• 1405 دوشنبه 23 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6417 -
  • 1405 دوشنبه 23 شهريور

تسلط صنعا بر باب‌المندب آغازِ پايان نفوذ عربستان بر يمن؟!

محمدرضا بابايي

تنگه بابالمندب بهمثابه يك گرانيگاه مهم در مسير ترانزيت جهاني محسوب ميشود؛ اين امر، همواره در طول تاريخ يكي از علل اصلي سرريز شدن رقابتهاي ژئوپليتيكي كنشگران بينالمللي در اين منطقه ميباشد. عربستانسعودي دههها به عنوان اصليترين بازيگر در يمن ايفاي نقش ميكرد؛ بعد از سرنگوني علي عبدالله صالح و خلأ قدرت ناشي از اين گذار سياسي مستعجل، نفوذ بلامنازع رياض در يمن به چالش كشيده شد. عمليات توفان قاطعيت كه در اواخر مارس 2015 و با هدف بازگرداندن عبدربه منصور هادي به قدرت آغاز شده بود؛ اولين و دشوارترين آزمون براي رياض به حساب ميآمد. نخبگان سياسي عربستان با تشكيل يك ائتلاف متشكل از كشورهاي عربي و اسلامي، درصدد آن بودند تا براي نخستينبار به عنوان يك بازيگر سنتي منطقهاي، ائتلافسازي مستقل در سايه نظم جهاني در حال گذار را تمرين نمايند. پيامدها و نتايج اين ائتلاف به سود رياض تمام نشد، بلكه مقدمهاي براي رقابتهاي ژئوپليتيكي با ابوظبي در يمن شد و مسير جنگ را بهطور كلي تغيير داد. اختلافات و تضاد منافع ميان عربستان و امارات متحده عربي، ريشه در اختلافات ارضي و مرزي دارد كه قبل از تاسيس امارات، بر روابط ميان نخبگان سياسي دو كشور سايه افكنده بود. بعد از مرگ شيخ زايد بن سلطان و روي كار آمدن محمد بن زايد آل نهيان در سپهر سياسي امارات، ابوظبي همواره درصدد آن بود تا به عنوان يك بازيگر تازهنفس، براي خود نقش و جايگاهي فراتر از سازمان شوراي همكاريهاي خليجفارس ترسيم كرده و خود را از نفوذ سنتي رياض خارج نمايد.

امارات متحده عربي، از نظر ژئوپليتيكي، مساحت جغرافيايي محدودي دارد و نخبگان آن بيشتر رويكردهاي اقتصادي را در سياست خارجي خود در پيش گرفتند؛ اما در سياستخارجي مدرن، مولفههاي سياست و اقتصاد و امنيت درهمتنيده هستند و نميتوان ميان آنان تفكيك و تمييز قائل شد. اين مساله باعث شد تا ابوظبي، اقتصاد را محرك اصلي نفوذ ژئوپليتيكي خود قرار دهد. امارات متحده عربي، راهبرد تسلط و نفوذ بر بنادر استراتژيك كه بر تنگه بابالمندب و درياي سرخ اشراف دارند را به يكي از اولويتهاي اصلي ژئوپليتيكي خود تبديل نمود. امارات متحده عربي در خلال يك دهه گذشته رقابتهاي هزينهزايي را با رقباي سنتي خود از يمن تا ليبي و سودان داشته است. ابوظبي باتوجه به وزن و جايگاه ژئوپليتيكي خود نميتواند فراتر از منابع و ظرفيتهاي سياسي خود عليه رقباي خود كنشگري كند آنهم در عرصه رقابت و منازعهاي كه از يمن تا سواحل مديترانه و منطقه شاخ آفريقا امتداد دارد. نخبگان سياسي امارات با درك اين نقطه ضعف در سياست خارجي، در تلاش هستند تا از طريق همسويي با كنشگراني كه از نظر منافع همپوشاني بيشتري با آنها دارند، همراه شوند تا از اين طريق ضمن افزايش نفوذ ژئوپليتيكي خود، دامنه بازدارندگي عليه رقباي خود را گسترش دهند. در وهله نخست، اولويت اصلي امارات تغيير در وضعيت ژئوپليتيكي يمن است. در كنار ابوظبي، ايران و عربستانسعودي به عنوان دو بازيگر سنتي ديگر در يمن نفوذ دارند. امارات ضمن اجتناب از مواجهه و تنش مستقيم با اين دو بازيگر، سعي دارد از طريق همسويي با سياستهاي اسراييل در منطقه شاخ آفريقا، به نوعي بازي را به سود خود تغيير دهد. قبايل جداييطلب در جنوب يمن؛ از متحدان كليدي امارات در يمن محسوب ميشوند و اكنون بخش قابلتوجهي از مناطق جنوب را تحت كنترل دارند. شوراي انتقالي از طريق كانالهاي ديپلماسي ابوظبي، گفتوگوهايي با مقامات اسراييلي داشته است كه شرح ماوقع آن، به رسميت شناختن يمن جنوبي در ازاي عاديسازي با اسراييل ميباشد. ازسوي ديگر، امارات تمايل چنداني به گشايش جبهه جنگ عليه حوثيها را ندارد، زيرا منتج به تشديد تنش با ايران از يكسو و افزايش نفوذ عربستان در اين كشور ميشود. بهرسميت شناختن اقليم سومالي لند توسط اسراييل و امارات، حاكي از همپوشاني مصالح ميان دو كشور در منطقه شاخ آفريقاست و بدون تسلط بر تنگه بابالمندب، اين منطقه فاقد اهميت ژئوپليتيكي است. پيروزيهاي برقآساي حكومت صنعا و تسلط كامل بر نوار ساحل غربي يمن و جزاير مشرف بر تنگه بابالمندب و به تبع آن عقبنشيني نيروهاي همپيمان عربستان، يك شكست ژئوپليتيكي بزرگ براي رياض محسوب ميشود و ممكن است به همان سرنوشتي كه مصر دوران جمال عبدالناصر در يمن دچار شد، دچار شود. نقطه مشترك شكست و ناكاميهاي محمد بن سلمان و جمال عبدالناصر، بيشتر ريشه در سوءتفاهمهاي ژئوپليتيكي يا توهم ژئوپليتيك دارد كه تصميمسازان را دچار خطاهاي محاسباتي بزرگ ميكند كه برونرفت از آن بحران را دشوار ميكند. علاوه بر مولفههاي ژئوپليتيكي، نيروهاي تحت امر صنعا از سازماندهي و يكپارچگي نسبتا مطلوبي برخوردار هستند؛ اين قاعده در رابطه با نيروهاي متحد عربستان چندان صادق نيست، مجموعهاي از گروههاي محلي كه به‌‌طور ناقص و غيرسازماني در هم ادغام شدند و از سازماندهي مطلوبي برخوردار نيستند، وجود اين فقدانها در نيروهاي شوراي رياستجمهوري وابسته به رياض باعث شد تا اين نيروها، در برابر حوثيها به توفيق چنداني دست پيدا نكنند و قبايل جداييطلب جنوب خود را مجددا براي مقابله با نيروهاي متحد رياض، سازماندهي نمايند. اين شكست دراماتيك و دومينووار نيروهاي دولت در تبعيد يمن، ضربه ژئوپليتيكي بزرگي براي عربستانسعودي محسوب ميشود و عملا نقش و جايگاه اين كشور را در منطقه تحتالشعاع قرار داد. گزينههاي رياض در يمن بسيار محدود است، از دست دادن كامل نوار ساحلي يمن از يكسو و تشديد تنش نيروهاي شوراي رياستجمهوري با قبايل جداييطلب در شهرهاي جنوب يمن، عربستان را در برابر دو رقيب خود يعني صنعا و ابوظبي در موضع ضعف قرار داد.

امارات متحده عربي و اسراييل

 دو بازيگر تاثيرگذار و جديد در يمن

حضور و نفوذ اسراييل در منطقه شاخ آفريقا به اوايل دهه ۱۹۹۰ باز ميگردد. اتيوپي و اريتره جزو اولين كشورهايي بودند كه در اين دوره، روابط ديپلماسي خود را با اسراييل آغاز كردند. توسعه مناسبات ديپلماتيك اسراييل با اين دو كشور، خصوصا اتيوپي، دست تلآويو را براي موازنهگري در برابر مصر باز كرد. بعد از طرح ابتكار پيمان آبراهام و پيشگامي امارات متحده عربي در سياستعاديسازي، رقباي سنتي و درك تهديد مشترك، زمينه را براي ايجاد دستيابي به تفاهم مشترك و تلاقي منافع در شاخ آفريقا فراهم نمود. سقوط تنگه بابالمندب به دست حوثيها، ميتواند يك تهديد جدي براي اسراييل و امارات، قلمداد شود و نفوذ فزاينده دو كشور را در منطقه شاخ آفريقا به چالش بكشد؛ از اين رو ائتلاف ميان اين دو بازيگر چندان دور از انتظار نيست. ابوظبي باتوجه به توان و ظرفيتهاي ژئوپليتيكي خود، رويكرد محتاطانهاي را در اقدامات يكجانبه اتخاذ ميكند تا هزينه ريسك را به حداقل برساند؛ برخلاف رياض كه عليرغم ظرفيتهاي ژئوپليتيكي و ژئواكونومي خود، به سبب اشتباهات راهبردي و اتخاذ سياستهاي غلط به يك كنشگر حاشيهاي در يمن تبديل شد كه ديگر مانند دهههاي گذشته از نفوذ قابلتوجهي در اين كشور برخوردار نيست. احداث خط لوله 1200 كليومتري از ميادين نفتي البقيق در شرق عربستان تا بندر ينبع در غرب كشور، يكي از راهبردهاي رياض براي دور زدن تنگه هرمز در خليجفارس و بابالمندب و تقليل وابستگي به اين دو تنگه اتخاذ شد؛ اين درحالي است كه احداث خط لوله زميني يكي از پرريسكترين شيوههاي انتقال انرژي در مناطقي است كه همواره در كانون بحران قرار دارند. تنها چند ساعت بعد از سقوط مناطق مشرف بر تنگه بابالمندب به دست حوثيها، گزارشهايي از حملات موشكي و پهپادي به خط لوله مذكور منتشر شد. نا امني در تنگه هرمز و بابالمندب و هدف قرار گرفتن خط لوله انتقال انرژي عربستان، رياض را به كانال سوئز و حتي كريدور ايلات- اشكلون بيشتر متكي خواهد كرد. وابستگي به اين دو مسير ترانزيتي، عربستان را به عاديسازي با اسراييل ترغيب خواهد نمود و اين امر به تلآويو اين امكان را ميدهد تا اهرم فشار بيشتري بر رياض اعمال نمايد و در چارچوب سياست عاديسازي يكسري شروطي را نيز به طرف مقابل تحميل نمايد. در صورت مداخلههاي نظامي امريكا و اسراييل براي خارج كردن بابالمندب از سيطره حوثيها، امارات متحده عربي و قبايل جداييطلب جنوب، نقش محوري را در نبرد زميني در نوار ساحل غربي ايفا خواهند كرد و تصور نقشي براي نيروهاي وابسته به شوراي رياستجمهوري وابسته به عربستان در جنگ آتي كمي غيرمحتمل به نظر ميرسد، زيرا يكي از ديگر علل شكست سريع اين نيروها در برابر صنعا، فقدان انسجام و عدم همسويي بسياري از قبايل جنوب در اين نبرد ميباشد. سياستهاي يكجانبه و مستقل رياض از واشنگتن در يمن در خلال يك دهه گذشته، تشكيك و ترديدهاي كاخ سفيد و ديگر بازيگران منطقهاي را نسبت به رفتارها و راهبردهاي عربستان افزايش داد. امارات متحده عربي براي مشروعيتزايي كنشگري خود، همواره سياستها و راهبردهايي همسو با بازيگران تاثيرگذار عرصه سياست جهاني اتخاذ ميكند تا ضمن كاهش هزينه ريسك، شانس تحقق منافع خود را
 افزايش دهد.   

     كارشناس ارشد جهان عرب

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون