روزبه دلاور
تيم ملي فوتبال كشورمان پس از شكست تلخ و دور از انتظار مقابل ازبكستان حالا در گردابي از حواشي و انتقادات فرو رفته است. درحالي كه كادرفني و فدراسيون زير تيغ تيز افكار عمومي قرار دارند حمايت قاطع مهدي تاج از امير قلعهنويي و ادعاي او مبني بر اينكه گزينهاي بهتر از اين مربي در ميان مربيان ايراني وجود ندارد، تنها بر ابهامات آينده افزوده است!
در آستانه ديدار حساس با روسيه سايه ترديدها بر سر نيمكت تيم ملي سنگيني ميكند. اينكه در صورت ناكامي احتمالي مقابل روسها چه سرنوشتي در انتظار اين كادرفني قرار دارد پرسشي است كه در گفتوگو با علي لطيفي، پيشكسوت فوتبال به واكاوي آن پرداختهايم كه حاصل را در ادامه ميخوانيد.
دليل باخت ايران مقابل ازبكستان از نظر شما چه بود؟
بعد از اينكه جام جهاني تمام شد گفتم كه اين تيم براي كادرفني بعدي، هر كسي باشد، اگر جوانگرايي نكنند چوب دوسر طلا ميشود! به دليل اينكه نه جوانگرايي كرديم و نه ميتوانند به موفقيت برسند. اين احتمالات من از وضعيت تيم ملي بود. الان آقاي قلعهنويي گفته تيم ملي جاي جوانگرايي نيست و ما به همين منوال دهههاست كه دچار مشكل هستيم. همان زمانها هم در بازيهاي آسيايي ما با علي دايي شركت ميكرديم و تيمهاي مدعي ديگر با جوانها و اميدهاي خود. جدا از اينكه براي زيرساختها كاري نكرديم در مجموع آقاي قلعهنويي يكبار براي هميشه عنوان كند كه تيم براي نتيجه گرفتن ميرود يا ساختن يك تيم براي آينده؟ اين يك موضوع مبهم شده چون اگر بگويد براي آينده، ما كه جواني نميبينيم و اگر بگويند براي كسب نتيجه كه آنهم يك بحث ديگر است. حتي اگر سرمربي هم باور دارد اين تيم نتيجه ميگيرد من معتقدم اين تيم شرايط كسب رسيدن به موفقيت را ندارد.
در ليست جديد تيم ملي برخي نفرات دعوت نشدهاند و بعضي هم باز دعوت شدهاند كه صحبت از تسويهحسابهاي شخصي است. اين حرفها پيرامون تيم ملي را قبول داريد؟
اين فوتبال ما عجيب و غريب است. يكي مثل سردار آزمون به هر دليلي در مهمترين تورنمنت دنيا به تيم ملي دعوت نميشود. حالا به هر دليل درست يا غلط بعد براي جام ملتها كه تيم مليهاي قدرتمند با هدف ساختن يك تيم قدرتمند براي جام جهاني بعدي شركت ميكنند او دعوت ميشود. متاسفانه ما چنين برنامهاي نداريم. حالا مثلا قايدي يكي از بهترينهاست و دليل دعوت نشدن او را نميدانم و از توضيحات قلعهنويي در اين باره مطلع نيستم. شما ميدانيد؟
گفته شده بعضيها به دليل انضباطي دعوت نشدند مثل صيادمنش؟
حتي اگر انضباطي است نبايد اينطور اعلام شود بلكه بايد با مستندات بگويند. وقتي فقط ميگوييد انضباطي عملا توپ در زمين آن بازيكن است. درست نيست كه خودشان را مقابل بازيكن قرار بدهند و آن پردهها پاره شود. بهترين كار ممكن اين است وقتي بازيكني را دعوت نميكند مثل تمام جاي دنيا دلايلش را عنوان كند. بگويد مثلا سليقهام نيست.
اينكه در تلويزيون مربي تيم ملي نام بازيكن را ميبرد و دليل عدم دعوتش را مسائل غيرفوتبالي عنوان ميكند، ممكن است به اتحاد و انسجام تيم ملي آسيب برساند؟
صددرصد آسيب ميرساند. الان آن بازيكناني كه در تيم ملي هستند هم ديگر آن حاشيه امنيت را ندارند و با خود ميگويند اگر در جام ملتها نتيجه نگيريم اين بلا ممكن است سر تكتك ما بيايد! صادقانه بگويم اين كار اشتباه محض است. اصلا ميخواستند كل تيم را عوض كنند و دليل را فني عنوان يا در لفافه طوري از انضباطي ميگفتند تا بازيكن مجبور به دفاع از خودش نشود. اين كاملا به ضرر تيم است. موضوع خيلي مهم ديگر اينكه تلويزيون هم اين وسط يكطرفه از تيم ملي حمايت ميكند و اين را بارها گفتهاند اما چه حمايتي؟ چرا قبلا اينطور نبود؟ در مورد فوتبال هم بيشتر از اينكه از مربيان ضربه بخوريم از سوءمديريتهاي كلان داريم ضربه ميخوريم. در بعد فرهنگي و سياسي هم همينطور كه هيچ برنامهريزي مدوني نداريم و صرفا از اين ستون به آن ستون فرج است، پيش ميرويم! اگر كار خوب دربيايد ميگويند من كردم و اگر بد شود گردن اين و آن مياندازند. چيزي كه در كشور ما وجود ندارد «استعفا» است كه محلي از اعراب ندارد! حالا ورزشي چه غيرورزشي.
از مديريت گفتيد. رييس فدراسيون اخيرا در مصاحبهاي گفت در ايران بهتر از قلعهنويي نداريم نظر شما در اين باره چيست؟
اگر بهتر از قلعهنويي نداريم خب بنشينند با او صحبت كنند كه پيرترين تيم تاريخ جام جهاني بوديم و نتيجه نگرفتيم. تاج بيايد بگويد سياست فدراسيون اين است كه سرمربي بايد جوانگرايي كند. الان وضعيت تيم ملي اميد را ببينيد. آيا عبدي كه دوست من هم هست در شرايط عادي سرمربي ميشد؟ آقاي قلعهنويي براساس رزومهاش انتخاب شده و به لحاظ افتخار سرآمد است اما او قدرت و برنامهريزي براي ساختن يك تيم براي چهار سال بعد را دارد يا نه؟ سوال اصلي اين است. شما كاري كه سرمربي اسپانيا و آرژانتين كردند را ببينيد كه با جوانها نتيجه گرفتند. مديريت و برنامه الكي نيست. ما اصلا مديريتي در فوتبال نميبينيم. همه چيز با كدخدامنشي است.
اگر به روسيه هم ببازيم وقت شوك دادن به تيم ملي نيست؟
كاري كه قلعهنويي كرده و بازيكنان خوبي مثل قايدي را كنار گذاشته يعني عملا توپ را به زمين بازيكنان انداخته كه ناكامي احتمالا بر گردن بازيكنان باشد. آيا او ميتواند تضمين بدهد با اين كارش تيم ملي موفق میشود؟ من اگر جاي تاج بودم به قلعهنويي حكم ميكردم كه در جام جهاني و جام ملتهاي قبل و پايهها نتيجه نگرفتيم اما براي چهار سال بعد برنامهريزي مدون بدهد از تيم اميدها و جوانان به علاوه دو، سه بازيكن باتجربه و براي آينده تيمي بسازد. كاري كه ژاپن و كره ميكنند.