سلاح پنهان در لحظه اتصال فيلترشكنها
چهارم، جعل هويت گروههاي سياسي داخل كشور: يكي از ترفندهاي خطرناك، توليد كليپ با نام و نشان احزاب و تشكلهاي قانوني داخل ايران است. هدف از اين كار، باورپذير كردن شايعات، تشديد بدبيني ميان جناحها و ايجاد تقابلهاي ساختگي درون كشور است.
پنجم، رصد دادههاي رفتاري: اين صفحات صرفا پيامرسان نيستند، بلكه ميزان مكث، كليك يا رد كردن ويديو را اندازه ميگيرند. اين واكنشها به طراحان كمك ميكند نبض احساسي جامعه را بسنجند و كارزارهاي بعدي را دقيقتر طراحي كنند.
ششم، فرسايش رواني ناشي از تكرار مداوم: كاربران ايراني روزانه دهها بار فيلترشكن را قطع و وصل ميكنند. اين مواجهه مكرر با روايتهاي بحرانزا، به صورت قطرهچكاني واقعيت ذهني فرد را دگرگون ميسازد و احساس بنبست اجتماعي ايجاد ميكند.
هفتم، بهرهگيري از جذابيت هوش مصنوعي: استفاده از پويانماييهاي پرتحرك و چهرهسازي و صداسازي رايانهاي سبب ميشود جذابيت بصري، سد دفاعي منطق مخاطب را بشكند و پيام سياسي در قالب يك ويديوي كوتاه جذاب منتقل شود.
مواجهه با اين پديده نيازمند اتخاذ رويكردي واقعگرايانه، ايجابي و چندوجهي است:
۱. احزاب و شخصيتهاي سياسي بايد در برابر سوءاستفاده از نام و تابلوي خود هوشيار باشند و با موضعگيري سريع، راه را بر اين بازيهاي دروغين ببندند.
۲. سياستگذاران بايد در الگوي انسداد فراگير اينترنت تجديدنظر كنند؛ چراكه فيلترينگ گسترده، ميليونها شهروند را ناخواسته به سوي دالانهاي ناامن فيلترشكنها و قرار گرفتن در معرض اين حملات كشانده است.
۳. تقويت پدافند حقوقي و رصد بينالمللي: پلتفرمهاي توزيع آگهي ضوابط مشخصي عليه محتواي نفرتپراكن و جعل هويت دارند. نهادهاي مدني و حقوقي حوزه فناوري ميتوانند با مستندسازي اين تخلفات، پلتفرمهاي ميزبان را به پاسخگويي و مسدودسازي اين كارزارها وادار كنند.
4. افزايش سواد رسانهاي جامعه ضروري است تا كاربران بدانند هيچ فيلترشكن رايگاني خيرخواهانه نيست و هزينه آن با امنيت رواني مخاطب تامين ميشود.