احمد ناطقنوري و بودجه پروژههاي مشترك عسلويه
اينچنين شد كه دكتر سبحاني برحسب همان روحيه محافظهكاري كه عمدتا دارد و با اتكا به رويكردهاي كهنه سوسياليستي و تهنشستهاي كمونيستي كه برخي سياستمداران موثر ايراني به آن مبتلا هستند به شدت با پيشنهاد و سخنان من به مخالفت پرداخت.
احمد ناطقنوري كه در آن دوره نيز عضو كميسيون نفت مجلس بود به عنوان اولين موافق پيشنهاد من تابلوي موافقت را بلند كرد و با سخناني از سر درايت و فهم مسائل كلان منطقهاي، اهميت سرمايهگذاري در حوزههاي مشترك بينالمللي و فلات قاره را به ويژه سرمايهگذاري در جنوب كشور و عسلويه مطرح كرد و درخواست بازگشت به لايحه دولت و جايگزيني آن چهار ميليارد دلار را براي طرحهاي معين شده مطرح كرد.در نهايت رايگيري شد و مجلس پنجم به كمك احمد ناطق و ديگر نمايندگان به پيشنهاد جايگزيني لايحه دولت راي داد و بدين ترتيب اعتبار و بودجه براي اجراي طرحهاي مهم خصوصا در منطقه عسلويه براي پروژههاي پارس جنوبي، فروزان، اسفنديار و نوروز در آن سال مصوب و تامين شد.
در بررسي بودجه لايحه سال ۱۳۸۱ كه در زمستان ۱۳۸۰ در دستوركار كميسيون تلفيق مجلس بود، احمد ناطقنوري با همان درايت و ذهن بازي كه نسبت به توسعه كشور داشت يكي از نمايندگاني بود كه به عنوان عضو كميسيون تلفيق به طرح راهبردي و بينالمللي ساخت راهآهن «تربتحيدريه، خواف، سنگان به هرات» راي داد و در كنار مهندس «محسن صفاييفراهاني»، رييس كميته زيربنايي به گشايش كريدور مهم غرب به شرق راهآهن بينالمللي در شرق كشور كمك كرد. او در جلب نظر و اخذ آراي برخي دوستان ديگر چون شادروان «سيد محمد ميرمحمدي»، نماينده قم در مجلس ششم براي موافقت با اين طرح بسيار موثر بود. احمد آقا كه گاهي با لطيفهگويي و طنزپردازي به ويژه در ايام دشوار بودجه موجبات رفع خستگي همكاران را فراهم ميساخت، علاقه وافر خود به كارهاي عمراني رضا شاه را پنهان نميكرد. بعد از تصويب طرح راهآهن تربتحيدريه به هرات به ويژه با اشاره به قطعه «خواف-هرات» خطاب به اعضاي كميته ويژه تلفيق گفت: حالا كه اين طرح تصويب شد و ديگر كسي نميتواند آن را دستكاري كند، ميخواهم يك جمله در قالب طنز بگويم. كاري كه ابراهيمباي در تصويب راهآهن هرات بهرغم مخالفت دولت كرد، رضا شاه هم نكرد، چون رضا شاه راهآهن تهران را از سوادكوه مازندران از نزديك شهر خودش گذراند و به گرگان برد ولي آقاي باي به عنوان يك نماينده نظر ما را جلب كرد و راه آن را از خواف عبور داد و به هرات رساند. امروز ما براي هرات خارج از مرزهاي رسمي كشور بودجه تصويب كرديم تا به شرق ايران و افغانستان كمك شود. من هم در پاسخ گفتم: احمد آقا با ذكر نام رضا شاه كار دست ما نده! طرح ما يك راهبرد جهاني دارد كه اروپا را از مسير ايران و افغانستان به چين متصل خواهد ساخت و نام آن را طرح «پاريس، خواف، پكن» گذاشتهايم كه اين طرح از طريق گذر از منطقه مرزي واخان يا شهر كاشغر به شبكه راهآهن چين متصل خواهد شد.
در عصر يكي از همان روزها احمدآقاي ناطق سراغم آمد و محكم دستم را فشرد و گفت: ميان دو كار گرفتار شدهام و بايد كمكم كني. گفتم: امر كن پهلوان! با اضطراب گفت: من به مردم شهر محمودآباد قول دادهام اگر يك قطعه زمين فراهمكنند براي سال آينده اعتبار ساخت يك مجتمع فرهنگي و هنري را خواهم گرفت. مردم به قول خود عمل كردهاند و من مراحل نخست را در كميسيون تخصصي (فرهنگي) مصوب كردهام، ولي اكنون بررسي طرحها در تلفيق با تاخير مواجه شده است و از سوي ديگر من همين امشب با خانواده عازم حج هستم، ميترسم كه اگر به حج بروم كميته و كميسيون تلفيق اين طرح را در غياب من تصويب نكنند. در پاسخ احمدآقا گفتم: اطلاعات كارشناسي و توجيحي اين مجتمع فرهنگي را به من بدهيد و با خيال راحت عازم حج شويد. احمدآقا به حج رفت و بهرغم برخي نظرات مخالف، موفق شديم با كمك چند نماينده ديگر از جمله مهندس صفاييفراهاني آن طرح را نيز به تصويب برسانيم و اكنون آن مجتمع فرهنگي و هنري در يكي از بهترين نقاط شهر محمودآباد به يادگار از «احمد ناطقنوري» ميدرخشد. يادش ماندگار و روحش شاد باد.
نماينده ادوار مجلس