وزراي شهيد و هدفگيري مغز متفكر لجستيك
تاريخچه وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح در جمهوري اسلامي ايران، با ايثار، حضور ميداني و مواجهه مستقيم سكانداران آن با خطوط مقدم نبرد و ترورهاي هدفمند گره خورده است. برعكس بسياري از ساختارهاي نظامي جهان كه وزراي دفاع در فضايي كاملا ستادي و دور از خطرات جبهه فعاليت ميكنند، در ايران اين مسووليت خطير همواره با ريسكهاي امنيتي سطح بالا همراه بوده است. بررسي كارنامه و سرنوشت پنج چهره برجستهاي كه در قامت وزير دفاع يا با سابقه اداره اين نهاد استراتژيك به شهادت رسيدهاند، ابعاد متمايزي از مواجهه اين دستگاه با جنگ سخت و نبرد سايهها را آشكار ميسازد.
۱- شهيد دكتر مصطفي چمران الگوي مدير ميداني و دانشمند خط مقدم
مصطفي چمران، نخستين وزير دفاعي بود كه تعريف جديدي از مديريت نظامي در ساختار نوپاي جمهوري اسلامي ارائه داد. اين دانشمند برجسته فيزيك پلاسما و فارغالتحصيل دانشگاه بركلي، پس از انتصاب به عنوان وزير دفاع در سال ۱۳۵۸، هرگز خود را محدود به مقر وزارتخانه و امور اداري نكرد. با آغاز ناآراميها و سپس تهاجم همهجانبه رژيم بعث، چمران مستقيم راهي جبهههاي جنوب شد و با پايهگذاري «ستاد جنگهاي نامنظم» الگوي جديدي از مقاومت چريكي و بومي را سازمان داد. حضور مداوم او در خطوط مقدم نبرد و طراحي پروژههاي مهندسي رزمي، نقشي حياتي در سد كردن پيشروي اوليه دشمن داشت. سرانجام در ۳۱ خرداد ۱۳۶۰، در حالي كه براي سركشي به منطقهاي حساس رفته بود، در خط مقدم دهلاويه بر اثر اصابت تركش خمپاره به شهادت رسيد تا نخستين وزير دفاع شهيد تاريخ معاصر ايران نام بگيرد.
۲- شهيد سرهنگ خلبان جواد فكوري
مديريت پشتيباني هوايي در اوج تحريم
جواد فكوري از فرماندهان باسابقه و برجسته نيروي هوايي ارتش بود كه در مرداد ۱۳۵۹، همزمان با حفظ فرماندهي نيروي هوايي، مسووليت وزارت دفاع را در كابينه شهيد رجايي بر عهده گرفت. دوره كوتاه صدارت او با آغاز جنگ تحميلي و قطع ناگهاني خريدهاي خارجي و پشتيباني مستشاران غربي همزمان شد. فكوري با مديريت جهادي، سيستم بازآماد (اورهال) قطعات و تأمين لجستيك پايگاههاي هوايي را در اوج تحريمها پايهگذاري و نقش مهمي در طراحي عملياتهاي بزرگ ايفا کرد. پس از پيروزي درخشان نيروهاي ايراني در عمليات ثامنالائمه و شكست حصر آبادان، فكوري در ۷ مهر ۱۳۶۰ در راه بازگشت به تهران، در حادثه تلخ سقوط هواپيماي سي-۱۳۰ در منطقه كهريزك به شهادت رسيد؛ سانحهاي سنگين كه ضربه بزرگي به بدنه فرماندهي ارتش وارد آورد.
3- شهيد سرهنگ موسي نامجو
معمار بازسازي ارتش و انضباط صنعتي
موسي نامجو، استاد دانشكده افسري و از چهرههاي كليدي در سازماندهي مجدد ارتش پس از انقلاب اسلامي بود كه پس از شهادت فكوري، در مرداد ۱۳۶۰ مسووليت وزارت دفاع را پذيرفت. او كه پيشتر نمايندگي امام در شوراي عالي دفاع را بر عهده داشت، با تكيه بر انضباط سازماني و روحيه مكتبي، تلاش گستردهاي را براي پيوند دادن صنايع دفاعي نوپا با نيازهاي فوري خطوط مقدم نبرد آغاز كرد. نامجو تمركز ويژهاي بر تربيت كادرهاي متعهد نظامي و انسجامبخشي به ساختار پشتيباني نيروهاي مسلح داشت. عمر مديريت اجرايي او نيز بسيار كوتاه بود و تنها چند هفته پس از پذيرش مسووليت، در همان سانحه سقوط هواپيماي سي-۱۳۰ همراه با شهيد فكوري و ديگر فرماندهان ارشد به شهادت رسيد.
۴- شهيد دريادار علي شمخاني
معمار ادغام بزرگ و ديپلماسي دفاعي
علي شمخاني طولانيترين دوران صدارت بر وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح را از سال ۱۳۷۶ تا 1384 در كارنامه خود داشت. او به عنوان چهرهاي كه سابقه فرماندهي در هر دو نهاد ارتش و سپاه را در اختيار داشت، نقش محوري در تثبيت ساختار يكپارچه وزارت دفاع پس از ادغام بزرگ سال ۱۳۶۸ ايفا کرد. دوره مديريت شمخاني با جهش بيسابقه در توسعه سامانههاي موشكي بومي، تقويت صنايع هوافضا و ارتقاي چشمگير ديپلماسي دفاعي منطقه شناخته ميشود. وي با برقراري مناسبات گسترده نظامي با كشورهاي همسايه و قدرتهاي منطقهاي، بازدارندگي ايران را ابعاد جديدي بخشيد. شمخاني كه سالها در سطوح عالي شوراي عالي امنيت ملي نيز منشأ اثر بود، در جريان موج حملات هدفمند طي نبرد ۴۰ روزه به شهادت رسيد تا نامش به عنوان يكي از موثرترين استراتژيستهاي دفاعي ايران ثبت شود.
۵- شهيد سردار عزيز نصيرزاده
شهادت در كانون فرماندهي لجستيك
عزيز نصيرزاده، فرمانده پيشين نيروي هوايي و وزير دفاع دولت چهاردهم، نخستين وزيري در تاريخ معاصر كشور است كه مستقيما در حين تصدي مسووليت وزارت و در نخستين روز از يك نبرد تمامعيار هدف ترور قرار گرفت. در نهم اسفند و همزمان با آغاز نبرد ۴۰ روزه، جلسه شوراي پشتيباني و لجستيك دفاعي كشور هدف حمله موشكي دقيق قرار گرفت كه منجر به شهادت وي شد. نصيرزاده كه با كولهباري از تجارب عملياتي و مديريت در صنايع هوافضا سكان وزارتخانه را بر عهده گرفته بود، در همان ساعات اوليه جنگ هدف قرار گرفت. ترور او نشان داد كه حريف، قطع شريانهاي پشتيباني، توليد تسليحات و بازآماد تجهيزات را به عنوان نخستين اولويت براي زمينگير ساختن توان رزم ايران تعيين كرده است؛ حادثهاي كه يادآور مسووليت خطير و پرريسك نشستن بر صندلي مديريت صنعتي وزارت دفاع است.