درباره منش سياسي محمدعلي فروغي با اشاره به چند كتاب
سعدي سياست در روزگار ما
محسن آزموده
نيمه دوم سال گذشته كتابي منتشر شد، نوشته جويا جهانبخش با عنوان «بوستان به مثابه سياستنامه» (پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي، اصفهان). من كه از پيش و از طريق كانال تالار آينه ميدانستم كه اين كتاب نوشته شده و قرار است به زودي منتشر شود، به محض انتشار خبر انتشار، با نويسنده فرهيختهاش آقاي جويا جهانبخش تماس گرفتم و خواهش كردم كه لطف كنند و يك نسخه از كتاب را براي معرفي در مطبوعات براي ما ارسال كنند. استاد جهانبخش هم مثل هميشه لطف خود را از من دريغ نكرد و يك نسخه از اين كتاب را برايم فرستاد. حرف اصلي نويسنده در اين كتاب اين است كه بوستان سعدي رسالهاي سياسي و بلكه مهمترين نوشتار سياسي سعدي است و در آن كوشيده نشان دهد كه اين اثر ماندگار و جاودانه سعدي، مشابه سيرالملوكها و نصيحتالملوكها و سياستنامهها و آثاري است كه ذيل عنوان آينه پادشاهان قرار ميگيرند. شيوه سياستورزي مطلوب سعدي نيز مصلحتانديشي، واقعبيني و واقعگرايي، ناسوتانديشي، نوعي محافظهكاري ممدوح و گونهاي عملگرايي است.
سعدي يكي از مناقشهبرانگيزترين شاعران و انديشمندان بزرگ فارسي است، شخصيتي كه راجع به او بسيار بحث و گفتوگو شده و موافق و مخالف كم ندارد. براي آشنايي با برخي از اين مباحث داغ و مناقشهبرانگيز ميتوان به كتاب خواندني و خوب «جدال با سعدي در عصر تجدد» نوشته كاميار عابدي (دانشنامه فارس، بنياد سعديشناسي، شيراز) مراجعه كرد. از قضا اين كتاب را هم به لطف نويسنده خواندم. كار ارزشمند نگارنده كتاب گردآوري ديدگاههاي متفاوت و متقابل و متضاد معاصران درباره سعدي است، هم آنها كه سعدي را بزرگترين سخنور فارسي و مهمترين اديب و شاعر ايراني ميخوانند و هم آنها كه معتقدند سعدي مصلحت انديشي نان به نرخ روز خور بود كه منشي ماكياوليستي را توصيه ميكرد و به دروغ مصلحتآميز فرا ميخواند.
محمدعلي فروغي، سياستمدار فرهيخته و دانشمند معاصر از مهمترين پژوهشگراني است كه سعدي را به فارسيزبانان معاصر معرفي كرد. او از نخستين چهرههايي است كه تصحيحي جامع و انتقادي و دانشورانه از كليات سعدي ارايه كرد، بهگونهاي كه بيشتر فارسيزبانان آثار سعدي اعم از غزليات و گلستان و بوستان را با تصحيح او خواندهاند يا در خانه دارند. همين الان سايت پرمخاطب گنجور از تصحيح محمدعلي فروغي استفاده كرده است و بنابراين همه كساني كه سعدي را در گنجور ميخوانند، به نحوي از انحاء مديون تلاش فروغي هستند.
جالب آنكه همانقدر كه نگاه به ميراث سعدي در عصر جديد جدل آميز و پرهياهوست، كارنامه محمدعلي فروغي نيز مورد ارزيابيهاي متفاوتي قرار گرفته است. ايرانيان از گروهها و فرقهها و جريانهاي مختلف و متفاوت سياسي و عقيدتي و ايدئولوژيك، ارزيابيهاي گوناگوني از كار و كردار سياسي فروغي دارند، برخي او را سياستورزي خردمند و فرهيخته و خادم و عاشق ايران ميخوانند و شماري معتقدند كه خدمتكار گوش به فرمان و مطيع رضاشاه بوده و حتي برخي به او انگ خدمت به بيگانگان ميزنند يا او را فراماسونري مرموز با اهدافي نامشخص قلمداد ميكنند. اين نگاههاي منفي هم صرفا از جانب طرفداران افراطي حاكميت فعلي ترويج نميشود، حتي برخي پژوهشگران تاريخ معاصر هم داوريهاي تند و افراطي راجع به فروغي دارند. براي مثال ميتوان به كتاب «سيرت فروغي» نوشته ناصرالدين پروين (انتشارات ماهريس) اشاره كرد. نويسنده اين كتاب تمام تلاش خود را كرده تا با كاوش در زير و بم زندگي فروغي، نقاطي تيره و تاريك پيدا كند و او را همدست اقدامات غلط و اشتباهات رضاشاه قلمداد سازد. نكته جالب آنكه بهرغم همه تلاشهاي اين نويسنده، آنچه از نقاط ضعف فروغي برميشمارد، در مقايسه با تقريبا غالب سياستمداران معاصر ايران بسيار ناچيز و قابل اغماض است. اين سخن به معناي نقدناپذيري فروغي يا بدون خطا و اشتباه بودن او نيست. مساله بر سر پيمودن طريق انصاف به ويژه در امر تحقيق و پژوهش است، وگرنه در ادعانامههاي سياسي به راحتي ميتوان فروغي را تا عرش اعلا بالا برد يا او را مسوول همه يا بخشي از بدبختيهاي زمانه خودش و پس از آن تلقي كرد.
مطابق درك نگارنده اين يادداشت، محمدعلي فروغي سياستمداري در قالب و چارچوبهاي مطلوب سياستورزي سعدي بود و هست. يعني اگر در روزگار ما تنها يك سياستمدار مطابق الگوهايي كه سعدي در آثارش نوشته، محقق شود، آن سياستمدار بدون شك محمدعلي فروغي است. فروغي سياستمداري مصلحتانديش، واقعبين و عملگرا بود. بيدليل نيست كه همان انتقادهايي كه به سعدي ميشود، به فروغي نيز ميشود. او اهل مماشات و مذاكره بود و جايي كه ميديد كار با گفتوگو و مصالحه پيش نميرود، تن به تسليم و رضا ميداد. روشن است كه چنين شخصيتي، چندان مطلوب جوانان انقلابي يا حتي پيران اصولگرا و ايدئولوژيك نباشد. اينكه برخي با گرايشهاي خاص فروغي را بپسندند يا خير، چه اهميتي دارد. مهم اين است كه نام سعدي و فروغي، بر تارك فرهنگ و زبان فارسي حك شده است، نويسندگاني چيره دست و فرهيخته كه آثاري جاودانه در گنجينه ادب و فرهنگ فارسي پديد آوردند و ماندگار شدند.