نسل Z و تنهايي؛ وقتي ارتباط، اقتدار ميسازد
آرين رشنو
در دنياي امروز، قدرتسازي ديگر صرفا به معناي دراختيار داشتن منابع، موقعيتهاي رسمي يا سرمايههاي اقتصادي نيست. جهان جديد، جهان شبكههاست؛ جايي كه ارتباط، به يكي از مهمترين مولفههاي اقتدار تبديل شده است. هر جواني كه بتواند ارتباطات گستردهتر، متنوعتر و موثرتري با ديگران برقرار كند، به منابع بيشتري از دانش، تجربه، فرصت و حمايت اجتماعي دسترسي خواهد داشت. در چنين شرايطي، شبكههاي اجتماعي ميتوانند ابزاري مهم براي توانمندسازي نسل z باشند.
نسل z در جهاني رشد كرده كه مرزهاي جغرافيايي، فرهنگي و حرفهاي، بيش از گذشته در حال تغييرند. امروز يك جوان در لرستان ميتواند با متخصصي در تهران، كارآفريني در اصفهان يا دانشجويي در كشوري ديگر ارتباط برقرار كند؛ تجربه بياموزد، ايده مبادله كند و مسيرهاي تازهاي براي رشد شخصي و حرفهاي خود بيابد. اين امكان، يكي از ظرفيتهاي مهم شبكههاي اجتماعي در توسعه سرمايه اجتماعي و انساني نسل جديد است.
ازسوي ديگر، جهان امروز پويا و دايما در حال تغيير است. مهارتهايي كه امروز براي موفقيت كافي به نظر ميرسند، ممكن است فردا پاسخگوي نيازهاي جامعه و بازار كار نباشند. جوانان ناگزيرند خود را بهطور مستمر بهروزرساني كنند؛ دانش بياموزند، مهارتهاي تازه كسب كنند و با تحولات علمي، اقتصادي و اجتماعي همراه شوند. شبكههاي اجتماعي، در كنار آموزش رسمي و منابع معتبر، ميتوانند دسترسي به اين جريان مستمر يادگيري را تسهيل كنند.
با اين حال، مساله تنهايي نسل z را نميتوان صرفا با تعداد دنبالكنندگان، گروههاي مجازي يا ميزان حضور در شبكههاي اجتماعي سنجيد. پارادوكس دنياي ديجيتال اينجاست: ممكن است فردي در ميان صدها ارتباط مجازي قرار داشته باشد، اما در زندگي واقعي احساس كند كسي او را نميفهمد. ارتباط، زماني به سرمايه اجتماعي تبديل ميشود كه از سطح تعامل سطحي فراتر برود و به اعتماد، همدلي، مشاركت و احساس تعلق منجر شود.
شبكههاي اجتماعي همچنين ميتوانند با مقايسه دايمي زندگي افراد، نمايش تصويري غيرواقعي از موفقيت و افزايش فشار براي ديده شدن، احساس ناكافيبودن و انزواي اجتماعي را تشديد كنند. البته اين آثار براي همه كاربران يكسان نيست و به نوع استفاده، كيفيت روابط و شرايط فردي آنان بستگي دارد. بنابراين، مساله اصلي نه حضور در شبكههاي اجتماعي، بلكه چگونگي استفاده از آنهاست.
نسل z به ارتباط نياز دارد؛ اما ارتباطي كه به رابطه واقعي، يادگيري مشترك و مشاركت اجتماعي منتهي شود. خانواده، مدرسه، دانشگاه، نهادهاي مدني و ساختارهاي مديريتي بايد زمينهاي فراهم كنند كه جوانان بتوانند در كنار حضور ديجيتال، تجربه گفتوگوي واقعي، كار جمعي و اثرگذاري اجتماعي را نيز به دست آورند.
در جهان شبكهاي امروز، اقتدار از توانايي ارتباطگرفتن آغاز ميشود؛ اما در توانايي ساختن اعتماد، حفظ رابطه و تبديل ارتباط به كنش جمعي معنا پيدا ميكند.