جدلهاي داخلي يعني دست كم گرفتن خطرها
جعفر گلابي
يك معيار مهم و ساده و شفاف وجود دارد كه بر اساس آن ميتوان حسننيت و ميهن دوستي افراد و احزاب و جريانها را تشخيص داد. اين معيار هنگام خطر براي كشور وضوح بيشتر پيدا ميكند و راهنماي خوبي درجهت تشخيص تعهد افراد به مصالح ملي است. مسلما در هر موضوعي اختلاف در روشها و تعيين اهداف وجود دارد و طبع بشري را گريزي از آن نيست. مثلا در موضوع جنگ و تجاوز اسراييل و امريكا عليه ايران و روشهاي مقابله با آن در ميان سياسيون اختلاف نظر وجود دارد چنانچه برخي بر سنگين كردن كفه ميدان نظر دارند و امريكا را فاقد حداقلهاي اخلاقي براي اعتماد اعلام ميكنند و برخي مذاكره و ديپلماسي را مرجح ميدانند و معتقدند كه دستاوردهاي مقاومت و شجاعت نيروهاي مسلح و مردم را بايد از طريق مذاكره و تفاهم تثبيت كرد. البته هر كدام براي نظر خود ادله و شواهد قابل توجهي دارند ولي مهم نوع بيان و ادبيات و لحن آنهاست. اصولا در نوع ادبيات سياسي ميتوان بسياري از اهداف و اغراض و اخلاقها را تشخيص داد. كسي كه ميخواهد جامعه و تصميمگيران كشور را به راه و روشي متقاعد كند و هدفي براي تخطئه و منكوب ديگران ندارد حداكثر ادب و احترام را در گفتن و نوشتن بهكار ميگيرد و به جاي نيش و كنايه و اتهام بر عمق استدلال و استناد خود ميافزايد. خردمندان دلسوز به فكر امنيت كشور و مردم هستند و در اظهاراتشان نشانهاي از هو كردن مخالفان يا متهم كردن آنها ديده نميشود. ما ميتوانيم متواضعانه با يكديگر گفتوگو كنيم و در سخنان رقيب حقيقت را جستوجو و راههاي رفع خطرها را بيابيم. متاسفانه در ميان تندروان اصولگرا رويههاي مذموم تا نهادينه شدن پيش رفته است و احتمالا محترمانهترين نهيها از اين منكرات فاقد اثر لازم است. اتفاقا آنها اشتباه بزرگي ميكنند چرا كه حرفهاي حقشان با الحان تند و گزنده اصلا مسموع نميشود. مثلا در همين دو جنگ اخير سخن آنها مبني بر نهايت غيرقابل اعتماد بودن امريكا به اثبات رسيد و روشن شد حتي اعتبار امضاي رييسجمهور اين كشور كه در حضور آقاي مكرون انجام شد دوام چند روزه ندارد! افراطيون جناح راست همين معناي درست را طي سالهاي گذشته چنان تند و خشن و شعاري بيان ميكردند كه مخاطب را از شنيدن و فكر كردن دور و براي امريكا دوستان وزانت درست ميكردند! همين حالا حملات تند و گزندهاي به آقايان خاتمي و روحاني ميشود، چرا كه خواستار صلح شرافتمندانه شدهاند. البته روشن است كه منظور از صلح فراموشي جنايات امريكا نيست ولي راهي جز خاتمه جنگ به صورت عزتمندانه وجود ندارد. اگر كساني فكر ميكنند امكان شكست و نابودي كامل ناوها و پايگاههاي امريكا در منطقه وجود دارد و هزينه سنگيني متوجه كشور نميشود ميتوانند با منطق و شواهد قابل اتكا جامعه و مسوولان را قانع كنند و همگان را با خود همراه سازند. با درشتي و اتهام و شعار كه نميشود يك كشور را در مسير افزايش تنشها و خطرات بزرگ نگه داشت. اما اگر در آقايان و خانمهاي تندرو اصولگرا گوشي براي شنيدن توصيه دلسوزانه وجود ندارد با افراطگرايي برخي اصلاحطلبان چه بايد كرد؟ انسان حسرت ميخورد كه بعضي از اصلاحطلبان هم همين روش را در جهت عكس به كار ميگيرند. اگر تندگويان اصولگرا براي خود مفاهيم ثابتي دارند و ادعايي در جهت اصلاح روشي يا منشي نميكنند، اصلاحطلبان تندرو چگونه تناقض اصلاحگرايي با آمريت و تندي و درشتي و توقف در اختلافات داخلي را حل ميكنند؟ متاسفانه برخي اصلاحطلبان در جنگ تحميلي سوم كارنامه قابل قبولي از خود بروز ندادند و در محكوميت تجاوز امريكا و اسراييل و ترور رهبر انقلاب و فرماندهان نيروهاي مسلح و مردم بيگناه ورودي همهجانبه و عملي از قبيل شركت در تجمعات خودجوش و سراسري نداشتند. تجمعاتي كه با حضور همه جريانهاي ميهن دوست ملي و موثرتر باقي ميماند. آن زمان، زمان فرياد و صراحت و شدت بود. برخي در حوادث دي ماه ماندند آنچنانكه عمق شناعت تجاوز به ميهن آن هم در سطحي بيسابقه را درك نكردند. آن كمكاري در تضعيف موضع درست كنونيشان موثر شده و براي خاتمه جنگ ميدان مانوري وسيع ندارند. وفاقي كه آقاي رييسجمهور بر آن تاكيد دارد و براي كشور حياتي است بيش از آنكه در سطح سياسيون عملي شود در جامعه نمود پيدا كرد. بدون كوچكترين اغراقي انواع خطرها متوجه كشور است و كمترين افتراقها اين خطرات را چند برابر خواهد كرد. آيا ممكن است كسي يا جريان غيروابستهاي خيال كند كه دشمنان اهل رحم و مروتند؟! شايد بتوان گفت كه امروز مشغولان به اختلافات داخلي خطرها را دستكم گرفتهاند و شايد رقيب داخلي را خطرناكتر تلقي كردهاند! اكنون حتي بيشتر از اسفند ماه ۱۴۰۴ نيازمند ادب و احترام و همدلي و برادري و گذشت و بزرگواري و گفتوگوي صميمانه و دوري از نيش و كنايه و اتهام و پروندهسازي در داخل هستيم. اگر از ناحيه اختلافات داخلي راه نفوذي براي ايرانستيزان پديد آيد، تاريخ قضاوت سخت و بيرحمانهاي نسبت به ما خواهد داشت.