روزبه دلاور
شکست ۳ بر یک تیم ملی فوتبال ایران مقابل ازبکستان پس از باخت چهار بر یک امیدها برابر کره شمالی وضعیت فاجعهبار فوتبال ملی در ایران را بدون روتوش مقابل چشم مخاطبان و هواداران گذاشت؛ نتایجی که هیچ راه گریزی از آن نیست.
در شرایطی که رقبای آسیایی با سرعت در حال پوستاندازی و تغییر نسل هستند و به طور مثال در همان روز باخت شاگردان قلعهنویی برابر تکراریترین رقیب این سالها، ژاپن سه بر یک اروگوئه را برد، تیم ملی ایران همچنان در بنبست تاکتیکی و سردرگمی فنی دست و پا می زند. آیا این نتیجه مهر تاییدی دیگر بر زوال تیمی است که به جای آیندهنگری به روزمرگی دچار شده است؟ به همین بهانه با حمید درخشان، کارشناس و پیشکسوت فوتبال گفتوگویی ترتیب دادیم تا وضعیت نگرانکننده تیم ملی را واکاوی کنیم.
خیلی از هواداران فوتبال معتقدند باخت ۳بر ۱ مقابل ازبکستان خروجی سیاستهای ناکارآمد در تیم ملی است، به نظر شما تیم ملی فعلی به بنبست رسیده یا احتمالا حریف را دستکم گرفته بودند؟
الان فوتبال این بحثها را ندارد که حریفی را دستکم یا دست بالا بگیرد. اینها داستانهای مندرآوردی و خودفریبی است! موضوع این است باید بپذیریم که خیلی توفیقات نداشتیم و در حال رسیدن به یک بنبست بزرگتر هستیم. آن دوره شکوفایی با این بازیکنانی که سه، چهار دوره به جامجهانی رفتند دیگر در حال تمام شدن است! باید بپذیریم که مشکلات ما در حال شروع شدن است! نمی توانیم به این وضعیت دلخوش کنیم که دوباره با این بازیکنان توفیقاتی به دست بیاوریم، نه! میدانید چرا؟ به دلیل سن بالای بازیکنان و بعد به دلیل رشد تیمهای دیگر. ازبکها حدود نه بازی با ما در این چند ساله بازی کردند. با اینکه قبلا حریف سرسختی نبودند، اما دیگر نمیتوانیم شکستشان دهیم. پس نشان می دهد که ما دیگر ته خط هستیم و باید قبول کنیم که ساختارسازی خود را تغییر دهیم و تغییرات عمدهای را در نگاهمان به فوتبال ایجاد کنیم و برویم سراغ سازندگی و بازیکن بسازیم تا بتوانیم از این بنبست خارج شویم. امروز نمیتوانیم هیچ کسی را محکوم کنیم که چرا اینکار را کرده یا نکرده. این ماحصل فوتبال ماست و در یک فقر بزرگ تاکتیکی قرار گرفتیم و متاسفانه نمیتوانیم از آن خارج شویم برای همین باید انتظار داشته باشیم که به ازبک ببازیم. حالا ممکن است اتفاقات دیگری هم رخ دهد، اما نباید ذهنیتمان به این برود که مثلا قهرمان آسیا می شویم، چون اصلا امکان ندارد.
در بین صحبتهایتان از فعل زمان حال استفاده کردید و گفتید دیگر وقتش رسیده، اما خیلیها اعتقاد دارند تغییر نسل یا پوستاندازی باید مدتها قبل انجام میشد و الان دیر هم شده.
دقیقا، اگر قرار بود من هم تا چهل سالگی ادامه دهم خوب بازی میکردم. اما آیا کارایی بازیکن ۲۳ تا ۲۵ سال را دارم؟ نه. درست که تجربهام زیاد شده، اما کارایی لازم را ندارم پس باید خیلی زودتر از اینها تیممان را جوان میکردیم که نکردیم! این بازیکنان تلاش خود را کردند و جامهای جهانی خود را پشت سر گذاشتند و از آنها تشکر هم می کنیم، اما بپذیریم که در دنیای فوتبال دنبال بازیکنان ۱۶، ۱۷ ساله هستند نمونهاش در لیگ انگلیس که بازیکنان نوجوان و جوان بازی میکنند با کیفیت بالا. نه اینکه دنبال بازیکنان ۳۸ ساله باشند. ما اینجا گیر کردیم و کاری هم نمیتوانیم انجام دهیم، چون باید ۵ سال پیش تیممان را تغییر میدادیم و نیروهای جوانتر میآوردیم. حالا می گویند نداریم خب چرا نساختید؟ اگر می ساختید الان نمی گفتید نداریم. نساختید و حالا ندارید و با همینها هم بروید، همین هستیم.
سرمربی تیم ملی پس از بازی نسبت به اشتباهات فردی بازیکنان صحبتهایی را مطرح کرد. به نظر شما تصحیح اشتباه فردی یک بازیکن با کادرفنی است؟
بله، کسی که مسوولیت فنی تیم را برعهده دارد باید اینها را درست کند، اما حرف من کلی است. ظرف ما پر شده و نمیشود دیگر از این بازیکنان که زحمتشان را کشیدهاند دوباره استفادهکنیم. مثل یک ماشین فرسوده است که میخواهی دوباره آن را بازسازی کنی، خب جواب همان ماشین سابق را که نمیدهد. تیم ما هم الان یک تیم فرسوده و پا به سن گذاشته است که دیگر توانش همین است. دیگر وقت تغییر و پوستاندازی است. همین بازی با ازبکستان که باختیم اشکالی داشت با امیدها میباختیم؟ خب باید در این بازیها به جوانها فرصت دهیم و بازیهای تدارکاتی هم برای همین است.
بازیکنان جوان زیادی در لیگ بازی میکنند آیا اینکه میگویند جوان نداریم تا برای تیم ملی بازی کند بیشتر یک بهانه است یا واقعیت؟
بازیکنان جوان داریم فقط یک شهامتی باید این وسط باشد که به اینها میدان دهد و از آنها بهرهبرداریکنند. حالا چطوری؟ باید در کنار میدان دادن به جوانها به آنها آموزش هم داد تا بتوانیم از آنها استفاده هم کنند نه که صرفا به جوانها بازی دهند. باید مسائل را به آنها آموزش داد تا مثل امیدهای کره شمالی فوتبال خوبی را ارائه دهند. بدون آموزش نمیشود بهرهبرداری کرد حالا هزاری هم که جوان باشد. ما بازیکنان خوبی داشتیم و داریم ببخشید این جمله را میگویم! سوءتفاهم برای مربیان ما نباشد، اما ما الان در فقر تاکتیکی فوتبال قرار گرفتیم. هم در بازیکنسازی که نتوانستیم خوب آموزششان دهیم، گرفتاریم و هم گرفتار موضوعات تاکتیکی هستیم. هنوز هم تیمهای ما به سبک قدیم بازی میکنند و فقط اسمهای روشها را یاد گرفتیم! همین سه، چهار، سه یا چهار، چهار، دو یا سایر اسمهای روشها را بلدیم، اما اجرا و نوع اجرایش را نتوانستیم برای بازیکنان توجیه کنیم تا خوب درک کنند و قابل بهرهبرداری شوند.
مقابل ازبکستان تیم ایران به نظر میرسید در دقایق زیادی از بازی سردرگم است و فاقد پلن B. به نظر شما سرمربی تیم ملی توانایی تغییر سبک بازی در حین بازیها را دارد یا متکی به اتفاقات و درخشش بازیکنان است؟
ما دنبال همین اوت دستیها و اتفاقات هستیم یا اینکه منتظر خلاقیت بازیکنی باشیم. پلن B را بیخیال، ما هنوز برای شروع بازی و پلن A ماندهایم، دنبال پلن B میگردید؟
اما هنوز علاقهمندان به فوتبال فراموش نکردند که در جامجهانی یک عضو کادرفنی از داشتن هفت تا هشت پلن در بازی میگفت!
گفتن را ولش کنید! حرف را دوستان قشنگ میزنند من و شما و آدم معمولی هم میزند، اما در اجرای کار با حرف باید دید برابری می کند یا خیر. نمونهاش را دیدیم که حرف یک موضوع و اجرا جور دیگر است که همخوانی ندارد چرا، چون پلنی وجود ندارد که حرف از b و c و d میزنند!
صحبت پایانی؟
ما قصد و غرضی نداریم و از سر وطندوستی و دوست داشتن انتقاد می کنیم. دلمان میسوزد و از روی سواد و تجربه و بازیهای ملی برای تیم ملی که دوستش داریم، انتقاد می کنیم. من تمام این لحظات را لمس کردم و تحصیلات و مدرک و تجربهام فوتبال است و دربارهاش حرف میزنم آبدوغ خیاری که نمیگویم! حرفم این است که این راه که میرویم بیراهه است و به مقصد نمیرسد.