• 1405 شنبه 28 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6421 -
  • 1405 شنبه 28 شهريور

ادامه از صفحه اول

در باب خطرات حذف بند ح ماده 3 اسكودا

و اگر چنين حمايتي از وظايف و ماموريت‌هاي طبيعي اتحاديه است، دليل حذف بند «ح» از ماده ۳ اساسنامه چه بود؟آيا درج چنين متني در بيانيه در مقام حفظ ظاهر و يك ادعاي بي‌پشتوانه است يا...؟
موضوع صرفا يك تناقض لفظي نيست. اسكودا اساسا با فلسفه هماهنگي ميان كانون‌ها و اتخاذ سياست‌هاي مشترك در مسائل مبتلابه جامعه وكالت شكل گرفته است. حتي در همايش خرم‌آباد نيز بر ضرورت وجود يك نهاد هماهنگ‌كننده و «زبان مشترك» براي جامعه وكالت تاكيد شد و رييس كانون وكلاي لرستان، اسكودا را صداي مشترك كانون‌ها توصيف كرد. بنابراين اگر تهديد، تعرض، فشار و مخاطرات ناشي از انجام وظيفه حرفه‌اي يك وكيل، امري صرفا محلي و استاني تلقي شود، فلسفه وجود يك اتحاديه سراسري دقيقا در همين نقطه محل پرسش قرار مي‌گيرد. وكيل در معرض خطر، پيش از آنكه عضو يك كانون استاني باشد، عضو جامعه‌اي حرفه‌اي در سراسر كشور است. تهديد يك وكيل به دليل دفاع از موكل، تعرض به دفتر وكيل، احضار يا فشار ناشي از انجام وظيفه حرفه‌اي، مرز جغرافيايي نمي‌شناسد. آثار چنين رخدادهايي نيز محدود به شخص وكيل نيست؛ امنيت حرفه‌اي وكيل مستقيما با حق دفاع شهروندان و امنيت دادرسي پيوند دارد. از اين منظر، حتي اگر كانون استاني وظيفه اوليه حمايت از وكيل خود را داشته باشد، اين امر لزوما با نقش اسكودا در هماهنگي، سياستگذاري، ايجاد سازوكار مشترك و مطالبه‌گري ملي منافاتي ندارد. اتفاقا متن بند چهارم بيانيه خرم‌آباد همين معنا را روشن مي‌كند: هيات عمومي از «تدوين و تصويب قوانين و مقررات جامع و شفاف»، «شناسايي وضعيت وكلاي در معرض خطر»، «پيشگيري»، «حمايت» و «تضمين امنيت» سخن گفته و همكاري با نهادهاي ذي‌ربط را ضروري دانسته است. پس پرسش اصلي اين نيست كه «چه كسي بايد از وكيل حمايت كند؟»پرسش مهم‌تر اين است كه: چرا مسووليتي كه ديروز گفته شد اساسا در صلاحيت اتحاديه نيست، امروز در بيانيه رسمي همان اتحاديه به عنوان يك ضرورت انكارناپذير مطرح مي‌شود؟جامعه وكالت از مديران خود انتظار پاسخ روشن دارد؛ نه براي مچ‌گيري، بلكه براي فهم دقيق حدود اختيارات و مسووليت‌هاي نهادي كه قرار است صداي مشترك كانون‌هاي وكلا باشد. اگر اسكودا صرفا نهادي هماهنگ‌كننده است، بايد مشخص شود اين هماهنگي دقيقا در چه حوزه‌هايي معنا دارد و اگر امنيت حرفه‌اي وكلاي كشور، استقلال وكيل و حمايت از وكيل در معرض تهديد از مسائل مشترك جامعه وكالت است (چنان‌كه بيانيه خرم‌آباد بر همين مبنا تنظيم شده)، چرا اين موضوع نبايد جايگاهي روشن و صريح در اساسنامه داشته باشد؟نهادهاي صنفي با بيانيه معنا پيدا نمي‌كنند؛ اعتبارشان زماني شكل مي‌گيرد كه ميان تصميم، اساسنامه، مسووليت و عمل، خطي روشن و قابل فهم وجود داشته باشد. امروز جامعه وكالت حق دارد از هيات عمومي اسكودا بپرسد: بالاخره حمايت از وكيل درمعرض خطر، مسووليت اسكودا هست يا نيست؟

 

ايران و امريكا؛ روز بعد از جنگ

نبايد خجل باشيم. در تحليل كارشناسي بايد چنان بنگاريم كه اگر چهل سال ديگر پژوهشگري حقيقت‌جو به روزنامه‌هاي اين زمان و جريده شريف «اعتماد» مراجعه كرد، رنگ واقعيت را ببيند و بوي حقيقت را استشمام كند. امريكا جنگ را آغاز نكرده بود كه هفت ماه بعد دست به دامان كشورهاي حاشيه خليج‌فارس دراز كند كه دريچه‌اي بگشايند. او آخرين دستاوردهاي تكنولوژيكي جنگي تاريخ بشريت را به درياي عمان و آسمان ايران آورده بود كه خيلي زود عالي‌ترين نتيجه تاريخ را بگيرد، اما تاريخ درس ديگري داشت. تاريخ درس امپراتور والرين را در نقش‌ رستم در ۶ كيلومتري شمال تخت‌جمشيد پيش چشم او آورد. سياه‌دلي و ناروايي است اگر به چيزي جز اين بينديشيم. جنگ هفت‌ ماهه امريكا و اسراييل عليه ايران نشان داد و ثابت كرد كه ايران درست به ادامه و در كرانه فرهنگ و تمدن سه هزار ساله مكتوب و مدون خود، «استاد جنگ» است. بله ايران نشان داده و اثبات كرده كه استاد جنگ است. اما آيا ايران همان‌قدر كه در اصول و فنون پيچيده و نامتقارن جنگ مهارت و استادي انگشت‌بردهان ناظران نشان داد، در «صلح» و در «ديپلماسي» نيز مهارت و استادي دارد؟ استراتژي «روز بعد» ايران براي پس از جنگ چيست؟ آيا ايران اصلا به «پس از جنگ» مي‌انديشد؟ برجام و تفاهمنامه نشان دادند كه ايران استراتژي «روز بعد» نداشت. نه روز بعد از برجام و نه روز بعد از تفاهمنامه ترسيم نشده بود. سهل است؛ «راهبرد روز بعد از جنگ» در ميانه جنگ هشت ساله هم تدوين و تفكر نشده بود. شعار و عمل بر جنگ تا پيروزي و رفع فتنه از جهان متمركز بود.  خداي رحمت كند استاد منوچهري دامغاني را كه فرمود: «تو را كامل بديدم من به هر كار/ وليكن نيستي در عشق كامل» ايران در سه جنگ بزرگ هشت ساله و ۱۲ روزه و اين جنگ هفت ماهه نشان داد كه «كامل» در جنگ است. اما شايد بتوان ديد كه وليكن نيستي در صلح و ديپلماسي و برجام و تفاهمنامه «كامل.»  ايران نمي‌تواند فكر كند كه اين جنگ تا روز قيامت و تا رفع فتنه از كل عالم تداوم مي‌يابد. ايران بايد بينديشد كه روزي در همين روزها جنگ بايد خاتمه يابد و ايران بايد براي «روز بعد از جنگ» استراتژي و برنامه داشته باشد. سفر مسعود پزشكيان، رييس‌جمهور محبوب و ارجمند ايران كه وجودش در اين زمانه پرالتهاب تاريخ، لبخند آمرزشي است بر پيشاني مردماني كه هر شيار آن از اندوهي جانكاه حكايتي دارد، فرصتي بيش از حد مغتنم است تا ايران نيز براي جهانيان و نيز براي كشورهاي همسايه استراتژي «روز بعد» را روايت كند. اين فرصت را نبايد از كف داد. اميد كه چنين شود و چنين باشد. ايدون باد. ان‌شاء‌الله

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون