هفت خان جنگ با ترامپ
با توهم و تصور حمايت ازسوي مردم ايران و شروع آشوبهاي داخلي صورت گرفت و ضربه سنگيني به نظام قلمداد گرديد.
خان پنجم شهادت فرماندهان، مقامات ارشد كشور، كودكان و مردم بيگناه بود. امريكا تجربه كشتار غيرنظاميان را در كشورهاي ديگر و جنگهايي مانند ويتنام، عراق و افغانستان داشته است. حمله به مدرسه ميناب و ورزشگاه لامرد به صورت تصادفي و اتفاقي نبود و با برنامه صورت گرفت. هدف از آن نيز ايجاد رعب و وحشت در بين مردم بود.
خان ششم تفاهمنامه اسلامآباد بود. اگرچه به نظر ميرسيد ترامپ به دنبال يك تفاهم خوب با ايران ميباشد اما واقعيت آن بود كه وي تصور ميكرد با يك بازي سياسي ميتواند هم تنگه هرمز را باز كند و هم به تعهداتش عمل ننمايد. متن يكطرفه تفاهمنامه و امتيازات زيادي كه به ايران داده شد، نشان ميداد قرار نبوده اين سند به اجرا درآيد بلكه پس از باز شدن تنگه هرمز، همانند تمام توافقاتي كه رژيم صهيونيستي تاكنون انجام داده، ترامپ ميخواست مرحله به مرحله آن را زيرپا بگذارد.
و خان هفتم كه سختترين مرحله براي مردم ايران است، محاصره دريايي و هوايي ميباشد كه در آن تابآوري ملت ايران به امتحان گذاشته شده است. در اين مقطع كه هم جنگ و هم مذاكرات به بنبست رسيده، قرار است با تبليغات فراوان و با تحت فشار قرار دادن اقتصاد ايران و ايجاد تحريمهاي گسترده، زمينه بازگشت همه اتفاقات را رقم بزند. يعني اگر ديدند كه مردم ديگر توان ايستادگي ندارند هم حمله نمايند و هم قراردادي سخت را به كشور تحميل نمايند.
اميد است با پايان يافتن اين مرحله، جنگ به پايان برسد و ترامپ كه خود هماكنون در مصايب بسياري مانند انتخابات مياندورهاي كنگره، قيمت روبه رشد گازوييل و بنزين، تورم و انتقادات مردم و مخالفان وي گرفتار است، به اين نتيجه برسد كه بهترين راهحل بازگشت به تفاهم و قبول تعهدات اسلامآباد است. اما نبايد فراموش كنيم كه خان هشتمي نيز وجود دارد كه همان چاه شغادان است. چاهي كه تندروها و افراد منافق ايجاد ميكنند و ممكن است با ايجاد تفرقه و تقابل، كشور را به پرتگاهي بزرگ هدايت كنند.