• 1405 شنبه 4 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6427 -
  • 1405 شنبه 4 مهر

« اعتماد» در گفت‌وگو با ديهيم خان بيگي بررسي می کند

پيام ديپلماتيك تهران در عصر بحران

رايزني‌هاي غيرمستقيم تهران و واشنگتن بيش از آنكه صرفا به محتواي مذاكرات وابسته باشد، حامل پيام سياسي و مديريت‌كننده ادراكات دوطرف است؛ تهران تلاش دارد نشان دهد ديپلماسي را به تحولات داخلي امريكا گره نزده و مسير مذاكره را به عنوان ابزاري براي كاهش تنش حفظ مي‌كند. اين در حالي است كه فضاي كنوني نيازمند مديريت همزمان فشار و ديپلماسي است، به‌‌گونه‌اي كه ميانجي‌هاي منطقه‌اي مانع بسته ‌شدن كامل كانال ارتباطي تهران و واشنگتن شوند و طرفين از تشديد بحران پرهزينه جلوگيري كنند. در چنين شرايطي راهبرد ايران در برابر فشارها بر تركيبي از افزايش هزينه تقابل، جلوگيري از شكل‌گيري اجماع منطقه‌اي عليه تهران و باز نگه‌داشتن مسير مذاكره استوار است؛ رويكردي كه هدف آن تبديل فشار متقابل به اهرمي در ميز گفت‌وگو است.

ديهيم خان‌بيگي در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره چشم‌انداز گفت‌وگوهاي غيرمستقيم ايران و امريكا در نيويورك و ابتكار عمل تازه ايران كه ازسوي عباس عراقچي، رييس دستگاه ديپلماسي كشورمان مطرح شده، گفت: «نبايد بيش از اندازه به نفس مذاكره غيرمستقيم عراقچي و ويتكاف وزن داد. اهميت اين گفت‌وگو بيش از محتواي آن، در پيامي است كه دوطرف مي‌خواهند به بيرون منتقل كنند. واشنگتن تلاش دارد نشان دهد كه همچنان ديپلماسي را در اولويت قرار داده و پيش از حركت به سمت گزينه‌هاي پرهزينه‌تر، مسير مذاكره را نبسته است.براي تهران نيز مهم است اين برداشت شكل نگيرد كه سياست خود را به نتيجه انتخابات امريكا گره زده و در انتظار تغيير شرايط در واشنگتن است. ادامه وضعيت فعلي در تنگه هرمز، با توجه به جايگاه آن در تجارت و انتقال انرژي، هر روز هزينه‌هاي بيشتري به اقتصاد منطقه و جهان تحميل مي‌كند و بازگشت آن به شرايط عادي، به يك ضرورت فوري تبديل شده است.از اين منظر، حضور ايران در مسير مذاكره اين پيام را نيز دارد كه تهران به دنبال خريد زمان تا انتخابات امريكا نيست و در صورت فراهم بودن شرايط، مذاكره را مسيري واقعي براي كاهش تنش و رسيدن به توافق مي‌داند.»

اين كارشناس مسائل بين‌الملل افزود: «اين روند براي امريكا كاركرد اقتصادي نيز دارد. هر تشديد تنش در منطقه مي‌تواند بازار انرژي را متاثر كند؛ از اين رو، حفظ چشم‌انداز مذاكره مي‌تواند در كنترل انتظارات بازار و كاهش فشار ناشي از افزايش بهاي نفت موثر باشد. بنابراين، اين تماس را بايد بخشي از مديريت همزمان فشار سياسي، اقتصادي و ديپلماتيك واشنگتن دانست.»

اين تحليلگر روابط بين‌الملل درباره امكان گشايش در مسير ديپلماسي نيز خاطرنشان كرد: «اگر امروز بتوان از روزنه‌اي كوچك سخن گفت، اين روزنه بيش از آنكه محصول يك تماس باشد، نتيجه تلاش ميانجي‌هاست. كشورهاي منطقه كوشيده‌اند كانال ارتباطي تهران و واشنگتن به‌طور كامل بسته نشود و حفظ همين حداقل ارتباط، در شرايطي كه اختلافات اصلي پابرجاست، اهميت دارد.»

خان‌بيگي در پاسخ به پرسش دوم درباره واكنش احتمالي امريكا در صورت شكست ديپلماسي و در آستانه انتخابات ميان‌دوره‌اي گفت: «انتخابات ميان‌دوره‌اي يكي از متغيرهاي مهم در محاسبات كاخ سفيد است. ورود به اقدامي نظامي گسترده، بدون چشم‌انداز روشن براي پايان آن، مي‌تواند براي جمهوري‌خواهان هزينه سياسي و اقتصادي بالايي داشته باشد؛ به‌ ويژه اگر به افزايش دوباره قيمت انرژي و تشديد فشارهاي معيشتي در داخل امريكا منجر شود. به همين دليل، احتمالا واشنگتن در مقطع فعلي بيشتر مي‌كوشد فشار بر ايران را حفظ كند و در عين حال دامنه تنش را كنترل ‌شده نگه دارد، نه اينكه وارد جنگي نامحدود شود. اگر مسير ديپلماسي شكست بخورد، ترامپ علاوه بر پرونده ايران، با مسائلي چون اختيارات جنگي رييس‌جمهور، فشار كنگره، هزينه‌هاي اقتصادي درگيري و اختلافات در ساختار تصميم‌گيري خود روبه‌رو خواهد شد. از اين منظر، انتخابات ميان‌دوره‌اي عامل حاشيه‌اي نيست و مي‌تواند مستقيما بر زمان، دامنه و شكل واكنش امريكا اثر بگذارد.»

اين تحليلگر مسائل بين‌الملل در پاسخ به پرسش ديگري درباره معناي بازتنظيم روابط كشورهاي عربي با ايران و تلاش برخي كشورهاي منطقه براي احيا و باز نگه داشتن كانال‌هاي ديپلماتيك گفت: «زماني كه كشورهاي عربي از بازتنظيم روابط با تهران سخن مي‌گويند، الزاما منظورشان فاصله ‌گرفتن از امريكا يا تغيير اتحادهاي راهبردي نيست. آنچه اكنون شكل مي‌گيرد، بيشتر بازبيني در محاسبات امنيتي منطقه است. تجربه ماه‌هاي اخير نشان داده اتكاي صرف به مناسبات امنيتي با امريكا لزوما نمي‌تواند اين كشورها را از تبعات يك درگيري منطقه‌اي مصون نگه دارد؛ به همين دليل، آنها در كنار حفظ روابط با واشنگتن، به دنبال كاهش تنش با تهران نيز هستند. از منظري ديگر يك واقعيت جغرافيايي را نمي‌توان ناديده گرفت؛ امريكا قدرتي فرامنطقه‌اي است، اما ايران و كشورهاي عربي خليج‌فارس همسايه يكديگر باقي مي‌مانند. حتي اگر در آينده ميان تهران و واشنگتن يك كانال ديپلماتيك جدي شكل بگيرد، موضوعات مشتركي مانند امنيت خليج‌فارس، انرژي، تجارت و مسيرهاي دريايي همچنان پابرجا خواهد بود، از اين رو تلاش براي ايجاد رابطه‌اي باثبات‌تر و قابل پيش‌بيني‌تر با ايران، براي اين كشورها ضرورتي عملي دارد.»

خان‌بيگي در ادامه با اشاره به كاهش اعتماد كشورهاي عربي به چتر امنيتي امريكا خاطرنشان كرد: «من اين تعبير را با احتياط به كار مي‌برم. شايد دقيق‌تر اين باشد كه ترديد درباره كفايت اتكاي انحصاري به چتر امنيتي امريكا افزايش يافته است. كشورهاي عربي همچنان همكاري‌هاي امنيتي گسترده‌اي با واشنگتن دارند، اما در كنار آن مي‌خواهند ابزارهاي بيشتري براي مديريت امنيت خود داشته باشند و يكي از اين ابزارها، كاهش احتمال درگيري مستقيم با ايران است.»

او ادامه داد: «امريكا نيز حاضر نيست شبكه امنيتي و سياسي‌اي را كه طي دهه‌ها در منطقه ايجاد كرده، تضعيف‌شده ببيند. واشنگتن همچنان مي‌كوشد با تركيبي از تضمين‌هاي امنيتي، همكاري‌هاي دفاعي و مشوق‌هاي اقتصادي، كشورهاي عربي را در مدار خود نگه دارد و ظرفيت فشار بر ايران را حفظ كند.»

اين كارشناس مسائل بين‌الملل در پاسخ به اين پرسش كه آيا امريكا در پي تعريف ائتلافي منطقه‌اي عليه ايران است، گفت: «ترجيح مي‌دهم به جاي تعبير ائتلاف جديد عليه ايران، از تلاش براي بازسازي يك شبكه فشار منطقه‌اي سخن بگوييم. چنين شبكه‌اي الزاما براي جنگ طراحي نشده است، اما مي‌تواند در حوزه‌هاي اقتصادي، سياسي و لجستيكي، اهرم واشنگتن را افزايش دهد و درنهايت دست امريكا را در هر مذاكره احتمالي پرتر كند.»

خان‌بيگي همچنين درباره راهبرد احتمالي ايران در صورت تشديد تحريم‌ها گفت: «بعيد است تهران براي پاسخ به گسترش تحريم‌ها تنها بر يك ابزار تكيه كند. ايران احتمالا مي‌كوشد به ‌طور همزمان چند مسير را پيش ببرد؛ از حفظ كانال‌هاي اقتصادي و ديپلماتيك تا افزايش هزينه‌هاي فشار براي طرف مقابل.»او افزود: «در اين ميان، مسيرهاي دريايي و لجستيكي منطقه اهميت بيشتري پيدا مي‌كنند. تا امروز تمركز اصلي بر تنگه هرمز بوده، اما باب‌المندب نيز به‌تدريج به بخشي از اين معادله تبديل شده است. هر چه فشار بر تجارت و دسترسي‌هاي اقتصادي ايران افزايش يابد، طبيعي است كه تهران نيز به دنبال اهرم‌هايي باشد تا نشان دهد اين فشار يك‌طرفه و بدون هزينه نخواهد بود.»

خان‌بيگي در ادامه تاكيد كرد: «البته اين مساله به معناي كنترل مستقيم ايران بر باب‌المندب يا تمركز راهبرد تهران بر اين مسير نيست. اهميت اين محور، بيشتر به تاثيري بازمي‌گردد كه ناامن يا پرهزينه‌شدن مسيرهاي تجاري بر حمل‌ونقل، بيمه و انتقال انرژي مي‌گذارد. در چنين شرايطي، موضوعي كه در ابتدا تحريمي به نظر مي‌رسد، مي‌تواند به مساله‌اي منطقه‌اي با هزينه‌هاي وسيع‌تر تبديل شود.»

او با اشاره به محدوديت‌هاي اين رويكرد نيز خاطرنشان كرد: «ايران ناچار است در استفاده از چنين اهرم‌هايي احتياط كند. فشار بيش از اندازه بر مسيرهاي تجاري ممكن است نتيجه معكوس داشته باشد و برخي كشورهاي منطقه را به همكاري بيشتر با امريكا سوق دهد. به همين دليل، تهران در كنار حفظ ظرفيت فشار، بايد روابط خود با كشورهاي عربي را نيز مديريت كند تا مانع شكل‌گيري اجماع كامل منطقه‌اي عليه خود شود.»

به باور اين كارشناس مسائل بين‌الملل: «در سطح فرامنطقه‌اي نيز حفظ مسيرهاي اقتصادي با كشورهايي كه حاضر نيستند به طور كامل با سياست تحريمي امريكا همراه شوند، اهميت زيادي دارد. مساله براي ايران صرفا دور زدن چند تحريم نيست، بلكه جلوگيري از بسته ‌شدن كامل مسيرهاي اقتصادي و سياسي است.»

خان‌بيگي در جمع‌بندي گفت: «راهبرد ايران در صورت تشديد تحريم‌ها احتمالا بر سه محور استوار خواهد بود؛ افزايش هزينه فشار براي طرف مقابل، جلوگيري از شكل‌گيري اجماع كامل عليه تهران و باز نگه‌داشتن مسير مذاكره. باب‌المندب مي‌تواند يكي از اهرم‌ها در اين چارچوب باشد، اما هدف نهايي، تغيير موازنه و تبديل فشار متقابل به امتياز در ميز مذاكره است.»

او در پاسخ به پرسش ديگر «اعتماد» درباره جايگاه ايران در گفت‌وگوهاي چين و امريكا نيز خاطرنشان كرد: «ابتدا بايد ميان پرونده ايران و كليت روابط چين و امريكا تفكيك قائل شد. ايران بدون ترديد يكي از موضوعات مهم در گفت‌وگوهاي شي‌جين‌پينگ و ترامپ است، اما مناسبات اقتصادي، تجاري و راهبردي پكن و واشنگتن بسيار فراتر از يك پرونده مشخص است. تجارت، فناوري، تعرفه‌ها، تايوان و رقابت راهبردي، در روابط دو كشور وزن بيشتري دارند.»

اين كارشناس مسائل بين‌الملل افزود: «موضع چين درباره ايران تا اينجا نسبتا روشن بوده است. پكن بارها بر بازگشت تهران و واشنگتن به مسير مذاكره تاكيد كرده و در عين حال نشان داده تمايلي ندارد در سياست فشار اقتصادي امريكا عليه ايران قرار بگيرد. امريكا نيز براي وادار كردن چين به همراهي كامل با تحريم‌ها با محدوديت روبه‌رو است. واشنگتن مي‌تواند شركت‌ها يا شبكه‌هاي مشخص چيني را هدف قرار دهد، اما گسترش فشارها به سطح روابط كلان اقتصادي با چين، هزينه‌اي ايجاد مي‌كند كه بسيار فراتر از پرونده ايران است. پكن اين مساله را به‌خوبي مي‌داند و طبيعي است كه در گفت‌وگوهاي خود با امريكا از اين ظرفيت استفاده كند.»

خان‌بيگي با اشاره به مساله انرژي نيز خاطرنشان كرد: «چين توان بيشتري براي تحمل كوتاه‌مدت افزايش هزينه واردات انرژي دارد، اما اين به معناي بي‌اهميت ‌بودن ادامه بحران براي پكن نيست. افزايش طولاني‌مدت بهاي انرژي، بالا رفتن هزينه حمل‌ونقل و افزايش نااطميناني در مسيرهاي تجاري، درنهايت با منافع اقتصادي چين نيز در تعارض قرار مي‌گيرد.»

او در جمع‌بندي گفت: «به نظر مي‌رسد چين در گفت‌وگو با امريكا بيش از همراهي با سياست فشار حداكثري، به دنبال ترغيب واشنگتن براي بازگشت به ميز مذاكره و محدود كردن دامنه اقدامات نظامي باشد. پكن نه در موقعيتي است كه همه هزينه‌هاي ايران را بپردازد و نه حاضر است به‌سادگي در چارچوب فشار امريكا قرار بگيرد. سياست چين احتمالا بر حفظ رابطه با تهران، جلوگيري از بي‌ثباتي در بازار انرژي و همزمان مديريت رقابت بزرگ‌تر خود با واشنگتن استوار خواهد بود.»

خان‌بيگي در پاسخ به پرسش پاياني «اعتماد» درباره چشم‌انداز درگيري ايران و امريكا و احتمال گسترش جنگ در منطقه گفت: «متغير انتخابات در محاسبات هر دوطرف اهميت زيادي پيدا كرده است. در امريكا، جنگ و هزينه‌هاي اقتصادي آن مستقيما وارد فضاي انتخاباتي شده و در اسراييل نيز نتانياهو با رقابتي حساس در داخل روبه‌رو است. بنابراين، طبيعي است كه واشنگتن و تل‌آويو در اين مقطع درباره گسترش دامنه درگيري با احتياط بيشتري تصميم بگيرند.»

به گفته خان بيگي: «در هفته‌هاي اخير نشانه‌هايي از اختلاف در نحوه مديريت جنگ ميان امريكا و اسراييل ديده مي‌شود. برگزارنشدن ديدار ترامپ و نتانياهو در سفر اخير، در كنار برخي مواضع و اقداماتي كه كاملا هماهنگ نبوده‌اند، نشان مي‌دهد دو طرف الزاما درباره زمان، دامنه و هدف اقدامات نظامي برداشت يكساني ندارند. اين به معناي شكاف راهبردي ميان امريكا و اسراييل يا حركت مستقل آنها در برابر ايران نيست، اما همين اختلاف‌هاي تاكتيكي مي‌تواند تصميم‌گيري درباره يك عمليات محدود را نيز پيچيده‌تر كند.»

اين كارشناس روابط بين‌الملل ادامه داد: «حتي يك اقدام محدود زماني قابل كنترل است كه طرفين درباره هدف، دامنه و نقطه پايان آن هماهنگي كافي داشته باشند. هر چه اين هماهنگي كمتر باشد، خطر گسترش ناخواسته بحران افزايش مي‌يابد و ارزيابي موفقيت يك اقدام محدود دشوارتر مي‌شود.»

خان‌بيگي با اشاره به هزينه‌هاي تداوم درگيري گفت: «فشار اقتصادي تا اينجا براي واشنگتن ابزار كم‌هزينه‌تري نسبت به گسترش جنگ بوده است. با اين حال، ادامه استقرار گسترده نيروها، حفظ محاصره دريايي و مصرف مداوم تجهيزات و تسليحات نيز هزينه‌اي رو به افزايش دارد و نمي‌تواند براي مدت نامحدود، بدون فشار مالي و سياسي، ادامه پيدا كند.» او در جمع‌بندي گفت: «چشم‌انداز پيش‌رو را نبايد صرفا ميان دوگانه آرامش كامل يا جنگ فراگير ديد. ممكن است براي مدتي، فشار اقتصادي، اقدامات نظامي محدود و تلاش براي مذاكره به‌طور همزمان ادامه پيدا كند، اما در چنين محيطي، حتي يك درگيري محدود نيز مي‌تواند در صورت خطاي محاسباتي يا نبود هماهنگي كافي، به بحراني بزرگ‌تر تبديل شود.»

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون