نگاهي به ليست جديد تيم ملي
چه چيزي در امير قلعهنويي تغيير كرده؟
روزبه دلاور
اعلام فهرست جديد تيم ملي فوتبال ايران شامل عليرضا بيرانوند، سيدحسين حسيني، پيام نيازمند، محمد نادري، احسان حاجصفي، شجاع خليلزاده، محمدمهدي زارع، عارف آقاسي، سامان فلاح، صالح حرداني، رامين رضاييان، آريا يوسفي، ميلاد سورگي، عارف حاجيعيدي، اميد نورافكن، مهدي ليموچي، مهدي محبي و اميرحسين محمودي كه در واقع فهرست بازيكنان شاغل در ليگ ايران هستند آغاز كار تيم ملي براي حضور در جام ملتهاي آسيا است. اين ليست نخستين دعوت رسمي كادرفني پس از پايان جام جهاني محسوب ميشود؛ رويدادي كه معمولا پايان يك عصر و آغاز دوراني نو در تيمهاي ملي است. در چنين برههاي نگاهها بيش از آنكه به نامهاي تكراري باشد به سمت تغييرات، چهرههاي جديد و چرخش در نگرش تاكتيكي سرمربي معطوف است. اتفاقي كه تقريبا در تمام تيمهاي مطرح دنيا رخ ميدهد. نمونه بارز آن خداحافظي ليونل مسي ابراسطوره فوتبال دنيا كه پس از جامجهاني از تيم ملي آرژانتين خداحافظي كرد. در كنار مسي ستارههاي ديگري هم پس از جام جهاني از بازيهاي ملي كنارهگيري كردند هر چند در ايران حتي بازيكنان 38 ساله هم همچنان ميخواهند به حضورشان در تيم ملي ادامه دهند!
آميزهاي از تجربه و جواني
از آنجايي كه معمولا بازيكنان لژيونر فوتبال ايران به تيم ملي دعوت ميشوند، در هر فهرست آنچه بيش از هر چيز نشان ميدهد تغييرات رخ داده بازيكنان داخلي دعوت شده به اردوي تيم ملي هستند. از اين رو بررسي دعوت از ۱۸ بازيكن داخلي كه ديروز (روز جمعه ۲۷ شهريور) خود را به كادرفني معرفي كردند، ميتواند رويكردهاي محتاطانه يا رو به جلوي كادرفني تيم ملي را نشان بدهد. در خط دروازه حضور عليرضا بيرانوند، سيدحسين حسيني و سيدپيام نيازمند ثبات در پست شماره يك را نشان ميدهد. كادرفني به وضوح تمايل دارد در پست حساس دروازهباني از داشتههاي مطمئن و باسابقه استفاده كند و ريسك كمتري را بپذيرد. نكته جالبتوجه دعوت مجدد بيرانوند است، دروازهباني كه با اعلام نظام وظيفه از اول مهر ماه سرباز محسوب ميشود و باتوجه به بسته بودن پنجره نقل و انتقالات تا نيمفصل بدون تيم است و پس از آن به فجرسپاسي خواهد پيوست. دعوت از بازيكني كه از شرايط مسابقه به دور است، ميتواند واكنشبرانگيز باشد؛ مخصوصا اگر آن بازيكن بيرانوند پرحاشيه باشد. اما در خط دفاعي حضور نامهايي مثل محمد نادري، شجاع خليلزاده، صالح حرداني، احسان حاجصفي و رامين رضاييان نشان ميدهد قلعهنويي هنوز نميتواند از گذشته فاصله بگيرد و چشمش را رو به آينده باز كند. شجاع خليلزاده 38 ساله با آن همه حاشيه و رامين رضايياني كه در جام ملتهاي
پيش رو احتمالا جزو پيرترين بازيكنان كل تورنمنت محسوب ميشود اين مساله را ثابت ميكند. احسان حاجصفي هم با 37 سال سن مدتهاست مشخص نيست براساس كدام عملكرد و دستاورد هنوز پاي ثابت اردوهاي تيم ملي به حساب ميآيد. با اين حال حضور نامهاي جوانتر و آيندهداري مانند سامان فلاح، آريا يوسفي و محمدمهدي زارع گوياي اين حقيقت است كه سرمربي تيم ملي نيمنگاهي هم به بازيكنان جوان ليگ دارد. البته قلعهنويي پيشتر هم از اين بازيكنان دعوت كرده بود اما هرگز به آنها فرصت بازي نداد. تغييرات در ليست ليگ برتريها همواره بيشترين بحثها را برميانگيزد، چراكه اين بازيكنان نماد پويايي ليگ داخلي هستند. از اين رو حضور مهدي ليموچي، مهدي محبي و اميرحسين محمودي در كنار بازيكنان باتجربهتر مانند اميد نورافكن نشاندهنده تلاش براي ايجاد توازن ميان تجربه تورنمنتي و شور جواني است. با اين حال عدم خداحافظي بازيكنان بالاي ۳۳ و ۳۴ سال در اين پستهاي حساس خود جاي سوال دارد! از ديد بسياري از رسانهها و كارشناسان حضور عارف حاجيعيدي در فهرست جديد و البته محمدميلاد سورگي، هافبك سابق پرسپوليس و فعلي شمسآذر سورپرايز جديد ليست قلعهنويي بوده است. سورگي اين فصل يكي از نفرات كليدي شمسآذر بوده و با ۲ گل در اين فصل به تيم ملي هم دعوت شده است. محمد خدابندهلو هم ديده نميشود كه با وجود درخشش در تركيب پرسپوليس در ليست جايي ندارد.
غايبان بزرگ تصميمي فني يا پايان يك دوره؟
شايد جالبترين بخش اين ليست نه در حضورها بلكه در غيابها نهفته باشد. اسامي بزرگي كه در اين فراخوان ديده نميشوند مانند محمدحسين كنعانيزادگان، روزبه چشمي، شهريار مغانلو و علي عليپور، موجي از پرسشها را ايجاد كرده است.
البته غيبت اين ستارهها ميتواند دلايل متعددي داشته باشد مثلا نوعي از استراحت اجباري تا كادرفني به دنبال ارزيابي تواناييهاي بازيكنان جديد برود. شايد به همين دليل قلعهنويي به ستارههاي ثابت سالهاي اخير استراحت داده است. شايد سرمربي به دنبال سيستم تاكتيكي جديدي است كه ويژگيهاي اين بازيكنان در آن كمتر به كار ميآيد. مساله تجديد قوا را هم نبايد فراموش كرد.
به سمت چه نوع فوتبالي؟
ليست داخلي اعلام شده نشان ميدهد كه سرمربي در حال ترسيم نقشه راه جديدي است. دعوت از عارف حاجيعيدي، ميلاد سورگي و عارف آقاسي در كنار بازيكنان باتجربهاي كه در ليگهاي خارجي حضور دارند (ليست آنها متعاقبا اعلام خواهد شد) نشان ميدهد كه كادرفني به دنبال افزايش عمق اسكواد تيم ملي است و البته با دعوت از چند بازيكن جديد ميخواهد منتقدان را هم راضي نگه دارد. در دورههاي گذشته وابستگي بيش از حد به ليست لژيونرها باعث شده بود كه نيمكت تيم ملي و پشتوانههاي ليگ داخلي كمتر مورد توجه قرار گيرند. اما پس از اصرار كارشناسان و رسانهها كه ليگ ايران آنقدر هم كه كادرفني تيم ملي تاكيد دارد بيستاره نيست، اين ليست نشان ميدهد كه ليگ برتر ايران ميتواند دوباره به معدن اصل تغذيه تيم ملي تبديل شود. حضور بازيكنان چندپسته و منعطف در ليست هم شايد دليلي بر اين باشد كه تيم ملي قرار است در آينده تيمي باشد كه در تغيير سيستمها و شرايط بازي انعطافپذيري بيشتري از خود نشان دهد كه البته تحقق اين موضوع به توان و دانش كادرفني ارتباط مستقيمي دارد!
اميدها نااميد نباشند
عدم دعوت از بازيكنان تيم اميد در اين فيفادي و موكول كردن آن به اردوي بعدي تصميمي غيرقابل اجتناب بوده است. كادرفني به خوبي ميداند كه نبايد تمركز تيم اميد را در مراحل حساس برهم زد. با اين حال بايد توجه داشت كه زمان براي هماهنگ كردن اين تركيب جديد بسيار محدود است. دعوت از ۱۸ بازيكن داخلي يعني بخشي از بدنه اصلي تمرينات در روزهاي ابتدايي دراختيار كادرفني خواهد بود. اين اردو فرصتي طلايي است تا بازيكنان جديد با ايدههاي تاكتيكي سرمربي آشنا شوند. اينكه چه كسي ميتواند جاي خالي غايبان بزرگ را پر كند و در تركيب اصلي خود را تثبيت نمايد چالشي است كه در آينده نزديك مشخص خواهد شد.
بازيهاي دوستانه پيش رو تعيين ميكند اما...
تيم ملي دو بازي دوستانه مقابل ازبكستان و روسيه برگزار خواهد كرد و در اين دو بازي ميشود پيشبيني براي تركيب ايران در جام ملتها داشت اما شايد اين ليست آغاز يك بازسازي باشد. اگرچه لژيونرها همچنان ستون فقرات تيم ملي را تشكيل خواهند داد اما تركيب ۱۸ نفره داخلي نشان ميدهد كه مسيرِ ورود به تيم ملي مسيري مبتني بر فرمِ جاري در ليگ برتر است. هواداران تيم ملي بايد منتظر باشند، چراكه اين ليست نخستين پازل از تصوير بزرگتري است كه كادرفني قصد دارد در مسير رقابتهاي پيشرو ترسيم كند. نگاه به ليستهاي بعدي و نحوه تركيب اين بازيكنان داخلي با لژيونرها پاسخ دقيقتري به اين پرسش خواهد داد كه آيا سرمربي موفق شده است تركيبي برنده و هماهنگ را براي دوران پساجامجهاني بسازد يا همچنان قرار است با همان تركيب سابق و شكل بازي قبلي به پيش برويم و همان نتايج ناموفق قبلي را تكرار كنيم.