• 1405 چهارشنبه 25 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6419 -
  • 1405 چهارشنبه 25 شهريور

ريشه‌هاي درهم‌پيچيده و اژدهاي خميده

مرتضي ميرحسيني

پايان خوشي ندارد و ماجرا ختم به‌خير نمي‌شود. آن را داستاني عاشقانه ديدند. عشقي كه در سايه شرم و نجابت مي‌ماند، از آن حرفي زده نمي‌شود و در پايان به فرجامي تلخ مي‌رسد. عنوانش نيز به شعري چيني از قرن ششم ميلادي با همين معني و مضمون اشاره دارد: «پشت صخره در تاريكي/ شايد ببري پنهان باشد// و آن ريشه‌هاي درهم‌پيچيده/ شبيه اژدهايي خميده است» داستان را كه رماني پنج جلدي است و جلدهايش يكي پس از ديگري بين سال‌هاي 1938 تا 1942 منتشر شدند، وانگ دولو نوشت. فيلم را با نگاهي به جلد چهارم ساختند. آنگ لي آن را ساخت. فيلم موفقي هم از آب درآمد و تقريبا هر جا كه رفت، تحسين شد.
نيمه سپتامبر 2000 جايزه بهترين فيلم از نگاه تماشاگران جشنواره تورنتو را برد و در ادامه، در ماه‌هاي بعد دست‌كم چهل جايزه معتبر ديگر و مهم‌تر از همه اسكار بهترين فيلم غيرانگليسي را گرفت. بازار پخش فيلم در امريكا را هم تكان داد و در اتفاقي بي‌سابقه، در گيشه نزديك به 128 ميليون دلار فروخت. «ببر خيزان، اژدهاي پنهان» داستاني از چين در سال‌هاي حكومت سلسله چينگ است، اما چندان كاري به تاريخ ندارد و گذشته را با همه جذابيت‌هايش در پس‌زمينه حوادث و كشمكش‌هاي قصه جاي مي‌دهد. البته نه اينكه كلا به تاريخ بي‌اعتنا باشد و سنت‌هاي تنيده شده در بافت زندگي مردم آن عصر را ناديده بگيرد، نه، اما به آن محدود نمي‌ماند و حماسه‌اي از شكست، فراتر از تاريخ و حتي جغرافيا را روايت مي‌كند.
اينجا ماجراي شخصيت‌هايي را دنبال مي‌كنيم كه هر كدام در ميداني متفاوت با ديگري با تقديرشان -‌كه تقدير شومي است‌- مي‌جنگند. هر چهار نفر مي‌بازند. تلخي ناكامي‌شان در كام بيننده‌اي كه درگير‌شان شده و قصه آدم‌هايش را باور كرده است، مي‌نشيند. شمشير بي‌مانندي كه به قهرماني سرشناس تعلق دارد، دزديده مي‌شود، آتش عشقي قديمي كه سال‌ها سركوب شده دوباره شعله مي‌كشد و ازدواجي برنامه‌ريزي‌ شده -ميان دو خانواده از طبقه حاكم- با فرار عروس سر نمي‌گيرد. رازهاي ناگفته افشا مي‌شوند، قصه‌ها به‌هم گره مي‌خورند و قهرمانان داستان خواه‌ناخواه سر راه يكديگر مي‌ايستند. «ببر خيزان، اژدهاي پنهان» با تمام موفقيت‌هايش در گوشه و كنار دنيا، خود چيني‌ها را جذب نكرد.
بيشتر چيني‌هايي كه به تماشاي فيلم رفتند، لهجه بازيگران را دوست نداشتند، گفت‌وگوهاي قهرمانان قصه را سطحي و سست ديدند و از تفاوت‌هاي فاحشي كه به نظرشان ميان فيلم و رمان وجود داشت، سرخورده شدند. حداقل در ابتدا و پيش از جايزه اسكار، آن ستايشي كه غربي‌ها تقديم فيلم مي‌كردند در چين -و نيز در هنگ‌كنگ و تايوان- به چشم نمي‌خورد. اما موفقيت تجاري فيلم، معادلاتي را فراتر از سليقه مخاطب ناراضي چيني رقم زد و همان‌ سال‌ها چند فيلم ديگر با حال‌وهوايي مشابه ساخته و اكران شد. «قهرمان» (2002) و «خانه خنجرهاي پرنده» (2004) -‌هر دو ساخته ژانگ يي‌مو- مهم‌ترين‌شان بودند. تقريبا در تمام اين فيلم‌ها، صحنه‌هاي مبارزه بيشتر از آنكه صحنه‌هايي خشن و خونين باشد، عملا به رقص‌هايي شاعرانه شبيه هستند و بهترين تصويرسازي‌هاي اينچنيني در زمان خودشان محسوب مي‌شوند.
البته آنچه براي «ببر خيزان، اژدهاي پنهان» رقم خورده بود، در فيلم‌هاي بعدي -كه اتفاقا بيشترشان فيلم‌هاي بسيار خوبي بودند و خوب فروختند و تحسين هم شدند- تكرار نشد. حتي «شمشير سرنوشت» (2016) كه سال‌ها بعد، از جلد ديگري از رمان وانگ دولو ساخته شد و دنباله‌اي براي «ببر خيزان، اژدهاي پنهان» بود، به شكستي تمام‌‌عيار انجاميد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون