• 1405 دوشنبه 30 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6423 -
  • 1405 دوشنبه 30 شهريور

نسل Z و تنهايي؛ وقتي همه آنلاين‌اند اما كسي كنار ما نيست

فاطمه علي‌پناهي

نسل z را نسلي مي‌دانند كه با اينترنت، تلفن همراه و شبكه‌هاي اجتماعي بزرگ شده است؛ نسلي كه جهان را نه فقط از پنجره خانه و مدرسه، بلكه از صفحه‌اي كوچك در دستش مي‌بيند. براي اين نسل، فاصله ميان آدم‌ها كمتر به نظر مي‌رسد. با اين حال، در ميان همين انبوه ارتباط، مساله‌اي آرام و گاهي نامريي وجود دارد؛ تنهايي. تنهايي نسلz الزاما به معناي تنها بودن نيست. ممكن است نوجواني در مدرسه دوستان زيادي داشته باشد، در گروه‌هاي مختلف پيام‌رسان عضو باشد و هر روز صدها پيام دريافت كند، اما آخر روز احساس كند كسي واقعا او را نمي‌فهمد. اين تفاوت ميان «ارتباط داشتن» و «احساس ارتباط كردن» شايد يكي از مهم‌ترين نكته‌ها درباره تنهايي امروز باشد. ارتباط، تعداد پيام‌ها و دنبال‌كننده‌ها نيست؛ گاهي يك گفت‌وگوي صميمي و امن، از ساعت‌ها حضور در ميان جمع ارزشمندتر است. شبكه‌هاي اجتماعي خود به خود دشمن نسلz نيستند. آنها فرصت‌هاي زيادي براي يادگيري، دوستي، خلاقيت و پيدا كردن آدم‌هايي با علايق مشترك فراهم كرده‌اند. مساله زماني آغاز مي‌شود كه تصويرهاي انتخاب‌ شده از زندگي ديگران، به معيار مقايسه تبديل مي‌شوند. در صفحه نمايش، معمولا بهترين لحظه‌ها ديده مي‌شوند؛ موفقيت، سفر، جشن، خنده و ظاهر مرتب. اما پشت همان تصوير ممكن است روزي سخت، نگراني يا احساس تنهايي وجود داشته باشد. نوجواني كه فقط نتيجه زندگي ديگران را مي‌بيند، ممكن است زندگي معمولي خودش را كم‌رنگ و ناكافي تصور كند. از طرف ديگر، سرعت زندگي امروز نيز در اين احساس بي‌تاثير نيست. درس، امتحان، انتخاب رشته، آينده شغلي، فشار خانواده، توقعات اجتماعي و نگراني درباره آينده مي‌توانند ذهن يك نوجوان را پر كنند. در چنين شرايطي، ممكن است فرصت يا جرات گفتن جمله ساده‌اي مثل «حالم خوب نيست» را نداشته باشد. گاهي تنهايي نه از نبودن آدم‌ها، بلكه از نداشتن يك فضاي امن براي حرف زدن به وجود مي‌آيد. نسلz همچنين با مساله‌اي روبه‌رو است كه نسل‌هاي پيشين با اين شكل و شدت تجربه نكرده‌اند؛ زندگي در برابر نگاه دايمي ديگران. عكس‌ها، نظرها، واكنش‌ها و حتي سكوت ديگران مي‌توانند بر احساس ما درباره خودمان اثر بگذارند. يك پاسخ نگرفتن ممكن است بيش از اندازه مهم شود؛ يك مقايسه ساده مي‌تواند اعتمادبه‌نفس را متزلزل كند و يك نظر منفي ممكن است ساعت‌ها در ذهن باقي بماند. وقتي ارزش خود را از واكنش ديگران دريافت كنيم، سكوت صفحه نمايش مي‌تواند شبيه سكوت يك اتاق خالي شود. نبايد درباره نسل z با جمله‌هايي ساده و كليشه‌اي قضاوت كرد. اين نسل فقط «نسل گوشي» نيست و تنهايي آن نيز فقط نتيجه شبكه‌هاي اجتماعي نيست. شرايط اقتصادي، محيط خانواده، مدرسه، روابط دوستانه، تجربه‌هاي شخصي و حتي ويژگي‌هاي فرهنگي هر جامعه در احساس تنهايي نقش دارند. بنابراين، اگر قرار است درباره تنهايي نسل z صحبت كنيم، بهتر است به جاي سرزنش كردن نوجوانان، به شرايطي نگاه كنيم كه اين احساس را مي‌سازند يا آن را شديدتر مي‌كنند. شايد يكي از راه‌هاي مقابله با اين تنهايي، بازگشت به ارتباط‌هاي واقعي باشد؛ نه به معناي كنار گذاشتن كامل فناوري، بلكه به معناي استفاده آگاهانه‌تر از آن. گفت‌وگويي بدون نگاه كردن مداوم به صفحه تلفن، قدم زدن با يك دوست، كتاب خواندن در كنار ديگران، ورزش، فعاليت هنري يا حتي نشستن كنار خانواده مي‌تواند فرصتي براي تجربه حضوري واقعي باشد. لازم نيست راه‌حل بزرگي پيدا كنيم؛ يك سوال مانند «واقعا چه خبر؟» اگر با گوش دادن همراه شود، مي‌تواند آغاز يك گفت‌وگوي مهم باشد. مدرسه نيز مي‌تواند در اين ميان نقش مهمي داشته باشد. مدرسه فقط محل انتقال درس و نمره نيست؛ بخشي از زندگي اجتماعي نوجوان در آن شكل مي‌گيرد. داشتن فضايي كه در آن دانش‌آموز بتواند بدون ترس از تمسخر يا قضاوت درباره نگراني‌هايش حرف بزند، اهميت زيادي دارد. معلم، مشاور مي‌توانند در لحظه‌اي كه نوجوان احساس مي‌كند كسي صدايش را نمي‌شنود، نقطه اتكايي باشند. خانواده‌ها نيز بهتر است به جاي اينكه فقط درباره مدت استفاده از تلفن همراه سوال كنند، درباره دنياي دروني نوجوانان كنجكاو باشند. پرسيدن از اينكه چه چيزي خوشحالشان كرده، چه چيزي ناراحتشان كرده و اين روزها بيشتر به چه چيزي فكر مي‌كنند، مي‌تواند گفت‌وگو را از دستور و تذكر به همراهي تبديل كند. نوجوان بيش از آنكه به سخنراني نياز داشته باشد، به شنيده شدن نياز دارد. خود نسل z هم مي‌تواند سهمي در ساختن روابط سالم‌تر داشته باشد. دوست پيدا كردن، درخواست كمك، شركت در فعاليت‌هاي جمعي و كنار گذاشتن تلفن براي چند دقيقه، قدم‌هاي كوچكي هستند كه مي‌توانند احساس تعلق را بيشتر كنند. مهم‌تر از همه، بايد پذيرفت كه احساس تنهايي نشانه ضعف نيست. انسان در دوره‌هاي مختلف زندگي ممكن است احساس كند از ديگران فاصله گرفته است. اين احساس مي‌تواند قابل تغيير باشد، به‌خصوص وقتي فرد بتواند درباره آن حرف بزند و حمايت دريافت كند.
شايد تناقض نسل z همين باشد: نسلي كه بيش از هر نسل ديگري ابزار ارتباط دراختيار دارد، اما همچنان به چيزي بسيار قديمي و انساني نيازمند است؛ يك حضور انساني. نه حضور يك حساب كاربري، نه يك قلب قرمز زير عكس و نه پيامي كه فقط براي حفظ ارتباط فرستاده شده است، بلكه حضور انساني كه گوش بدهد، قضاوت نكند و چند دقيقه واقعا بماند. تنهايي نسل z را نمي‌توان با خاموش كردن اينترنت حل كرد، همان‌طور كه نمي‌توان با اضافه كردن دوستان مجازي آن را ناديده گرفت. مساله اصلي، كيفيت رابطه‌هايي است كه مي‌سازيم. شايد در جهاني كه همه‌چيز سريع‌تر از هميشه اتفاق مي‌افتد، يكي از ارزشمندترين كارها اين باشد كه كمي آهسته‌تر شويم و دوباره به آدم‌هاي كنارمان نگاه كنيم. نسل z، بيش از آنكه نسلي تنها باشد، نسلي است كه شكل تازه‌اي از تنهايي را تجربه مي‌كند و در عين حال فرصت دارد شكل تازه‌اي از باهم ‌بودن را بسازد. شايد پاسخ اين تنهايي، پيدا كردن آدم‌هاي بيشتر نباشد؛ پيدا كردن رابطه‌هايي عميق‌تر، امن‌تر و واقعي‌تر باشد. درنهايت، هيچ فناوري‌اي جاي يك گفت‌وگوي صادقانه، يك دوستي قابل اعتماد و احساسي ساده اما عميق را نمي‌گيرد: اينكه بداني در ميان اين همه صدا، كسي واقعا صدايت را شنيده است.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون