«اعتماد» در گفتوگو با اميرعلي ابوالفتح بررسي ميكند
سايه فشار حداكثري بر مسير چانهزني
معادله تهران و واشنگتن همچنان در چارچوب بازدارندگي متقابل و رويارويي ارادهها قابل تبيين است؛ جايي كه دوطرف با حفظ خطوط قرمز خود تلاش ميكنند هزينههاي ادامه تقابل را به طرف مقابل تحميل كنند. در اين ميان، بنبست ديپلماتيك نيز صرفا تابع متغيرهاي سياسي نيست، بلكه به ظرفيتهاي نظامي، سطح آمادگي عملياتي و محاسبات راهبردي بازيگران اصلي گره خورده است. تداوم فشارهاي چندلايه اقتصادي، امنيتي و منطقهاي نيز نشان ميدهد مسير آينده بيش از آنكه به ميانجيگريها وابسته باشد، به تغيير در موازنه محاسبات ميان تهران و واشنگتن منوط است. اميرعلي ابوالفتح، كارشناس مسائل امريكا در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» در رابطه با مواضع اخير دونالد ترامپ، رييسجمهور ايالاتمتحده درخصوص طرح پيشنهادي ايران و عدم پذيرش شروط تهران گفت: واقعيت اين است كه ديپلماسي مدتهاست در بنبست قرار دارد و اين بنبست طي ماههاي اخير نيز گشايش قابلتوجهي پيدا نكرده است. به گفته ابوالفتح اگر وضعيت فعلي را با دو، سه ماه گذشته مقايسه كنيم، به نظر ميرسد نه ايران و نه امريكا گام مشخصي به سمت توافق برنداشته و هيچيك نيز از خواستههاي خود عدول نكردهاند. دوطرف همچنان از ابزارهاي دراختيار خود براي اعمال فشار بر طرف مقابل استفاده ميكنند، با اين هدف كه طرف مقابل درنهايت از مواضع خود كوتاه بيايد. اين تحليلگر مسائل امريكا در ادامه ضمن اشاره به اظهارات وزير امور خارجه كشورمان تاكيد كرد: اگر صحبتهاي اخير آقاي عراقچي را مبنا قرار دهيم، ايشان گفتهاند كه ظاهرا دونالد ترامپ اين پيشنهاد را رد كرده، اما هنوز پاسخ رسمي ازسوي ميانجيها به ايران ارايه نشده است. به نظر ميرسد اين موضع بدان معناست كه ايران زماني پاسخ را به طور رسمي منفي تلقي خواهد كرد كه ميانجيها نتيجه را رسما اعلام كنند. ابوالفتح در ادامه خاطرنشان كرد: باتوجه به مواضع متناقض دونالد ترامپ كه گاه از امكان توافق سخن ميگويد و در مقاطعي ديگر باعث ايجاد سردرگمي ميشود، احتمالا ايران منتظر است تا مشخص شود پاسخ رسمي ميانجيها چه خواهد بود. البته من چندان به حل اين مشكل در آينده نزديك خوشبين نيستم.آنچه در شرايط فعلي قابل تصور است، ادامه حركت در مسير تشديد تنش است. ابوالفتح در ادامه به «اعتماد» گفت: اين احتمال وجود دارد كه بار ديگر مجموعهاي از زد و خوردهاي محدود در منطقه شكل بگيرد. البته براساس گزارشات ادعايي برخي منابع غربي، ايران به تعدادي از شناورها حمله كرده و ممكن است در واكنش به اين اقدامات، طرف مقابل نيز دست به اقدام نظامي بزند. در چنين شرايطي ممكن است شاهد يك دور چندروزه از كنش و واكنشهاي متقابل باشيم؛ مشابه آنچه در نبرد هرمز در تيرماه شاهد بوديم. اين تحليلگر مسائل سياست خارجي در ادامه اين گفتوگو اشاره كرد كه اما اين وضعيت ميتواند تا بعد از انتخابات امريكا ادامه پيدا كند؛ مقطعي كه به نظر ميرسد ممكن است يك اتفاق بزرگ در روابط ايران و امريكا رخ دهد. اين اتفاق بزرگ يا دستيابي به توافق ميان دو كشور است كه من تحقق آن را در حد يك معجزه ميدانم يا اينكه بار ديگر با يك جنگ پرشدت مواجه خواهيم شد.
آمادگي ارتش امريكا پارامتر تعيينكنندهاي است
ابوالفتح در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» در رابطه با اهميت متغير انتخابات مياندورهاي امريكا و تاثير آن بر مواضع اخير ترامپ گفت: اينكه مواضع متناقض دونالد ترامپ و زمانخريدن او صرفا به دليل انتخابات امريكا است يا خير، نيازمند توجه به چند نكته است. انتخابات امريكا با اهميت است و به واسطهاش تكليف تركيب قوه مقننه اين كشور مشخص خواهد شد، اما به اندازهاي تعيينكننده نيست كه بتواند مانع از وقوع جنگ شود. به گفته اين كارشناس مسائل امريكا حتي اگر دموكراتها در انتخابات پيروز شوند، فرمانده كل قوا و رييسجمهور همچنان در جايگاه خود قرار دارد و رويكرد خصمانه دولت ترامپ درقبال ايران نيز ادامه خواهد داشت. به تصور من، در مقايسه با پارامتر انتخابات، موضوع مهمتر ميزان آمادگي نظامي ارتش امريكا است. به باور ابوالفتح، به هر حال دو بازيگر رويارويي شديدي را تجربه كردند. امريكاييها انتظار چنين سطحي از مقاومت ازسوي ايران را نداشتند و گزارشهاي خودشان نيز حاكي از آن است كه ارتش امريكا در حوزه برخي سلاحها با كمبود مواجه شدهاند. اين تجهيزات بايد جايگزين شوند تا ارتش امريكا بار ديگر آمادگي لازم را براي درگيري حداقل چند هفته زد و خورد با ايران، به دست آورد. اين تحليلگر مسائل بينالملل در ادامه خاطرنشان كرد: اگر قرار باشد دور جديدي از جنگ پرشدت شكل بگيرد، احتمالا اين درگيري بسيار گستردهتر خواهد بود و به آمادگيهاي نظامي بيشتري نياز خواهد داشت. بنابراين، اگرچه رسانهها توجه زيادي به انتخابات امريكا دارند، من معتقدم مساله مهمتر اين است كه ارتش امريكا چه زماني به آمادگي لازم خواهد رسيد. به گفته ابوالفتح، نميدانم اين روند ممكن است چند ماه، يك سال يا كمتر و بيشتر زمان ببرد، اما به هر حال بايد اين آمادگي حاصل شود. پس از آن، فرماندهي نيروهاي مسلح امريكا براساس ارزيابيهايي كه از توان آفندي و پدافندي اين كشور به دست ميآورد، درباره صدور فرمان حمله تصميمگيري خواهد كرد. بنابراين، از نظر من، انتخابات در مقايسه با مساله آمادگي نظامي امريكا پارامتر تعيينكنندهاي نيست.
جنگ پرشدت يا محاصره فرسايشي
سناريوي بعدي چيست؟
اين كارشناس ارشد مسائل امريكا در ادامه و در رابطه با سناريوهاي احتمالي حاصل از شكست ديپلماسي و عدم تفاهم ميان تهران و واشنگتن به «اعتماد» گفت: در مورد اينكه در صورت شكست ديپلماسي، شرايط به چه سمتوسويي خواهد رفت، بايد گفت ايران درنهايت با اين مساله مواجه است كه يا شرايط موردنظر امريكا را بپذيرد يا خود را براي يك جنگ ابدي با امريكا آماده كند، چراكه اگر امريكا به خواستههاي خود دست نيابد، دست از جنگ و فشار برنخواهد داشت. ابوالفتح در ادامه تاكيد كرد: البته ممكن است شدت اين جنگ در دورههاي مختلف متفاوت باشد. ممكن است براي چند هفته يا چند ماه، جنگ با شدت بالا ادامه پيدا كند و پس از آن وارد مرحله جنگ كمشدت شود. در حال حاضر نيز ما در دوره جنگ كمشدت قرار داريم و با محاصره دريايي، كه خود بخشي از جنگ نظامي است و همچنين فشارهاي هوايي مواجه هستيم. به باور اين كارشناس مسائل امريكا، اين شرايط ممكن است در ادامه دشوارتر شود و فشارها افزايش پيدا كند. براي مثال، ممكن است امريكا فشار بيشتري وارد كند تا ترانزيت كالا از مسيرهاي زميني نيز متوقف شود يا مرزهاي زميني بسته شوند. مجموعه اين اقدامات، حلقه محاصره را روزبهروز تنگتر و شرايط را براي ايران دشوارتر خواهد كرد. ابوالفتح همچنين خاطرنشان كرد: درنهايت، اينكه ايران بتواند از اين گردنه عبور كند و اين فشارها را پشت سر بگذارد يا خير، مسالهاي است كه نميتوان با قطعيت درباره آن اظهارنظر كرد. اگر ايران بتواند اين شرايط را پشتسر بگذارد، طبيعتا به خواستههاي امريكا تن نخواهد داد، اما اگر فشارها به هر دليلي آنقدر افزايش پيدا كند كه امكان تحمل آن وجود نداشته باشد، ممكن است ايران اين خواستهها را بپذيرد؛ چه در شرايط جنگ و چه بدون جنگ. اين تحليلگر مسائل سياست خارجي تاكيد كرد: من ارزيابي مشخصي از اين مساله ندارم و نميدانم درنهايت چه اتفاقي رخ خواهد داد، چراكه از وضعيت اقتصادي كشور اطلاع كافي ندارم. تنها چيزي كه ميدانم اين است كه امريكا بهسادگي دست از سر ايران برنخواهد داشت؛ آنها وارد اين روند نشدهاند كه در ميانه كار آن را رها كنند و بروند. البته ممكن است امريكا جنگ را با شدت بالا ادامه ندهد. متغيري كه اسراييليها به دنبال آن هستند، اين است كه جنگ ميان ايران و امريكا با شدت بالا ادامه پيدا كند تا درنهايت به سرنگوني حاكميت جمهوري اسلامي منجر شود. ممكن است امريكا تصميم بگيرد جنگ پرشدت را ادامه ندهد، اما اگر ايران توانايي آن را داشته باشد كه محاصره دريايي و فشارهاي اعمالي ازسوي واشنگتن را خنثي كند، اين مساله بحث ديگري است، اما اگر تهران توانايي ادامه چنين فشاري را نداشته باشد، در آن صورت محاصره دريايي، محاصره هوايي و احتمالا محاصره زميني عليه كشورمان همچنان به قوت خود باقي خواهد ماند.
امريكا بستر را براي تشكيل ائتلاف ضدايراني فراهم كرد
ابوالفتح در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» در رابطه با مواضع كشورهاي منطقهاي و فرامنطقهاي و ادعاهايي درباره خيز اين كشورها براي تشكيل ائنلافي ضدايراني در همراهي با واشنگتن نيز خاطرنشان كرد: واقعيت اين است كه ائتلاف عليه ايران از مدتها و حتي سالها پيش شكل گرفته است. ما در جنگ ۴۰ روزه، به طور مستقيم با كشورهاي منطقه مواجه بوديم و اكنون نيز در جريان محاصره هوايي حتي استفاده از حريم هوايي عراق نيز ممنوع شده است. اين مساله نشان ميدهد فشارها تا حدي افزايش يافته كه كشورهاي منطقه، چه بهصورت داوطلبانه و چه تحت فشار و اجبار، در حال همراهي با شرايط موردنظر امريكا هستند و اين روند همچنان ادامه دارد. به گفته اين كارشناس مسائل سياست خارجي مساله اين است كه ايران امروز تنها با امريكا در حال جنگ نيست، بلكه با مجموعهاي از كشورهاي عضو ناتو نيز درگير است. دبيركل ناتو اعلام كرده كه در جريان جنگ ۴۰ روزه، حدود ۵ هزار هواپيماي جنگي از پايگاههاي ناتو در جنگ عليه ايران به پرواز درآمدهاند. بنابراين، ما در عمل با مجموعهاي از كشورهاي منطقه نيز در وضعيت تقابل قرار داريم. به باور اين كارشناس مسائل امريكا حال نيز عربستان، امارات، بحرين، قطر و ساير كشورهاي منطقه، در اين روند قرار گرفتهاند و نميتوان گفت كه درگيري صرفا ميان ايران و امريكا جريان دارد. در واقع، يك ائتلاف كاملا آشكار عليه ايران شكل گرفته است.
ميانجيگري احتمالي چين گرهها را باز نميكند
ابوالفتح در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» درخصوص گمانهزنيها پيرامون ميانجيگري احتمالي چين در ميانه تشديد تنشهاي تهران و واشنگتن تشريح كرد: درباره ميانجيگري چين بايد گفت مساله اصلي ايران، ميانجيگري نيست كه يك كشور ثالث وارد شود و به حل اختلافات كمك كند. درنهايت، اين اراده و تصميم دوطرف، يعني تهران و واشنگتن، است كه تعيينكننده خواهد بود. تاكنون پاكستانيها، قطريها و عمانيها در اين مسير نقش داشتهاند و حالا اگر چينيها نيز وارد شوند، از اين منظر تفاوت بنياديني ايجاد نخواهد شد. به باور اين كارشناس مسائل امريكا هر چند برخي كارشناسان پيشنهاد دادهاند كه يك ديدار سهجانبه ميان ايران، امريكا و چين برگزار شود، اما صرف برگزاري چنين ديداري لزوما به معناي باز شدن گره مذاكرات نيست. اگر ايران از اصول و مواضع خود كوتاه نيايد و امريكا نيز حاضر به عقبنشيني از خواستههايش نباشد، برگزاري يك ديدار سهجانبه چه نتيجهاي خواهد داشت؟ درنهايت طرفين مذاكره ميكنند و اگر اختلافات همچنان پابرجا باشد، نتيجهاي حاصل نخواهد شد. اين تحليلگر مسائل سياست خارجي در ادامه به «اعتماد» گفت: ازسوي ديگر، به نظر ميرسد چينيها نيز لزوما به دنبال آن نيستند كه نقش ميانجي اصلي را برعهده بگيرند. ايران و امريكا هم تاكنون چنين نقشي را به طور رسمي به چين واگذار نكردهاند. البته ممكن است ايران تمايل داشته باشد چين نقش فعالتري ايفا كند، اما امريكاييها ظاهرا چنين تمايلي ندارند و معتقدند ميتوانند مساله خود با ايران را مستقيما و بدون ورود طرفهاي ديگر حلوفصل كنند.
به باور ابوالفتح حتي شاهد هستيم اروپا نيز در اين روند چندان درگير نشده است. در چنين شرايطي ممكن است چين بهصورت غيرعلني از ايران حمايت كند و زمينههايي براي ادامه خريد نفت ايران فراهم كند، اما باتوجه به شرايط موجود و گزارشهايي درباره محدوديتهاي اعمالشده بر صادرات نفت ايران، مشخص نيست اساسا ظرفيت آن وجود داشته باشد كه ايران بتواند نفت خود را به صورت پنهاني به چين يا ديگر كشورها بفروشد يا خير. بنابراين، درباره اينكه چين در عمل تا چه اندازه ميتواند در اين زمينه نقش ايفا كند و آيا اساسا امكان ادامه صادرات نفت ايران در چنين شرايطي وجود دارد، نميتوان با قطعيت اظهارنظر كرد.
بازي اسراييل با زمان
اين تحليلگر ارشد مسائل امريكا در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» در رابطه با رويكرد تلآويو درخصوص روند تشديد تنشها ميان ايران و ايالاتمتحده گفت: واقعيت اين است كه همچنان احتمال ماجراجويي جديدي ازسوي اسراييل عليه كشورمان وجود دارد. به گفته ابوالفتح در شرايطي كه بخش زيادي از توجهات معطوف به اين احتمال است كه امريكا پيش از انتخابات دست به حمله بزند، اين ادعا نيز وجود دارد كه اسراييل پيش از انتخابات امريكا عملياتي را عليه ايران انجام دهد؛ عملياتي كه ممكن است مشابه عمليات ۲۳ خرداد 1404 باشد و در ادامه، امريكا نيز به آن بپيوندد. اين كارشناس مسائل امريكا در ادامه به «اعتماد» گفت: در چنين شرايطي ممكن است دونالد ترامپ در برابر عمل انجامشده ازسوي نتانياهو قرار گرفته و درنهايت ناچار شود از اسراييل حمايت كند. به اين ترتيب، برنامهاي كه قرار بود پس از انتخابات اجرا شود، ممكن است به دليل اقدام اسراييل پيش از انتخابات، زودتر از موعد در دستور كار قرار گيرد. به گفته ابوالفتح بنابراين، اين احتمال وجود دارد كه اسراييل پيش از انتخابات امريكا دست به يك اقدام نظامي بزند و از اين طريق، شرايطي ايجاد كند كه امريكا نيز در ادامه وارد اين درگيري شود. اين سناريو را نميتوان منتفي دانست.