نسل Z؛ موضوع سياستگذاري نيست، شريك سياستگذاري است
اميررضا صادقي
مساله اصلي ما درباره نسل z ، كمبود برنامه نيست؛ كمبود سازوكاري است كه جوان را از «مخاطب تصميمها» به «شريك تصميمسازي» تبديل كند.
امروز در جهان، سياستگذاري عمومي بيش از هر زمان ديگري بر شناخت دقيق جامعه هدف، تحليل دادهها و مشاركت ذينفعان استوار است. با اين حال، در مواجهه با نسل جوان ايران، هنوز گاه به جاي شناخت، برچسب ميزنيم؛ به جاي گفتوگو، قضاوت ميكنيم و به جاي مشاركت دادن، براي آنان نسخه مينويسيم. در سالهاي گذشته، نسل z گاه «هنجارشكن»، «بيتفاوت» يا «غيرقابل پيشبيني» معرفي شد و حتي در رسانه ملي، به جاي گفتوگويي برابر و محترمانه، تعابيري تحقيرآميز درباره اين نسل به كار رفت. رسانهاي كه بايد خانه گفتوگوي ملي باشد، نميتواند جوان را پيش از شنيدن، به موضوع قضاوت تبديل كند. جامعهاي كه نسل جوان خود را تحقير ميكند، در حقيقت بخشي از قدرت حل مساله خود را كنار ميگذارد. از منظر نسلشناسي نيز بايد مراقب يك خطاي اساسي باشيم: نسل z يك جمعيت يكدست و همشكل نيست. تجربه يك نوجوان در تبريز، يك دانشآموز در روستا، يك دختر جوان، يك دانشجوي دانشگاه، يك نوجوان شاغل يا فردي كه دسترسي محدودي به امكانات آموزشي و ديجيتال دارد، يكسان نيست. جنسيت، طبقه اجتماعي، جغرافيا، فرهنگ محلي و ميزان دسترسي به فرصتها، تجربه افراد اين نسل را متفاوت ميكند، بنابراين نسلشناسي بدون دادههاي بومي به كليشهسازي ميانجامد و سياستگذاري بدون حضور خود جوانان، چيزي جز تصميمگيري درباره يك تصوير ذهني نخواهد بود. در دولت چهاردهم، انتصاب مشاوري از ميان خود نسل z و شكلگيري شوراهاي مرتبط با اين نسل، اقدامي اميدواركننده و نوعي سنتشكني مثبت بود. اين شوراها ذيل شوراي اطلاعرساني دولت فعاليت ميكنند و همين پيوند سازماني ميتواند زمينه انتقال مستقيمتر ديدگاهها و مطالبات نسل جوان به ساختار تصميمگيري كشور را فراهم كند. اين اقدام ميتواند دريچهاي به سوي شناخت واقعيتر نسل جوان باشد، اما انتصاب و تشكيل شورا، تنها آغاز راه است. اگر اين شوراها به جلسات نمادين، عكسهاي يادگاري و گزارشهاي اداري محدود شوند، فرصت ايجاد شده به سرعت از دست خواهد رفت. وفاق زماني معنا پيدا ميكند كه صداي متفاوت فقط شنيده نشود، بلكه در تصميم نهايي نيز اثر بگذارد. امروز اينجانب از آذربايجان؛ سرزميني كه همواره در تحولات فكري، فرهنگي و اجتماعي ايران نقشآفرين بوده است، فرصت يافتهام تا بخشي از دغدغههاي همنسلان خود را نمايندگي كنم. مهمترين مطالبه نسل من را ميتوان در يك كلمه خلاصه كرد: «تاثير». نسل z صرفا نميخواهد در جلسه حضور داشته باشد، ميخواهد بداند نظرش كجا و چگونه به تصميم تبديل شده است. ميخواهد در تعريف مساله، طراحي راهحل، اجراي برنامه و ارزيابي نتيجه سهم داشته باشد. اگر جوان سخن بگويد، اما هيچ تغييري در تصميم ايجاد نشود، آنچه رخ داده مشاركت نيست؛ شبيهسازي مشاركت است. حمايت از جوانان نيز صرفا به معناي تامين بودجه نيست. گاهي مهمتر از پول، فراهم كردن دسترسي به اطلاعات، آموزش مديريت، آشنايي با فرآيند سياستگذاري، ارتباط با مديران اجرايي، استفاده از تجربه متخصصان و دادن فرصت براي آزمودن يك ايده كوچك است. جوان نبايد فقط دريافتكننده حمايت باشد بايد براي تبديل شدن به يك كنشگر مسوول و مساله حلكن توانمند شود.
بر همين اساس، در شوراي نسل z آذربايجانشرقي به اين جمعبندي رسيدهايم كه پيش از ايجاد كميتههاي متعدد، سه هسته كوچك، تخصصي و ماموريتمحور شكل بگيرد:
۱. هسته رصد و سياستپژوهي: اين هسته بايد مسائل واقعي نسل z را از طريق داده، مصاحبه، مشاهده و گفتوگو شناسايي كند؛ مساله را دقيق صورتبندي كرده و براي هر موضوع، يك يادداشت سياستي كوتاه، روشن و قابل اجرا ارايه دهد.
۲. هسته طراحي و پايلوت: وظيفه اين هسته تبديل پيشنهادها به راهحلهاي كوچك و آزمونپذير است. هر راهحل بايد ابتدا در مقياسي محدود اجرا شود، شاخص موفقيت داشته باشد و نتايج آن، چه موفق و چه ناموفق با شواهد ثبت شود. سياست خوب الزاما از طرحهاي پرهزينه آغاز نميشود؛ گاهي از يك آزمايش كوچك اما دقيق متولد ميشود.
۳. هسته گفتوگو و رسانه: اين هسته بايد صداي بدنه نسل z را بدون گزينش و پيشداوري بشنود، ارتباط مستمر ميان جوانان و مديران را برقرار و روند پيشرفت اقدامات را شفاف روايت كند. رسانه در اين الگو، ابزار تبليغ شورا نيست؛ سازوكار پاسخگويي شورا به جامعه است.
براي جلوگيري از تشريفاتي شدن اين هستهها، هر ماموريت بايد پنج مولفه روشن داشته باشد: مساله مشخص، مسوول پاسخگو، دستگاه اجرايي همراه، موعد تحويل و شاخص قابل اندازهگيري. دبيرخانه بايد هماهنگكننده باشد نه جايگزين تيمها و گزارش پيشرفت نيز بايد در بازههاي زماني معين منتشر شود. اثربخشي اين ساختار بدون حضور واقعي و مستمر دختران و پسران ممكن نيست. حضور دختران نبايد به رعايت يك نسبت آماري يا تكميل تصوير جلسات محدود شود؛ آنان بايد در هماهنگي تيمها، تعريف مسائل، تصميمگيري و ارايه نتايج، نقش برابر و موثر داشته باشند. نمايندگي واقعي زماني شكل ميگيرد كه تنوع موجود درون نسل z، در تركيب تصميمسازان نيز ديده شود. در گام بعدي، شوراي استان درنظر دارد همزمان با فعاليت مدارس، طرحي پژوهشي درباره سياستگذاري نسل z در آذربايجانشرقي اجرا كند. ماهيت اين طرح، تركيبي از روشهاي كمي و كيفي خواهد بود و مصاحبه، گفتوگوهاي گروهي و پرسشنامه را در بر خواهد گرفت. مشاركت دانشآموزان بايد داوطلبانه، محرمانه و با رعايت اصول اخلاق پژوهش باشد تا آنان بتوانند بدون نگراني، تجربهها و ديدگاههاي واقعي خود را بيان كنند. عنوان پيشنهادي اين طرح عبارت است از:
«از فاصله تا مشاركت؛ الگوهاي گفتوگو و اعتمادسازي با نسل z در آذربايجانشرقي»؛ هدف اين پژوهش، توليد گزارشي براي بايگاني نيست. خروجي آن بايد به شناسايي مسائل اولويتدار، ترسيم نقشه اعتماد و مشاركت جوانان، ارايه پيشنهادهاي سياستي و طراحي چند پايلوت اجرايي منتهي شود. همچنين اميدواريم پس از ارزيابي نتايج، اين تجربه استاني قابليت تبديل شدن به الگويي ملي را پيدا كند.
نسل z مسالهاي براي مهار، مخاطبي براي تبليغ يا عددي براي تكميل آمار جلسات نيست؛ اين نسل، شريك ضروري حكمراني آينده ايران است. آينده زماني تغيير ميكند كه جوان در اتاق تصميمگيري فقط مهمان نباشد؛ بخشي از تصميم باشد.