• 1405 يکشنبه 12 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6434 -
  • 1405 يکشنبه 12 مهر

گزارشي از «زنگار» نمايشگاه نقاشي‌هاي محمد زحمتكش

از زنگار زمانه، هنر آفريد

نيره حسن‎‌پور

محمد زحمتكش، متولد ۱۳۴۸ در رشت و دانش‌آموخته نقاشي دانشگاه هنر تهران است. آثارش را نمي‌توان جدا از جغرافياي زيست او دانست. او از دهه ۱۳۸۰ تا به امروز نمايشگاه‌هاي متعددي داشته كه بسيار قابل‌ تامل بوده‌‌اند. اين روزها نمايشگاه انفرادي اين هنرمند تحت عنوان «زنگار» در گالري كاما واقع در تهران، بلوار نلسون ماندلا (جردن)، خيابان ديدار شمالي، كوچه كيش شرقي، پلاك۲۰ تا ۱۳ مهر ماه سال جاري برقرار است‌. مدير گالري كاما در خصوص علت انتخاب آثار زحمتكش جهت نمايش گفت: «براي من، مواجهه با آثار محمد زحمتكش، پيش از آنكه مواجهه با «آهن» و «زنگار» باشد، مواجهه با نوعي نگاه متفاوت به زندگي و پيرامون ماست. او موادي را انتخاب مي‌كند كه معمولا پايان مسيرشان را در فرسودگي و دور ريختن مي‌بينيم؛ اما در آثار او، همين عناصر دوباره امكان ديده ‌شدن پيدا مي‌كنند.» مونا خوش‌اقبال اهميت آثار زحمتكش را تكنيك نمي‌داند: «آنچه در كارهاي زحمتكش براي من اهميت دارد، صرفا تكنيك يا استفاده از آهن‌هاي زنگ‌زده نيست، بلكه توانايي او در كشف تصوير و معنا از دل ماده‌اي است كه در ظاهر خشن، سنگين و خاموش به نظر مي‌رسد. زنگار در آثار او تنها نشانه گذر زمان نيست؛ تبديل به بخشي از زبان اثر مي‌شود و ردپاي زمان، فرسودگي و خاطره را در خود نگه مي‌دارد. به ‌‎عنوان گالري‌دار، هميشه برايم مهم بوده هنرمندي را ارايه كنم كه در آثارش يك نگاه شخصي و قابل تشخيص وجود داشته باشد. در مجموعه «زنگار» احساس مي‌كنم زحمتكش به اين ويژگي نزديك شده است؛ او به جاي پنهان كردن گذشته و فرسودگي ماده، آن را به بخشي از هويت اثر تبديل مي‌كند. شايد جذاب‌ترين بخش اين مجموعه براي من همين تغيير نگاه باشد؛ اينكه چيزي كه روزي بخشي از يك سازه، ابزار يا شيء فرسوده بوده، امروز مي‌تواند در فضاي گالري قرار بگيرد و مخاطب را وادار كند دوباره به مفهوم ماده، زمان و زيبايي فكر كند.» با استاد محمد زحمتكش درباره آثارش گفت‌وگو كردم.

 

    چه عاملي شما را به سمت هنر كشاند يا چه زماني متوجه شديد به خلق اثر هنري علاقه‌مند هستيد؟

در خانواده و خاندان اجدادي‌ام هنرمندي نداشتم كه در شكل‌گيري‌ام موثر باشد. آدم تنهايي بودم، بيشتر شعر خواندم و با متون عرفاني آشنا شدم. همين‌ها مرا به سمت نقاشي پرتاب كردند . تصويرهاي كودكي و نوجواني من همان فضاي نمور و خاكستري گيلان است. دريا، درخت، باران، سفال و شيرواني هميشه با من همراه بودند. همه در من جمع و ته‌نشين شده‌اند.

    تحصيلات هنري چه كمكي در روند پيدا كردن مسير هنري شما داشته است؟

دانشگاه هنر، قبل از آنكه شروع روند نقاشي باشد، آغاز جدي‌ترِ ديدن و انديشيدن درباره نقاشي بود. دانشگاه كمك كرد اين نگاه را آگاهانه‌تر دنبال كنم. دانشگاه به من كمك كرد آنچه از گيلان با خود آورده بودم، دوباره ببينم. شناخت جنبش‌هاي هنري معاصر، مطالعه و ديدن آثار هنرمندان مختلف به من فهماند كه نقاشي فقط بازنمايي يك منظره يا يك شيء نيست و مي‌توان در يك سطح يا حتي در شيئي فرسوده، معنا و تجربه‌اي تازه ديد. تاثيرپذيري هنرجو از معلم در آغاز مسير طبيعي است، اما براي رسيدن به زبان شخصي بايد از مرحله تقليد عبور كرد.

    چگونه طرح‌ها و موضوعات تصويري آثارتان را انتخاب كرديد؟

اينها بخشي از حافظه و تجربه شخصي من هستند. با اين‌ حال، بيش از خود موضوع، بيان تصويري و هنري آن برايم اهميت دارد. سال‌هاي طولاني با ممارست در طراحي كوشيده‌ام ساختار واقعي اشيا را بازنمايي كنم و در نقاشي مدرن از دريا، درختان و شيرواني‌ها، در فضايي باران‌زده، مرطوب و زنگ‌خورده، با آميزش رنگ‌ها كار كنم. رنگ هميشه برايم مساله بوده است. رنگ براي من هميشه دو وجه دارد. آبي، در صورت نخست آبي است و در صورت دوم همان آرامشي است كه ديده نمي‌شود، اما مي‌ماند. اين انتخاب شيرواني و فلز زنگ‌زده، ناگهاني نبود. به ‌تدريج و در نتيجه سال‌ها نگاه‌ كردن و نقاشي‌ كردن اتفاق افتاد. پاره‌هاي فلزي كه سال‌ها پشت‌بام خانه‌اي را در اين شهر پوشانده‌اند. اين شيرواني‌ها قريب صد سال، با خوردگي مدام، نقش‌هايي بر بام‌ها زده‌اند كه در برابر چشم، ادراك و عادت‌هاي نقاشانه‌ام به امري شگفت بدل شده‌اند. با ذهني ‌كردن اين تكه ‌فلزها، گزينش و همنشيني‌شان، خاموشي رنگ‌ها را به خانه مي‌آورم.

    كار روي فلز زنگ‌زده شيرواني از كجا آغاز شد؟

جست‌وجو ميان تكه‌هاي فلز كه ظاهرا زائد يا تاريخ ‌مصرف‌ گذشته به نظر مي‌رسند باعث شد دريابم كه ماده در نقاشي فقط بهانه‌اي براي ساخت تصوير نيست. خودش مي‌تواند بخشي از تصوير و معناي آن باشد. مرز ميان تصوير يك شيء و خودِ شيء برايم كمرنگ شد. ديگر فقط نمي‌خواستم فلز زنگ‌زده را نقاشي كنم؛ مي‌خواستم كيفيت و حضور فلز وارد نقاشي‌هايم شود و گذشت زمان روي آن را ديدني كنم. كنار زدن مرز كليشه‌ها، شما را براي پذيرش آماده مي‌كند. فرآيند شكل‌گيري آثار تنها تصادف نيست؛ مرز باريكي است ميان تصادف و هوشياري عامدانه. تداوم هوشياري من همواره با اتفاقاتي روبه‌رو شد كه در نهايت منجر به خلق اثر هنري مي‌شود.

    استاد در مورد روش خلق اثر هم توضيح بدهيد با چه تكنيك‌هايي كار كرديد؟

همه اينها حاصل ممارست طولاني و تجربه چند دهه نقاشي و سال‌ها كار يك نقاشي كه آرام و مستمر روي فلز شكل گرفته، است. با ساييدن فلز و كاستن و افزودن، شستن و اسيدپاشي، رنگ‌گذاري و ماه‌ها زير باران خواباندن؛ اسيد روي فلزها مي‌ريزم، تكه‌تكه‌شان مي‌كنم و اتفاقاتي را كه روي آنها رخ مي‌دهد تا حدي مهار مي‌كنم. همه اينها پيوند ميان ممارست طولاني و تجربه چند دهه نقاشي بنده و نقاشي بي‌مهار طبيعت است كه امروز بر ديوار گالري نقش بسته است. اين‌ فلزهاي زنگار بسته براي من فقط يك سطح فلزي با بافت‌هاي زيبا نيست، بلكه هر كدام يك روايت خاص و شعرگونه دارند و بخشي از يك اتفاق و زندگي را در خود نگه داشته‌اند. زنگار فلزها همان «رد زمان» است. نشانه‌هايي از زمان، تاريخ، هويت و ميراث فرهنگي كه به وضوح مي‌شود در هر تابلو مشاهده كنيد.

    آيا طرح اوليه در ذهن يا روي كاغذ داشتيد يا بداهه و روي تابلو اصلي اجرا شده‌اند؟

تكه‌هاي هندسي نامنظمِ آثار كه مانند وصله‌هايي كولاژگونه كنار هم قرار گرفته‌اند، براي من ميان ماده و معنا حركت مي‌كنند: در اين مجموعه، در فاصله ميان بوم و قلم‌مو، آن دو را يك‌ سو نهاده‌ام، اجازه دادم فلزها و زنگارها خود حرف بزنند. دگرگوني كه در هر زنگار فلز مي‌بيند تجربه بيروني را چنان جذب مي‌كند كه ديگر بيرون از وجود اثر نيست، به بخشي از او بدل مي‌شود.

    در شهر غير از تهران زيستن مانع ديده شدن شما شد يا برعكس شما را شكوفا‌تر كرد؟

نقطه شروع و مهم‌ترين سرچشمه ايده‌پردازي من قطعا از گيلان است، در طول سال‌ها اين عناصر تصويري كم‌كم از يك جغرافيا فراتر رفته‌اند و به بخشي از زبان شخصي‌ام بدل شده‌اند. به‌گونه‌اي كه اميدوارم كسي كه گيلان را هم نمي‌شناسد، بتواند با اثر ارتباط برقرار كند.

هيچ ‌وقت فقط از طبيعت گيلان نقاشي نكرده‌ام. موضوعي را نقاشي كرده‌ام كه در بخشي از حافظه‌ تصويري من ته‌نشين و نهادينه شده است. هميشه در جست‌وجوي آرامش يا آشفتگي طبيعت بودم و اين آشفتگي و انتزاع به معناي فاصله‌ گرفتن از واقعيت نيست. برعكس، عميق‌تر ديدن واقعيت است كه مرا به سمت انتزاع مي‌كشاند. ماندن و كار كردنم در گيلان نيز حاصل علاقه‌ها، حس دروني و دلايل شخصي‌اي بوده است كه چندان مايل به بازگفتنشان نيستم.

    نگاه مخاطب به آثارتان چگونه بوده و طي اين سال‌ها چه بازخوردي گرفتيد؟ آيا فروش را عامل تاييد آثار مي‌دانيد؟

اينكه آيا كارم ديده خواهد شد، ديوارش را پيدا خواهد كرد يا درك خواهد شد، برايم به انتظار تبديل نشده است. اگر بيننده، خريدار يا حراجي هم باشد، مهرباني‌شان است. حال كه بيش از پنجاه‌ سال را رد كرده‌ام و ايده‌هاي بسياري براي خلق اثر دارم و مجال براي انديشيدن در اين باب اندك است. عادت‌هاي نقاشانه، درون‌گرايي و آن تني كه شبيه من است و در درونم طرح مي‌زند و طنين دارد، داوري ديگران را چندان برنمي‌تابد و به مهرباني و آزارشان اهميت زيادي نمي‌دهد. تنها از سر صدق و با قدم صدق نقاشي مي‌كنم و حالا مهم نيست كه تشنه به روياي آب مي‌ميريم ولي آهن‌دلي مي‌كنم.

    نام زنگار را براي اين نمايشگاه برگزيده‌ايد كه بسيار درخور توجه است، مواجهه مخاطب را با آثارتان در اين نمايشگاه چگونه ديديد و اثربخشي نوع خاص نگاه شما در خلق اثر از ديد مخاطب چه عكس‌‌العملي در برداشت؟

زنگارهاي من دلخوشي‌ها و دلتنگي‌هاي من ‌هستند. كار‌هايي از سرِ سرخوشي نيستند، بلكه غمگنانه‌هاي غريبي است كه پيش روي مخاطب نهاده‌ام تا دلِ تنهايي‌شان تازه شود و باشد كه دلگشايي به بار آورد. زنگار همواره برايم تماشايي بوده است. نخواستم زنگارها را بزدايم، بلكه آن را به عنوان واقعيتِ موجودِ برآمده از دير سالگي تاريخ، گذشتِ زمان يا زمانِ از دست رفته، پذيرفته‌ام و تلاش كرده‌ام تا آن را بدل به امري مفهومي از ديرينگي و فرسايش كنم. مجموعه زنگار به ظاهر مجموعه‌اي است از اشياي مرده و از دست رفته و همين كه مخاطبانِ آن از راه مي‌رسند، رازِ پنهان در دل اين تكه‌ها، جان مي‌گيرد و رستاخيز آن كالبد‌هاي بي‌جان تجسم مي‌يابد. تلاش كردم به اين اشياي مرده، جان و رمقي تازه ببخشم و همين كه مخاطب با اينها در نمايشگاه مواجه شد براي من همان رستاخيزِ كلمات، فرم‌ها، رنگ‌ها و زنگار‌ها بود. «گفتم آهن دلي كنم چندي، ندهم دل به هيچ دلبندي...»

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون