• 1405 پنج‌شنبه 16 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6438 -
  • 1405 پنج‌شنبه 16 مهر

ادامه از صفحه اول

جنگ آتي و مديريت شرايط كنوني
 در نهايت توانست جنگي ويرانگر را به ايران و اسراييل تحميل كند. اكنون وي نيز با انتخابات پارلمان در 27 اكتبر 2026 مواجه است. انتخاباتي كه احتمال شكست براي وي وجود دارد و او ‌بايد با هر ترفندي از آن بگريزد. همان‌طور كه ايهود باراك، نخست وزير اسبق رژيم صهيونيستي گفته است، نتانياهو دنبال شروع جنگي ديگر براي به تعويق انداختن انتخابات است. حمله به ايران يا اقدامي كه بتواند ايران را وادار به حمله به سرزمين‌هاي اشغالي كند، بهترين حالت براي وي است. براي همين نتانياهو اخيرا هشدار داده تا قبل از انتخابات، اسراييل مورد حمله قرار خواهد گرفت!  اما سرزمين‌هاي اشغالي در شرايط خوبي به سر نمي‌برند. جنگ همزمان با ايران، سوريه، لبنان، يمن، غزه و كرانه باختري، اسراييل را با مشكلات ماهوي مواجه كرده و موجب مهاجرت معكوس صهيونيست‌ها به مناطق ديگر شده است. مديريت شرايط توسط ايران؛ شرايط ايران نيز البته خوب نيست. وضعيت نه جنگ و نه صلح، محاصره دريايي و هوايي، كاهش فروش نفت، تورم، ركود، كاهش ارزش پول كشور و... موجب شده كه فشار سنگيني به مردم و دولت وارد ‌آيد و انتظارات براي پايان اين شرايط يا شروع جنگي ديگر، رو به افزايش گذاشته است.  در زماني كه رژيم صهيونيستي خواهان حمله به ايران است، امريكا سردرگم وضعيت ترامپ است، منطقه غرب آسيا و جهان مملو از هيجان است و احتمال ورود به يك جنگ جهاني وجود دارد... .  نياز به مديريت فضاي ديپلماسي و ميدان جنگ از سوي ايران است، زيرا آينده كشور را امروز مي‌توان تعيين كرد. درست عمل كردن؛ موجب قدرت‌گيري كشورمان در منطقه و آينده خواهد شد و البته اشتباه، موجب حسرتي بزرگ مي‌شود.


سياست همسايگي ايران در جغرافياي پرتنش

حفظ فعاليت گذرگاه‌هاي مرزي و پروازها، ستون فقرات ارتباطات دو كشور را فعال نگه داشته، اما افزايش چشمگير خريد نفت عراق توسط پالايشگاه‌هاي چيني هشداري جدي است؛ در بازار انرژي، منافع اقتصادي بر همگرايي‌هاي سياسي غلبه دارد. همزمان، دولت بغداد ميان فشارهاي هوايي واشنگتن و مطالبات نيروهاي مقاومت، در توازني شكننده به‌سر مي‌برد.
۴. تركيه؛ موازنه فرصت‌طلبانه ميان آنكارا، رياض و بغداد-  آنكارا با ورود به فاز عملياتي «پيمان مكه»، اعزام تجهيزات و تعيين دبيركل، رسما چتر نظامي و پدافندي خود را به سود عربستان در درياي سرخ گشوده است. همزمان، اردوغان با حمايت از تسلط دولت مركزي بغداد، در پي تحديد نفوذ گروه‌هاي همسو با ايران و پيشبرد كريدور «مسير توسعه» است. اين رفتار نشان مي‌دهد تركيه باوجود مناسبات ديپلماتيك رسمي با تهران، در خليج‌فارس و بين‌النهرين سدسازي نظامي و ترانزيتي را دنبال مي‌كند.
۵. خليج‌فارس؛ تقابل هاب‌هاي انرژي و شكنندگي مجاري- عربستان: رياض همچنان تهران را كانون تهديد انصارالله مي‌داند و با انتقال نفت از خط لوله «شرق-غرب» تلاش مي‌كند وابستگي خود به تنگه هرمز را به حداقل رسانده و اهرم ژئوپليتيك ايران را خنثي كند.
امارات: مناسبات ابوظبي تلفيقي از همكاري‌هاي كنسولي و پيوندهاي امنيتي با تل‌آويو است كه آن را به كانوني براي رصد تحركات منطقه‌اي ايران بدل ساخته است.
قطر: دوحه همچنان كانال امن ميانجيگري سياسي و انتقال پيام با غرب است، اما در تصاحب سهم بازار نفت ايران در چين درنگ نكرده و نشان داده مرز سياست با منافع انرژي كاملا تفكيك‌ شده است.
عمان: مسقط مطمئن‌ترين كانال تنفسي تهران است؛ با اين حال، تعليق مقطعي پروازها، توسعه هاب نفتي «الدقم» با هدف دور زدن تنگه هرمز و حوادث دريايي در مسندم، خطوط سنتي اين رابطه را با آزمون‌هاي جدي مواجه كرده است.
۶. افغانستان؛ جبهه شرقي و فرسايش اهرم‌ها- موج مهاجرت و ابهام در كارايي سازوكارهاي منطقه‌اي، مرزهاي شرقي را ناپايدار كرده است. تسامح دستگاه ديپلماسي با هيات حاكمه طالبان در مواجهه با فرسايش تاريخي نفوذ فرهنگي ايران بدون اخذ مابه‌ازاي امنيتي شفاف، يكي از پرچالش‌ترين ابعاد سياست همسايگي را رقم زده است.
۷. تركمنستان و آسياي مركزي؛ بي‌طرفي محافظه‌كارانه و نفوذ تسليحاتي جديد- عشق‌آباد الگوي بي‌طرفي سنتي خود را حفظ كرده است؛ ميزباني نشست سران در كنار اعلام موضع پيرامون حمله اوكراين به كشتي ايراني نشان از رويكرد مسالمت‌آميز دارد، اما ممانعت ناگهاني از عبور پروازهاي ايراني، شكنندگي كريدورهاي هوايي را آشكار ساخت. ازسوي ديگر، ورود تسليحات پدافندي هندي به تركمنستان، زنگ خطر تنوع‌بخشي امنيتي و حضور رقباي نوظهور در مرزهاي شمالي را به صدا درآورده است.مجموع اين رويدادها، ضرورت يك بازآرايي واقع‌گرايانه در سياست همسايگي ايران را يادآور مي‌شود: 
گذار به عمل‌گرايي: پيوندهاي سنتي و عقيدتي جايگزين منافع راهبردي كشورها نمي‌شوند؛ «محاسبات خاص هر همسايه» بايد مبناي محاسبات سياست خارجي قرار گيرد.
جلوگيري از حذف اقتصادي از منطقه: تهديد اصلي، جايگزيني تدريجي نفت ايران (توسط عراق و قطر) و شكل‌گيري مسيرهاي ترانزيتي جايگزين براي دور زدن تنگه هرمز است.
تكليف مديريت بحران: بايد ميان شركاي ايجابي (نظير ارمنستان)، ميانجي‌هاي منعطف (قطر و عمان) و بازيگران نيازمند مديريت اصطكاك (آذربايجان و امارات) تفكيك قائل شد تا منابع ديپلماتيك اتلاف نشود.
بهره‌برداري از شكاف‌ها: جبهه همسايگان متكثر است؛ تهران از رهگذر ديپلماسي فعال دوجانبه بايد مانع از همپوشاني اين راهبردها در قالب يك حلقه مهار يكپارچه شود.

 

سعودي در باتلاق يمن؛ از رقابت با امارات تا اتحاد اجباري

از اين‌رو، تداوم جنگ براي رياض الزاما به معناي افزايش قدرت چانه‌زني نيست. ممكن است نقطه‌اي فرا برسد كه هزينه ادامه جنگ از دستاوردهاي احتمالي آن بيشتر شود. سراب اتكاي امنيتي به امريكا: يكي ديگر از درس‌هاي جنگ يمن، محدوديت اتكاي بيش از حد به حمايت خارجي است. كمك اطلاعاتي، تسليحاتي و لجستيكي امريكا مي‌تواند توان يك بازيگر را افزايش دهد، اما نمي‌تواند جايگزين راهبرد سياسي شود. هيچ سامانه دفاعي، اطلاعات ماهواره‌اي يا برتري هوايي نمي‌تواند به‌ تنهايي منازعه‌اي را حل كند كه ريشه‌هاي آن سياسي، اجتماعي و ژئوپليتيكي است. از اين نگاه، تعبيرهايي همچون «خيانت امارات» يا «تله دشمن» اگر جاي تحليل ساختاري را بگيرند، بيش از آنكه مساله را توضيح دهند، از پذيرش مسووليت تصميم‌هاي راهبردي جلوگيري مي‌كنند. در سياست امنيتي، نسبت دادن هر شكست به «خيانت متحدان» آسان است؛ اما پرسش دشوارتر اين است كه چرا راهبردي كه بر ائتلاف نظامي، برتري هوايي و حمايت قدرت‌هاي خارجي بنا شده، پس از يك دهه هنوز نتوانسته مساله اصلي را حل كند؟ شايد مهم‌ترين واقعيت جديد، وارونگي راهبردي باشد. عربستاني كه جنگ يمن را در ابتدا با هدف مهار تهديدات امنيتي و كاهش نفوذ رقيب منطقه‌اي خود آغاز كرد، اكنون با واقعيتي روبه‌رو است كه در آن حل مساله يمن بدون تعامل با بازيگران محلي، منطقه‌اي و حتي رقباي سابق دشوار شده است. اتحاد دوباره با امارات، اگرچه ممكن است در كوتاه‌مدت يك ضرورت عملياتي باشد، اما به خودي خود مساله يمن را حل نمي‌كند. همچنين نزديكي با اسراييل يا اتكا به نقش‌آفريني واشنگتن نمي‌تواند جايگزين يك راهبرد سياسي بومي براي پايان دادن به جنگ شود.راه خروج رياض از اين وضعيت، بازگشت به همان نقطه‌اي است كه در سال‌هاي نخست جنگ كمتر مورد توجه قرار گرفت: پذيرش اين واقعيت كه يمن يك مساله امنيتي صرف نيست، بلكه يك مساله سياسي-اجتماعي و منطقه‌اي است. اگر عربستان همچنان يمن را ميدان شكست دادن يك دشمن ببيند، هر اتحاد تازه‌اي ممكن است فقط شكل باتلاق را تغيير دهد، نه عمق آن را. اما اگر هدف از «پيروزي» به كاهش تهديد، تثبيت مرزها، حفظ امنيت دريايي و رسيدن به يك ترتيبات سياسي پايدار در يمن تغيير كند، آنگاه حتي رقباي ديروز نيز مي‌توانند به بخشي از راه‌حل تبديل شوند. از اين‌رو، همكاري امروز رياض و ابوظبي ممكن است نه پايان اختلافات، بلكه تنها ائتلافي موقت براي «مديريت هزينه‌هاي جنگي» باشد كه هنوز پايان راهبردي آن ديده نمي‌شود.

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون