كيش پس از جنگ؛ اقتصاد جزيره را به نسل تازه بسپاريم
اميررضا اعتمادي
اقتصاد گردشگري پيش از هر چيز به «اعتماد» وابسته است. گردشگر پيش از خريد بليت و اقامت، اطمينان از امنيت مسير، برقرار بودن پرواز، امكان بازگشت و ثبات نسبي قيمتها را ميخرد. جنگ و نااطميناني پس از آن همين دارايي نامريي را تضعيف كردهاند، بنابراين بازگشت چند پرواز يا شلوغ شدن جزيره در يك جشنواره را نبايد با احياي پايدار اشتباه گرفت. احيا زماني رخ ميدهد كه مسافر بتواند سفر را برنامهريزي كند و بنگاه نيز درآمد آينده خود را پيشبينيپذير ببيند.
كيش هنوز يك مزيت بزرگ دارد: برند آن در ذهن گردشگر ايراني زنده است و تقاضا به محرك مناسب واكنش نشان ميدهد، اما افت قدرت خريد، هزينه حملونقل، ريسك لغو سفر و گراني اقامت و تفريح، تصميم سفر را دشوار كرده است. نسخه قديمي «تبليغ بيشتر و قيمت بالاتر» ديگر كافي نيست. كيش بايد دليل تازهاي براي سفر بسازد و قيمت، كيفيت و تجربه را همزمان بازطراحي كند.
در اين بازطراحي، يك واقعيت مهم كمتر ديده شده است: بخش قابلتوجهي از نبض روزانه اقتصاد كيش در دست نسل جديد است. بسياري از مراكز گردشگري و تجاري، رستورانها، كافهها، مجموعههاي تفريحي، فروشگاهها، خدمات ديجيتال، آژانسها و كسبوكارهاي كوچك جزيره را جواناني اداره ميكنند كه با زبان بازار امروز آشناترند. آنان رفتار مشتري را نه فقط پشت ميز مديريت، بلكه در شبكههاي اجتماعي، سامانههاي رزرو، نظرات كاربران و فروش روزانه لمس ميكنند. اين گزاره هنوز پشتوانه سرشماري رسمي سني ندارد؛ اما واقعيت ميداني جزيره را نيز نميتوان به دليل فقدان آمار ناديده گرفت.
مركز نوآوري كيش، استقرار شركتهاي دانشبنيان و استارتآپها و شكلگيري ظرفيتهايي در هوش مصنوعي، اينترنت اشيا و شهر هوشمند نيز نشانههاي اين تغييرند. آينده گردشگري الزاما با ساخت هتل يا مركز خريد تازه ساخته نميشود؛ گاهي يك تيم كوچك ميتواند با فروش ظرفيت خالي هتل، طراحي تجربه دريايي، گردشگري ورزشي يا خدمات چندزبانه، از زيرساخت موجود درآمد بيشتري ايجاد كند. نسل زد در اين ميان فقط يك «گروه سني» نيست؛ نماينده نوع تازهاي از توليد و مصرف است. اين نسل مقصد را با ويديو، نظر كاربران و تجربه قابل اشتراكگذاري ميشناسد؛ سريع مقايسه ميكند، به قيمت حساس است، خدمات را شخصي ميخواهد و فاصله ميان يك تجربه خوب و روايت عمومي آن را به چند دقيقه كاهش داده است. مديري كه اين رفتار را ميشناسد، ميتواند هزينه جذب مشتري را پايين بياورد، محصول را سريعتر آزمايش كند و پيش از آنكه يك نارضايتي به بحران اعتبار تبديل شود، آن را ببيند. پس مشاركت نسل زد در حكمراني گردشگري، امتياز فرهنگي به جوانان نيست؛ يك تصميم براي افزايش بهرهوري اقتصاد جزيره است.
با اين حال، ميان «گرداندن بازار» و «سهم داشتن در تصميمسازي» فاصله وجود دارد. جواني كه هر روز با گردشگر، فروش، نيروي انساني و فضاي ديجيتال سروكار دارد، معمولا زماني به جلسات رسمي دعوت ميشود كه تصميمها گرفته شدهاند. نتيجه اين فاصله، سياستهايي است كه گاه با رفتار واقعي مشتري، محدوديت بنگاه كوچك و سرعت تغيير بازار هماهنگ نيست. براي پر كردن اين شكاف، پيشنهاد مشخص من تشكيل «كميته نسل زد مناطق آزاد» است؛ كميتهاي كه فعاليت خود را از كيش آغاز كند و سپس به الگويي براي ساير مناطق آزاد تبديل شود.
اين كميته نبايد به محفل سخنراني و عكس يادگاري تبديل شود. دستكم نيمي از اعضاي آن بايد از ميان مديران و بنيانگذاران جوان فعال در گردشگري، هتلداري، تجارت، اقتصاد ديجيتال، رويداد، ورزش و صنايع خلاق انتخاب شوند. عضويت بايد با فراخوان شفاف، دوره محدود و اعلام تعارض منافع باشد. نمايندگان سازمان منطقه آزاد، بخش خصوصي، دانشگاه و تامينكنندگان مالي نيز حضور داشته باشند؛ اما هدايت كارگروههاي مسالهمحور به فعالان بازار سپرده شود.
دامنه فعاليت اين كميته نبايد به توليد محتوا، برگزاري رويداد يا حمايت از چند استارتآپ محدود شود. نسل جوان ميتواند در بررسي مسائل كلان اقتصاد مناطق آزاد نيز مشاركت كند؛ از سياستهاي سرمايهگذاري، مجوزها و تعرفه خدمات تا حملونقل، ساعات فعاليت مراكز تجاري، اقتصاد شبانه، مشوقهاي مالياتي و نحوه استفاده از فضاهاي عمومي. اين تصميمها مستقيما بر هزينه كسبوكار، تنوع خدمات، جذابيت مقصد و توان جزيره براي پاسخگويي به سليقه گردشگران اثر ميگذارند.
يكي از ماموريتهاي اصلي كميته بايد ارزيابي سياستهاي سازمان منطقه آزاد از منظر «تجربه گردشگر و امكانپذيري كسبوكار» باشد. هر تصميم اقتصادي بايد با چند پرسش سنجيده شود؛ آيا ورود يك كسبوكار تازه را آسانتر ميكند؟ آيا رقابت و كيفيت خدمات را افزايش ميدهد؟ آيا با الگوي مصرف گردشگر جديد هماهنگ است؟ آيا مدت اقامت و هزينهكرد مسافر را بالا ميبرد؟ و مهمتر از همه، آيا براي بنگاه كوچك قابل اجراست؟ در اين صورت، نسل زد از يك گروه فرهنگي به بخشي از نظام ارزيابي سياست اقتصادي منطقه تبديل ميشود.
كميته ميتواند دو بازوي مكمل داشته باشد؛ بازوي «نوآوري و كسبوكار» براي طراحي محصولات تازه و بازوي «رصد و ارزيابي سياستهاي اقتصادي» براي بررسي آثار تصميمهاي كلان سازمان بر بازار. سازمان منطقه آزاد و بخش خصوصي نيز هر فصل چند مساله واقعي را منتشر كنند؛ فروش اتاقهاي خالي وسط هفته، جذاب كردن سفر در فصل گرم، جذب گردشگران كشورهاي پيراموني، تبديل رويدادها به اقامت طولانيتر و حفظ اعتماد مشتري هنگام اختلال پرواز. تيمهاي منتخب براي حل اين مسائل بايد داده غيرشخصي، فضاي آزمون، سرمايه كوچك و قرارداد مبتني بر نتيجه دريافت كنند.
سليقه گردشگر سريعتر از فرآيند اداري تغيير ميكند. گردشگر امروز فقط هتل، ساحل و مركز خريد نميخواهد؛ او به خدمات ديجيتال، تفريحات شبانه سالم، رويدادهاي ورزشي و هنري، غذاي متنوع، رزرو آسان و تجربه قابل اشتراكگذاري توجه دارد. مديران جواني كه روزانه با اين بازار مواجهند، حامل اطلاعاتي هستند كه در گزارشهاي اداري ديرتر ديده ميشود. استفاده از اين اطلاعات ميتواند هزينه خطاي سياستگذاري را كاهش دهد و كيش را به محيط واقعي آزمون سياستهاي تازه تبديل كند.
معيار موفقيت كميته نيز تعداد جلسه يا خبر منتشر شده نيست. افزايش ضريب اشغال در دوره كمتقاضا، كاهش هزينه جذب مسافر، رشد مدت اقامت، افزايش خريد از كسبوكارهاي محلي، فروش ظرفيت بلااستفاده و ايجاد شغل پايدار بايد سنجه كار باشد. طرح ناموفق پس از دوره آزمايشي متوقف شود و طرح موفق امكان توسعه در قشم، چابهار، انزلي، ارس و ديگر مناطق آزاد را پيدا كند.
اين پيشنهاد بدون شفافيت آماري ناقص ميماند. كيش بايد داشبورد عمومي اقتصاد گردشگري داشته باشد و ماهانه تعداد ورود هوايي و دريايي، پرواز، اقامت، ضريب اشغال، متوسط مدت اقامت، واحدهاي فعال و سرمايهگذاري تحقق يافته را منتشر كند. در همين داشبورد ميتوان، با رعايت حريم خصوصي، تركيب سني مديران و صاحبان كسبوكار و سهم شركتهاي نوپا را نيز ثبت كرد. فقدان داده فقط مشكل پژوهشگر نيست؛ هزينه سرمايهگذار را بالا ميبرد و امكان ارزيابي سياست را از بين ميبرد.
تابآوري ديجيتال و حملونقلي نيز ضروري است. سامانه واحد اطلاعرساني سفر، قواعد روشن تغيير و استرداد، كانالهاي ارتباطي پشتيبان و بستههاي مشترك ايرلاين و هتل بايد بخشي از سياست احيا باشند. تقويت دسترسي دريايي و برنامه تداوم فعاليت هنگام اختلال هوايي نيز اهميت دارد؛ اقتصادي كه با توقف چندروزه پرواز از حركت ميايستد، تابآور نيست.
اين پيشنهاد به معناي كنار گذاشتن مديران باسابقه نيست؛ هدف، تركيب تجربه نهادي آنان با شناخت بازار، جسارت آزمون و سواد ديجيتال نسل تازه است. مساله جوانسازي نمايشي نيست، بلكه انتقال بخشي از اختيار حل مساله به نسلي است كه اقتصاد روزمره جزيره را ميشناسد.
كيش پس از جنگ نميتواند صرفا به مدل پيش از بحران بازگردد. وابستگي به پرواز، فصل، محصولات تكراري و تبليغات سنتي، اقتصاد گردشگري را شكننده ميكند. مسير آينده از گردشگري رويداد، ورزش، سلامت، دريا، صنايع خلاق و فروش هوشمند ميگذرد؛ حوزههايي كه نسل تازه در آنها هم توليدكننده است و هم كانال دسترسي به مشتري.
اگر قرار است كيش دوباره موتور گردشگري مناطق آزاد باشد، بايد از دعوت نمادين جوانان عبور كنيم و سهم آنان را در توليد ارزش و سياستگذاري تعريف كنيم. «كميته نسل زد مناطق آزاد» با برخورداري از اختيار، داده، بودجه آزمايشي و معيار عملكرد ميتواند صداي بازار را به ميز تصميمگيري برساند و الگويي ملي بسازد؛ الگويي كه جوانان در آن فقط مسافر يا مجري نيستند، بلكه از معماران اقتصاد آينده جزيرهاند.
عضو اتاق بازرگاني و كارشناس اقتصادي