• 1405 دوشنبه 23 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6417 -
  • 1405 دوشنبه 23 شهريور

از دام قيموميت تا احتياط راهبردي

عبدالناصر سعيد

خوانشي انتقادي از مداخله سعودي در يمن

درآمد: آنگاه كه روايت، جغرافيا را ميپوشاندمداخله نظامي عربستانسعودي در يمن در سال ۲۰۱۵ صرفا يك عمليات محدود نبود، بلكه مبتني بر تصوري بود كه تسلط انصارالله بر صنعا را امتدادي مستقيم از نفوذ ايران ميديد و فروپاشي ترتيبات سياسي پس از ۲۰۱۱ را خلأيي ميپنداشت كه ميتوان آن را با قدرت هوايي پر كرد. اما اين تصور، پيچيدگي ساختار يمن را پنهان كرد و اين واقعيت را ناديده گرفت كه انصارالله حركتي با ريشههاي اجتماعي، تاريخي و نظامي داخلي است كه از يك بازيگر محلي به قدرتي حاكم و سپس به طرفي تاثيرگذار در امنيت درياي سرخ تبديل شد. معضل اصلي اين بود كه رياض كوشيد بحراني يمني و پيچيده را با ابزارهايي حل كند كه براي رويارويي با تهديدي منطقهاي طراحي شده بودند. در نتيجه، جنگ از يك عمليات برقآسا به نبردي طولاني تبديل شد كه ائتلاف را فرسود، ساختار يمن را تضعيف كرد و حاشيه استقلال تصميمگيري صنعا را گسترش داد.

 

نخست: ميان دغدغه امنيتي و ميراث قيموميت

 رابطه عربستان با يمن از ديرباز با محاسبات امنيتي و ژئوپليتيكي عميق گره خورده بود. يمن همسايهاي معمولي نيست؛ كشوري پهناور با تراكم جمعيتي بالا، سواحل طولاني و موقعيتي كه يكي از مهمترين گذرگاههاي دريايي جهان را كنترل ميكند. اما اين دغدغه امنيتي در طول دههها به شيوهاي از مديريت ميدان يمن از طريق اتحادهاي محلي، ميانجيگري سياسي و حمايت مالي تبديل شد، بهگونهاي كه نخبگان يمني گاه آن را امتداد نظامي از قيموميت ميديدند كه هدفش نگهداشتن يمن ضعيف و تجزيهشده است. اينجاست كه اهميت مطالعات انتقادي، ازجمله اثر ناليني پرسرام با عنوان Reckoning with Revolutionary Yemen Under Saudi-American Bombs (انتشارات پالگريو مكميلان، ۲۰۲۵) آشكار ميشود؛ اثري كه جنگ را با تاريخ رقابت بر سر حاكميت و كوشش براي مهار نيروهاي يمني مخالف شبكههاي نفوذ سنتي پيوند ميزند. با اين حال، خوانش روشمندانه حكم ميكند كه از تبديل اين تفسير به حقيقتي يگانه بپرهيزيم: نگرانيهاي سعودي از موشكها، پهپادها و بيثباتي مرزي ساختگي نبود، اما وجود نگرانيهاي واقعي به اين معنا نيست كه توصيف حريف به عنوان «نيابتي محض ايران» دقيق بوده است.

 

دوم: محدوديتهاي تفسير «نيابت ايراني»

 قدرت انصارالله را نميتوان بدون بهرسميت شناختن حمايت سياسي و فني ايران فهميد، اما اين بهرسميت شناختن به معناي آن نيست كه صنعا دستگاه اجرايي تابع تهران است. مفهوم «نيابت» معمولا رابطهاي سلسلهمراتبي را پيشفرض ميگيرد كه در آن مركز فرمان ميدهد و طرف محلي اجرا ميكند. اما وضعيت يمن پيچيدهتر است؛ انصارالله در محيطي يمني رشد كرد، جنگهاي طولاني با دولت يمن و رقباي قبيلهاي و حزبي داشت و نهادهاي نظامي و امنيتي خود را در بستر جنگ داخلي توسعه داد. دقيقتر آن است كه رابطه صنعا و تهران را اتحاد، پشتيباني و همسويي استراتژيك بدانيم، نه وابستگي كامل. الكساندرا استارك، پژوهشگر موسسه راند، بر ضرورت عدم تقليل انصارالله به وكيل ايراني تاكيد كرده است و گزارشهاي ديگر نشان ميدهند كه اين گروه از استقلال عملياتي برخوردار استتفاوت ميان تاثير و وابستگي، اتحاد و وكالت و بهرهمندي از حمايت خارجي و از دست دادن قدرت تصميمگيري مهم است. سوءتفاهم در اين رابطه به استراتژي سعودي و امريكايي هر دو آسيب زد؛ زيرا فرض ميشد تفاهم با تهران براي پايان دادن به منازعه يمن كافي است، در حالي كه تجربه نشان داد هر توافقي بايد از صنعا نيز بگذرد.

 

سوم: از عمليات برقآسا تا فرسايش طولاني

 «توفان قاطع» (عاصفه الحزم) بر اين پيشفرض بنا شد كه برتري هوايي، حمايت بينالمللي و انسجام ائتلاف به نتايجي سريع ميانجامد. اما جنگ ثابت كرد كه تسلط هوايي براي تغيير ساختار قدرت بر زمين كافي نيست. ائتلاف در تبديل برتري نظامي به پيروزي سياسي ناكام ماند و دولت بهرسميتشناختهشده بينالمللي نيز نتوانست مركز قدرت ملي بسازد. تناقض ميان رياض و ابوظبي يكي از بارزترين نشانههاي اين ازهمگسيختگي بود...  

عربستان بر حفاظت از مرزهاي خود و جلوگيري از حملات موشكي تمركز داشت، درحالي كه امارات بر كنترل سواحل، بندرها و جزاير و حمايت از نيروهاي جنوبي با دستور كارهاي متفاوت متمركز شد.  گزارش كتابخانه مجلس عوام بريتانيا (آگوست ۲۰۲۶) مستند ميكند كه شوراي انتقالي جنوب نفوذ خود را گسترش داد، پيش از آنكه نيروهاي مورد حمايت عربستان بخشهاي وسيعي از آن دستاوردها را در اوايل ۲۰۲۶ بازپس بگيرند، همزمان با كاهش حضور نظامي مستقيم امارات. بدينسان جنگ درون اردوگاه مخالف صنعا به بخشي از خود جنگ تبديل شد.

 

چهارم: درياي سرخ و فلسطين

 ورود دوباره انصارالله به جنگ مرتبط با غزه از اواخر ۲۰۲۳، موقعيت يمن را در منازعه منطقهاي بازتعريف كرد. اين گروه اعلام كرد عمليات دريايياش كشتيهاي مرتبط با اسراييل را هدف ميگيرد و تاثير استراتژيك روشني برجاي گذاشت: هزينه كشتيراني افزايش يافت، شركتهاي حملو نقل مسير خود را تغيير دادند و بندر ايلات تحت فشار اقتصادي قرار گرفت. اين تحول به صنعا توانايي تاثيري فراتر از مرزهاي يمن بخشيد. براي عربستان، اين وضعيت معضلي پيچيده ايجاد كرد؛ از يكسو به حفاظت از كشتيراني، انرژي، سرمايهگذاريها و گردشگري نياز دارد و ازسوي ديگر نميتواند جايگاه مردمي مساله فلسطين را ناديده بگيرد. با اين حال، نبايد بُعد فلسطيني را به تفسيري يگانه تبديل كرد؛ عمليات دريايي همزمان اهدافي مرتبط با بازدارندگي، مذاكره و تثبيت مشروعيت قدرت در صنعا را دنبال ميكند.

 

پنجم: هزينه انساني به عنوان دليلي بر شكست

 ارزيابي جنگ تنها با بررسي نقشه نظامي ممكن نيست. جنگي كه به راهحل سياسي نرسيد و به قربانيان انبوه انجاميد، نميتواند مدعي تحقق اهدافش باشد. در آگوست و سپتامبر ۲۰۲۶، تجديد درگيري در جنوب غربي يمن به صدها كشته و زخمي و موجهاي گسترده آوارگي انجاميد؛ سازمان بينالمللي مهاجرت از آوارگي حدود ۴۶ هزار نفر در يك هفته خبر داد و هشدار داد كه اين رقم «ساعتي افزايش مييابدبراساس سازمان جهاني بهداشت، تنها ۶۰درصد مراكز بهداشتي با ظرفيت كامل كار ميكنند. هزينه انساني عنصري اخلاقي جدا از تحليل استراتژيك نيست؛ بر مشروعيت طرفها اثر ميگذارد، recruitment را تغذيه ميكند و احتمال تجزيه يمن را افزايش ميدهد.

 

ششم: اقتصاد و محدوديتهاي امنيت وارداتي

  جنگ يمن با پروژه تحول اقتصادي سعودي و چشمانداز ۲۰۳۰ همزمان شد كه به محيطي باثبات در منطقه، مسيرهاي دريايي امن و اعتماد بينالمللي نياز دارد. حملات موشكي و پهپادي ثابت كرد كه هزينههاي دفاعي كلان امنيت مطلق فراهم نميكند؛ فاصله ميان هزينه سلاح تهاجمي ارزان و سامانههاي رهگيري، معادلهاي اقتصادي و دشوار تحميل ميكند. تجربه نشان داد داشتن پيشرفتهترين سلاحها جايگزين نبود توافق سياسي با همسايگان نميشود.

 

هفتم: توسعه ميان امداد و بازتوليد نفوذ

 عربستان بهتدريج از تمركز بر گزينه نظامي به گسترش حضور از طريق كمكها و توسعه روي آورد. برنامه توسعه و بازسازي يمن مهمترين ابزار اين سياست است كه بستهاي به ارزش ۱.۹ ميليارد ريال سعودي (نيم ميليارد دلار) شامل ۲۸ پروژه در آب، بهداشت و حملو نقل را اعلام كرد. رشاد العليمي، رييس شوراي رهبري رياستي نيز خواستار «طرح مارشال خليج (فارسبراي بازسازي شد. اهميت اين پروژهها در كشوري جنگزده انكارناپذير است، اما توسعه اگر به ابزاري براي خريد وفاداري يا جايگزيني براي توافق تبديل شود، كاركرد سياسي خود را از دست ميدهد. توسعه در سايه محاصره، شكاف و فقدان حاكميت، هرقدر هم بودجه داشته باشد، شكننده ميماند.

 

هشتم: احتياط و بازتعريف امنيت

 جنگ رياض را به بازنگري موقعيت خود واداشت. دريافت كه اتكاي مطلق به تضمينهاي امريكا مانع حملات نميشود. توافق سعودي-ايراني با ميانجيگري چين در ۲۰۲۳ بيانگر گذار از منطق بازي صفر به مديريت رقابت بود.  عربستان همچنين به تنوع بخشيدن به شركاي دفاعي خود و گرايش به تركيه و پاكستان روي آورد تا وابستگي به يك منبع را كاهش دهد. با اين حال، سخن گفتن از نظام دفاعي منطقهاي جايگزين نيازمند احتياط است؛ شراكتهاي نظامي بهطور خودكار به اتحادهاي الزامآور تبديل نميشوند.

 

نتيجه: از مديريت يمن به همزيستي با يمن

تجربه جنگ نشان ميدهد كه ناكامي نه فقط نظامي، بلكه در تعريف مساله بود. رياض با يمن به عنوان پروندهاي امنيتي برخورد كرد كه با زور قابل كنترل است و با صنعا به عنوان امتداد ايران كه ميتوان آن را شكست، اما واقعيتها نشان داد يمن ميدان خالي نيست، انصارالله صرفا ابزار خارجي نيست.  راه به سوي صلح پايدار با توقف جامع عمليات، برداشتن محدوديتها از بندرها و فرودگاهها، گشودن مسير مذاكره با حضور نيروهاي اصلي يمني و تضمين استقلال تصميم يمن آغاز ميشود.  براي عربستان، منافع استراتژيك عميقتر در حفظ يمن ضعيف نيست، بلكه در يمني باثبات است كه بتواند رابطهاش با همسايگان را از موضع برابر اداره كند. همسايه ازهمپاشيده در كوتاهمدت كمخطرتر به نظر ميرسد، اما در بلندمدت به منبع دايمي هرجومرج تبديل ميشود. جنگ ثابت كرد كه قدرت ميتواند يك دولت را از كار بيندازد، اما بهتنهايي نميتواند دولت جايگزين بسازد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون