• 1405 شنبه 28 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6421 -
  • 1405 شنبه 28 شهريور

ديپلماسي و ميانجيگري در جنگ امريكا و ايران

مي‌تواند زمينه فرسايش قدرت و قابليت‌هاي تاكتيكي ايران را به وجود آورد.  تحريم اقتصادي و محاصره دريايي را مي‌توان در زمره ابزارها و سازوكارهايي دانست كه قدرت سياسي و قابليت كنش اقتصادي ايران را به گونه تدريجي تحت تاثير قرار مي‌دهد. ايران براي عبور از چنين چالش‌هايي نيازمند آن است كه حوزه «كنش تاكتيكي مبتني بر مقاومت» را به موازات سازوكارهاي معطوف به «ديپلماسي و ميانجيگري» ارتقا دهد.
2. منطق ميانجيگري در مناطق بحراني-  آنچه در حوزه جغرافيايي خليج‌فارس و جنوب غرب آسيا شكل گرفته و در حال گسترش است، داراي نشانه‌هايي از «منازعه تصاعديابنده» مي‌باشد. يكي از ويژگي‌هاي اصلي چنين مناقشاتي را مي‌توان در «گسترش حوزه جغرافيايي» بحران موردتوجه قرار داد. هرگاه تضادها و منازعات منجر به گسترش جغرافياي بحران و منازعه شود، به مفهوم آن است كه بازيگران درگير هنوز از انرژي و پتانسيل لازم ادامه جنگ برخوردار بوده و در چنين شرايطي طبيعي است كه قدرت‌هاي بزرگ تمايلي به ميانجيگري و مصالحه نخواهند داشت.  «جورج مادلسكي» در زمره نظريه‌پردازان مديريت بحران بوده و به اين موضوع توجه دارد كه كنترل و مديريت بحران اولا مي‌بايست ازسوي قدرت‌هاي بزرگ انجام پذيرد، ثانيا در شرايطي شكل گيرد كه بخشي از انرژي كنش تهاجمي يا قابليت مقاومت كشورهاي درگير جنگ كاهش پيدا كند. اگر واحدهاي سياسي هنوز اميدوار به كسب امتياز و دستاوردهاي جديد باشند، در آن شرايط امكان مديريت بحران كاري دشوار و مبهم خواهد بود.  توصيه‌هاي راهبردي وزير امور خارجه چين به آقاي عراقچي در حاشيه اجلاسيه بريكس از اين جهت اهميت دارد كه واقعيت‌هاي موازنه قدرت را منعكس مي‌سازد. به همان‌گونه‌اي كه موضوعات اقتصادي و اجتماعي مبتني بر معادله قدرت تنظيم مي‌شود، سياست بين‌الملل نيز براي حل و فصل چالش‌هاي امنيتي براساس «منطق موازنه قدرت» ايفاي نقش مي‌كند. هرگونه موازنه‌سازي را مي‌توان به عنوان بخشي از سازوكارهاي كنش رفتاري و ارتباطي بازيگراني دانست كه از قابليت لازم براي اثربخشي در محيط پيراموني برخوردار بوده و از اين طريق قادر مي‌شوند تا زمينه ايجاد تعادل و همكاري بين كشورهاي درگير منازعه را فراهم نمايند. چين و روسيه در زمره كشورهايي هستند كه با يكجانبه‌گرايي امريكا و الگوي كنش تهاجمي آن كشور عليه بازيگران منطقه‌اي مخالف بوده و مواضع خود را در فضاي مذاكرات چندجانبه و اجلاسيه‌هاي بين‌المللي بيان داشته‌اند. روسيه و چين در آخرين اقدام خود براي صلح‌سازي و كنش ديپلماتيك قطعنامه‌ امريكا براي محدودسازي قدرت اقتصادي و راهبردي ايران را وتو كرده‌اند.  چنين اقدامي به منزله آن است كه روسيه و چين به گونه دوفاكتو با تصاعد بحران و گسترش چالش‌هاي امنيتي در محيط منطقه‌اي مخالف بوده و بر ضرورت حل و فصل مسالمت‌آميز منازعات موجود در خاورميانه تاكيد داشته‌اند. روسيه و چين را مي‌توان در زمره قدرت‌هاي بزرگي دانست كه با گسترش بحران انرژي مخالفت دارند. اين‌گونه از كشورها عموما درصدد هستند تا روند متقاعدسازي ساير بازيگران براي صلح‌سازي، امنيت انرژي و همكاري‌هاي چندجانبه را به گونه مثبت و موثر پيگيري نمايند. تحقق چنين اهدافي در شرايطي حاصل مي‌شود كه زمينه براي آتش‌بس به وجود آيد. هرگونه تشديد منازعه و بحران را مي‌توان به عنوان بخشي از سازوكارها و سياست‌هايي دانست كه چالش‌هاي امنيتي بيشتري را براي واحدهاي سياسي به وجود مي‌آورند.
3. ميانجيگري در جهت كنترل جغرافياي منازعه- منطق مديريت بحران ايجاب مي‌كند كه روسيه و چين تلاش بيشتري براي كنترل منازعه به انجام رسانند. به موازات چنين فرآيندي است كه «هاكان فيدان» وزير امور خارجه تركيه به اين موضوع اشاره مي‌كند كه حملات متقابل كشورها منجر به تضعيف تلاش گروه‌هاي ميانجي براي صلح‌سازي در محيط منطقه‌اي مي‌شود. هر‌گونه منازعه در محيط منطقه‌اي چالش‌هاي امنيتي پرمخاطره را در منطقه به وجود آ‌ورده و به اين ترتيب مي‌تواند مانع موثري براي صلح‌سازي و ميانجيگري شود.  به همان‌گونه‌اي كه امريكا و اسراييل از قابليت‌هاي تاكتيكي متنوع و گسترده‌اي براي كنش عملياتي عليه ايران برخوردارند، طبيعي است كه جمهوري اسلامي نيز داراي قابليت‌هاي تاكتيكي متنوعي در حوزه جبهه مقاومت مي‌باشد. رهبر شهيد به اين موضوع توجه و اشاره داشتند كه اگر جنگي عليه ايران شكل بگيرد، اين جنگ به گونه اجتناب‌ناپذير ماهيت گسترش يابنده پيدا خواهد كرد. گسترش جنگ و تصاعد شدت بحران را مي‌توان در زمره عواملي دانست كه ميانجيگري را اجتناب‌ناپذير مي‌سازد.  افزايش بحران و منازعه انصارالله با عربستان و امارات متحده عربي را مي‌توان در زمره نشانه‌هايي دانست كه تابعي از جنگ اسراييل و امريكا عليه ايران و جبهه مقاومت مي‌باشد. در روند بحران امنيتي خليج‌فارس، كشور عربستان دچار اشتباه تاكتيكي شد. همكاري مشترك عربستان و ايالات‌متحده براي بمباران مواضع گروه‌هاي مقاومت در عراق و يمن را مي‌توان در زمره عواملي دانست كه جنگ و بحران را در محيط منطقه‌اي تشديد كرده است. كشورهاي منطقه‌اي و قدرت‌هاي بزرگ بايد به اين موضوع واقف باشند كه هرگونه صلح‌سازي و مديريت بحران، نيازمند خويشتنداري كنش تاكتيكي بازيگران و كشورهايي است كه در روند بحران داراي منافع سياسي و امنيتي مي‌باشند.  عبور از چالش‌هاي امنيتي نيازمند توافق كشورهاي منطقه‌اي است. تركيه، پاكستان، قطر و عمان را مي‌توان در زمره كشورهاي منطقه‌اي دانست كه قادر خواهند بود تا گام نخست توافق منطقه‌اي براي مديريت و كنترل بحران را فراهم آورند. هر يك از كشورهاي يادشده مي‌بايست از سازوكارها و ابزارهايي استفاده نمايند كه منجر به متوقف شدن كنش تهاجمي اسراييل و امريكا شود. ‌ضرورت‌هاي مديريت بحران ايجاب مي‌كند كه هرگونه ميانجيگري سازنده نيازمند خويشتنداري بازيگران منطقه‌اي بوده تا از اين طريق ابتكار كنش عملياتي امريكا و اسراييل براي «آتش‌بياري معركه» كاهش پيدا كند.  از آنجايي كه امريكا و انگليس همواره سياست «تفرقه‌ بينداز و حكومت كن» را در دستور كار قرار داده‌اند، بنابراين طبيعي است كه تمامي كشورهاي منطقه‌اي براي خنثي‌سازي الگوهاي كنش غيرمسوولانه امريكا از سازوكارهاي مبتني بر خويشتنداري استفاده نمايند.  هرگونه ابتكار عمل براي آغاز روند ميانجيگري و مديريت بحران صرفا براساس ابتكارات همكاري‌جويانه و الگوهاي معطوف به صلح‌‌سازي كشورهاي منطقه‌اي ازجمله ايران حاصل مي‌شود. صلح‌سازي و ميانجيگري بدون ابتكار عمل، خويشتنداري و تلاش سازنده براي نيل به اهداف موثر آينده حاصل نمي‌شود.
نتيجه:   سفر وزير امور خارجه به چين را مي‌توان در زمره سازوكارهاي معطوف به صلح‌سازي ازسوي ايران دانست. در دوران تاريخي گذشته ديپلماسي هيچ‌گاه به صلح و مديريت بحران منجر نشده، بلكه زمينه فريب ديپلماتيك و هزينه‌هاي تاكتيكي گسترده براي ايران را نيز به وجود آورده است. اگر چه موافقتنامه اسلام‌آباد از مطلوبيت‌ لازم براي تمامي كشورها برخوردار بود اما سياست آشوب‌ساز امريكا منجر به كاهش خويشتنداري تاكتيكي ايران گرديده و اين امر هزينه‌هاي جديدي را براي حوزه اجتماعي، اقتصادي و راهبردي ايران به وجود آورد. از زماني كه موافقتنامه اسلام‌آباد توسط امريكا ناديده انگاشته شد و ترامپ رسما جنگ و توهين عليه ايران را به عنوان سياست عملي خويش برگزيد، طبيعي است كه ايران نيز راهبرد مقاومت را در دستور كار قرار دهد.  چنين فرآيندي نه تنها مزايا و مطلوبيت‌هاي موثري براي ايران و ساير كشورهاي منطقه‌اي به وجود نياورده بلكه منجر به چالش‌هاي پرمخاطره بيشتر و فزاينده‌اي براي ساير كشورها شده است. عبور از چنين شرايطي نيازمند نقش‌يابي و ميانجيگري قدرت‌هاي بزرگ ازجمله چين مي‌باشد. سفر وزير امور خارجه ايران به چين را مي‌توان ادامه مذاكرات آنان در حاشيه اجلاسيه بريكس دانست. هرگونه صلح‌سازي گام موثري براي تحقق راهبرد بقا، ارتقاي ضريب امنيتي و ثبات منطقه‌اي مي‌باشد. 
استاد دانشگاه تهران

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون