي‌پايه گم مي‌كند. اگر گفته شود گروهی تحت تاثير موساد يا هر شبكه خارجي هستند، دامنه مساله آنقدر گسترده مي‌شود كه تشخيص موارد واقعي دشوار خواهد شد. نفوذ واقعي معمولا گسترده نيست و درست در جايي قرار مي‌گيرد كه اثر آن گسترده شود. يك فرد در حاشيه ممكن است هيچ اهميتي نداشته باشد، اما يك اثرگذاري كوچك در يك گلوگاه حساس تصميم‌گيري، مي‌تواند پيامدهايي بسيار بزرگ داشته باشد. بنابراين به جاي پرسش «چه كسي نفوذي است؟» بايد پرسيد چه كسي بر كدام تصميم اثر گذاشته، از چه مسيري، بر اساس چه اطلاعاتي و با چه پيامدي؟ اين پرسش‌ها ما را از فردمحوري به سازوكارمحوري مي‌برد. يكي از خطرناك‌ترين شكل‌هاي نفوذ، ساختن گزاره‌هاي ايدئولوژيك ابطال‌ناپذير است‌ كه نتوان درباره آن استدلال كرد، شواهد مخالف را نمي‌پذيرد و هر كس آن را نقد كند، متهم به بي‌اعتقادي يا همراهي با دشمن مي‌شود، عملا راه تصميم‌گيري عقلاني را مي‌بندد. از اين منظر، طرح پرونده‌هايي عليه دانشگاهيان، هنرمندان يا پژوهشگران بايد با دقت بسيار بيشتري انجام شود. مساله اين نيست كه اين گروه‌ها نمي‌توانند مورد سوءاستفاده دشمن قرار گيرند. مساله اين است كه بايد رابطه مشخص ميان فرد، اطلاعات، دسترسي، تصميم و اثرگذاري اثبات شود. كسي ‌كه چند كنفرانس خارجي رفته، لزوما به اطلاعات راهبردي كشور دسترسي ندارد و هنرمندي‌ كه ديدگاه سياسي متفاوتي دارد، الزاما در فرآيند تصميم‌گيري امنيتي نقشي ندارد. در شرايط جنگي، منابع اطلاعاتي و امنيتي كشور محدود است و حتي قدرتمندترين دستگاه‌هاي اطلاعاتي جهان نيز با محدوديت نيرو، بودجه و توان كارشناسي روبه‌رو هستند. بنابراين مهم است‌كه اين منابع در مهم‌ترين ماموريت‌ها - يعني جمع‌آوري اطلاعات، تحليل تهديد، ضداطلاعات و به‌ويژه مقابله با جاسوسي - متمركز شوند. هر چه اين توان محدود ميان حوزه‌هاي متعدد و كم‌ ارتباط با ماموريت اصلي پراكنده شود، طبيعي است كه تمركز و توان دستگاه در نقاط حساس كاهش پيدا كند. مساله فقط كمبود منابع نيست، اولويت‌بندي و استفاده درست از منابع موجود است. در شرايط امروز، بازگشت و تمركز به ماموريت‌هاي اصلي يكي از مهم‌ترين گام‌ها براي تقويت امنيت كشور و مقابله موثرتر با نفوذ است. مقابله با نفوذ، با شعار و فهرست‌سازي ممكن نيست. بايد اهداف كشور دقيق‌تر تعريف شوند، نقاط حساس تصميم‌گيري شناسايي شوند، مسير گردش اطلاعات قابل رديابي باشد و تصميم‌هاي مهم امكان ارزيابي پسيني داشته باشند. بايد معلوم باشد چه گزارشي به چه تصميمي منجر شده و اگر آن تصميم اشتباه بوده، خطا در كدام مرحله رخ داده و از همه مهم‌تر، بايد ميان نقد، اختلاف‌نظر و نفوذ، مرز روشن گذاشت. 
دشمن كه به دنبال شكاف اجتماعي و سياسي است، يك شايعه را به شكلي باورپذير منتقل مي‌كند. يك جمله را از كسي نقل مي‌كند. سوءظني ايجاد مي‌كند و آن را به وظيفه‌اي اخلاقي و شرعي تبديل مي‌كند. از اينجا به بعد، افراد خودشان كار دشمن را ادامه مي‌دهند، بدون آنكه بدانند چه كسي آغازگر ماجرا بوده است. بنابراين مهم‌ترين پادزهر نفوذ، تقويت عقلانيت دروني و باز نگه داشتن راه گفت‌وگو است. جامعه‌اي كه در آن هر اختلاف‌نظري به خيانت تعبير نشود، نقد امكان شنيده شدن و پاسخ گرفتن داشته باشد و تصميم‌هاي مهم بر پايه اطلاعات و شواهد قابل بررسي گرفته شوند، كمتر در معرض نفوذ قرار مي‌گيرد. در چنين جامعه‌اي، شايعه سخت‌تر جاي حقيقت را مي‌گيرد و اتهام نمي‌تواند به ‌سادگي جاي استدلال بنشيند. جامعه‌اي كه امكان گفت‌وگو و اصلاح خطا را حفظ مي‌كند، منسجم‌تر است و البته در برابر نفوذ دشمن نيز مقاوم‌تر خواهد بود.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون