شهر و مكث!
بهروز مرباغي
شهر، موجود زندهاي است كه هر لحظه تغييري در آن اتفاق ميافتد. اين تغييرات در شهرهاي جاافتاده و داراي ساختار محكم، البته در جوامعي كه در گذار و التهاب نيستند، بسيار دروني و آهسته است ولي در شهرهاي دوران گذار و در جوامع التهابي كاملا محسوس و آشكار است. وقتي از كسي ميشنويم در وصف يك شهر ميگويد «ديگر آن شهري نيست كه قبلا بود»، لزوما توصيف خوبي نيست. يعني تغييرات شهر چنان وسيع بوده كه قابل تشخيص با وضعيت سابق و آشنا نيست. در اين تغييرات سريع، وجهي از شهر كه موجب آرامش و تعلق خاطر است، بيشتر لطمه ميبيند: فضاهاي مكث. شهرِ جاافتاده، به مرور، فضاهاي مكث دارد. يعني جاها و نقاطي كه براي مردم «پاتوق» شدهاند. اين نوع فضاها نقاط وصل رفتاري مردم شهر هستند. دورهميهاي بهموقع و بيوقع مردم در اين نقاط شكل ميگيرد. اين نقاط متفاوت از «سركوچه» و «دم در» است كه معمولا در عصر بيراديو و بيتلويزيون در شهرها رايج بود. فضاهاي مكث شهري پاتوق مكان دورهمي همسايهها نيستند. مال همه شهر است و در آن ممكن است اجتماعات فرهنگي و حتي سياسي برگزار شود. اين اجتماعات لزوما هر روزه يا هفتگي نيستند و ممكن است در طول تاريخ معاصر هر كشور اتفاق بيفتد ولي تاثير عميق خود را بر شهر و جامعه ميگذارند. منظور اين است كه كالبد عمومي شهر ظرفيت لازم براي اجتماع مردم را دارد و اين اجتماعات مانع روند عادي تردد مردم شهر نميشوند. اين نقاط مكث، در سطحي بزرگتر هماني هستند كه در محلات و مناطق شهري ممكن است شكل بگيرند. مكانهايي كه قبلترها وظيفهشان به عهده قهوهخانهها بود. الان ميدانگاههاي كوچك محلهاي، ورزشگاههاي منطقهاي و گاه باشگاهها عهدهدار اين وظيفه هستند. جامعه مدني كشور به سرعت در حال گسترش و تكثير است و لزوم چنين فضاهايي كاملا ضروري به نظر ميآيد. عليرغم توسعه فضاهاي ارتباطي مجازي در تمام سطوح، هنوز هم ارتباط چهره به چهره مردم جايگزين ندارد و نياز به فضاهاي مكث در شهر كاملا احساس ميشود. اين فضاها كاملا مستقل از شائبههاي آييني و قومي هستند و فقط مكاني امن و راحت براي ديدار مردم باهم به شمار ميروند حتي به صورت يك گذر و راسته، نه لزوما ميدان و ميدانگاه.معمار و مدرس دانشگاه