• 1405 چهارشنبه 15 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6437 -
  • 1405 چهارشنبه 15 مهر

ادامه از صفحه اول

گذار به «شبكه منافع»

قطعِ هر يك از آنها، هزينه سنگيني را به ساير بازيگران تحميل كند. اين شبكه‌سازي بايد در لايه‌هاي مختلف و هم‌افزا پياده‌سازي شود كه در لايه اقتصادي، فراتر از تجارتِ صرف، بايد با گره‌ زدنِ زيرساخت‌هاي كلان، مانند كريدورهاي ترانزيتي شمال-جنوب، مديريتِ مشترك زنجيره تامين انرژي و ايجاد پلتفرم‌هاي بانكي منطقه‌اي چنان پيوندي ايجاد كرد كه ثبات و جريانِ سرمايه در منطقه به حضور و كنشگري فعالِ ايران وابسته شود. در لايه سياسي، راهبردِ «ائتلاف‌هاي موضوعي» جايگزينِ اتحادهاي بلوكي مي‌شود. به اين معنا كه ايران در هر پرونده با بازيگراني كه دقيقا در همان مساله با او همراستا هستند، همكاري و از درگير شدن در دستوركارهاي كلانِ بلوك‌هاي قدرت پرهيز كند. اما شايد حياتي‌ترين لايه براي پيشبرد اين استراتژي بازوي نرمِ آن يعني ديپلماسي انديشكده‌اي باشد. قدرت در قرن بيست و يكم، بيش از آنكه در ابزارهاي كلاسيك قدرت نهفته باشد در «روايتگري» و «مديريت دانش» است؛ بنابراين ايجاد شبكه‌اي از انديشكده‌هاي تخصصي كه با مراكز علمي و پژوهشي منطقه‌اي در تعامل دايم باشند، مي‌تواند زمينه‌سازِ گفتمان‌سازي و تفاهم‌هاي فني شود كه سياستمداران را پيش از ورود به اتاق‌هاي مذاكره به سمتِ اجماع سوق مي‌دهد. راه‌اندازي سكوهاي تبادل اطلاعات كه داده‌هاي تجاري، فني و پژوهشي را ميان كشورهاي همسو به اشتراك مي‌گذارد، نوعي «پايگاه داده مشترك» ايجاد مي‌كند كه باعث شكل‌گيري جامعه‌اي از نخبگان و مديرانِ ميان‌رده مي‌شود؛ شبكه‌اي كه فراتر از نوساناتِ دولتي، منافعِ مشترك را حفظ و بازتوليد مي‌كند. در نهايت، با حركت به سمت اين استراتژي توزيعِ ريسك و انباشتِ نفوذ، تهران از يك بازيگرِ واكنشي كه هميشه در حالِ تطبيقِ خود با تصميماتِ ديگران است، به يك كنشگرِ فعال تبديل مي‌شود كه با تعريفِ لايه‌هاي مختلفِ سياسي، اقتصادي و معرفتي، نظمِ منطقه‌اي را بر اساسِ منافعِ شبكه‌اي خود تنظيم مي‌كند و امنيت خود را نه در سايه حمايتِ يك قدرتِ خارجي، بلكه در گره‌خوردگي سرنوشتِ خود با جريان‌هاي پايدارِ منطقه‌اي تضمين مي‌كند. مواجهه ايران با شرق نبايد بر مبناي يك انتخاب ايدئولوژيك شكل گيرد، بلكه با يك مساله «محضِ قدرت» روبه‌رو است؛ اگر تهران شرق را به يك «اردوگاهِ بسته‌» تبديل كند خود را در درون تعريفي محدود حبس كرده است، اما اگر آن را به چشمِ بازار، مسير، فناوري، سرمايه و مجموعه‌اي از شركاي متنوع ببيند، از امكان مانور بي‌بديلي برخوردار خواهد شد. تفاوت ميان اين دو رويكرد، مرز ميان يك «سياست خارجي واكنشي» و يك «سياست خارجي راهبردي» است. تحولات اخير شايد لزوما يك فرصت قطعي براي ايران خلق نكرده باشند، اما بدون ترديد يك «پنجره» گشوده‌اند كه تبديل شدنِ آن به قدرت يا از دست رفتنش، تماما به كيفيت تصميم‌گيري در تهران بستگي دارد؛ چه آنكه ايران براي نخستين‌بار در دهه‌هاي گذشته با نظمي مواجه است كه در آن سنگيني وزنه آسيا، مسيرهاي اوراسيايي و شبكه‌هاي نوينِ تجارت و انرژي اهميتي دوچندان يافته‌اند و اين تغيير ساختاري، گرچه بالقوه مي‌تواند تهديدزا باشد، اما در عين حال فرصتي بي‌نظير براي بازتعريف نقش كشور فراهم مي‌آورد تا راهبرد خود را نه بر اساس «انتخابِ شرق»، بلكه بر پايه «انتخابِ قدرت» بنا نهد.روزنامه‌نگار

 

 


چه كساني دفاع از ميهن را به حاشيه مي‌برند؟

اگر واقع‌بينانه در اين مثال‌ها غور كنيم حساب بسياري از كشورهاي جهان مشخص و قدر و قيمت كار ملت ايران بيش از پيش نمايان مي‌شود و بدون اغراق با وجود هزينه‌هاي سنگين‌ طي ۷ ماه گذشته ايران معجزه‌وار ايستادگي كرد.  اگر ديگران در خلوت و جلوت انگشت تحير از پايداري ايران بر دهان مي‌برند‌ چرا ما در درون قدر اين كار عظيم را ندانيم؟ چرا با وحدت و همبستگي روزافزون كار را به سرانجام نرسانيم؟ مي‌توان قسم جلاله خورد كه اگر با سهل‌انگاري، تشتت‌آفريني، حاشيه‌سازي، اصل كردن فرعيات، خودتحقيري، منفعت‌جويي، غفلت از جنگ در هر سطحي به كارنامه درخشان و تاريخي ملت ايران خدشه‌اي وارد شود، بالاترين سرزنش‌هاي تاريخي و حتي جهاني متوجه ما خواهد شد.آيندگان چه قضاوتي راجع‌ به برخي نخبگان‌خواهند كرد اگر از گوهر تابناك بروز يافته در دفاع مقدس مردم و نيروهاي مسلح به خوبي حراست نكنيم و با مجادلات حقيرانه‌ راه نفوذ دشمنان را باز كنيم‌؟ در سخنان و بيانيه‌ها و نوشته‌هاي برخي سوپرآزادي‌خواهان و انقلابي‌هاي دوآتشه نگاه كنيد گويي اساسا ما جنگي دهشتناك با هزاران بمباران‌ نداشته‌ايم! معلوم نيست كساني كه اين روزها از كوچك شدن سفره مردم فرياد و فغان مي‌كنند و اتفاقا در ميان افراطيون دو جناح در اين مورد اشتراك تبليغاتي ديده مي‌شود، چگونه جنگ و تحريم را مورد چشم‌پوشي قرار مي‌دهند؟ آيا انصاف يك حمايت چند سطري از تلاش‌هاي قابل تقدير دولت در ايشان وجود ندارد؟ گراني هست و همه دلسوزان از آن رنج مي‌برند و صادقان اگر كاري از دستشان بر‌آيد براي محرومان مي‌كنند ولي اين مساله بستري براي موج‌سواري و فرصت‌طلبي رندان در خطرناك‌ترين روزهاي ايران نيست. در كدام جنگ در طول تاريخ تورم سر به فلك نكشيده است؟ آيا همين حالا در اولين اقتصاد جهان تورم افزايش پيدا نكرده است؟ واقعا اين سوال گزنده و جدي و پاسخ طلب وجود دارد كه بزرگ كردن و تمركز روي سفره مردم با كدام نيت و هدف صورت مي‌گيرد؟ آيا به اين وسيله خطرهاي موحشي كه متوجه كشور است را رندانه به حاشيه نمي‌برند؟!‌ اين انتظار از مدعيان مردم‌گرايي وجود دارد كه اگر واقعا رفع شرور كنوني از ايران براي خانم‌ها و آقايان اولويت يا موضوعيت ندارد آن را صادقانه با مردم در ميان بگذارند و در اوج جنگ و خطر، بر مطالبات هزار بار گفته خود تاكيد كنند. واقعيت و اخلاق و انسانيت و از همه مهم‌تر ملاحظه ميهن و حتي سياست اقتضا مي‌كند كه گروه‌هاي سياسي مرتبا و به صراحت دفاع از وطن را برجسته كنند و از تجاوز تبري بجويند و حمايت از فرزندان ملت در نيروهاي مسلح را وجهه همت خود قرار دهند. بيش از دو سال است كه نيروهاي مسلح در سرما و گرما آرام و قرار ندارند و گفته مي‌شود كه به كمترين مرخصي‌ها اكتفا كرده‌اند. ما با كدام حداقل‌هاي اخلاقي مي‌توانيم بي‌اعتنايي كنيم و به برجسته‌سازي امور ديگر بپردازيم؟ براي ثبت در تاريخ بايد گفته شود كه امروز قطعا هيچ مساله‌اي بر دفاع از ميهن رجحان ندارد و كساني كه رندانه بر امور ديگر تاكيد مي‌كنند، پاسخي در پيشگاه خداوند و ملت مظلوم و دلير و تاريخ نخواهند داشت.

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون