پنجههاي طلايي، زبان جنجالي
پارادوكس بيرو
همين چند روز پيش بود كه بيرانوند با مصاحبه جنجالي از تيم تراكتور كنار گذاشته شد و سرمربي تيم ملي هم گفت او از شرايط ايدهآل دور است. اين دو واقعه در فاصلهاي كوتاه فضايي جهنمي براي گلر شماره يك تيم ملي به وجود آورد. اما درست از دل همين اتفاقات بود كه خبر نامزدي بيرو براي كسب توپ طلاي فوتبال آسيا منتشر شد. در حالي كه فوتبال ايران پس از سالها خشكسالي در كسب عناوين فردي قارهاي، بار ديگر نام يك ايراني را در ميان نامزدهاي نهايي مرد سال آسيا ميبيند عليرضا بيرانوند در كانون توجه قرار گرفته است. پس از گذشت دو دهه و اندي از آخرين باري كه يك ايراني (علي كريمي در سال ۲۰۰۴) توانست توپ طلاي آسيا را به خانه ببرد حالا شماره يك سابق پرسپوليس و گلر فعلي تراكتور به عنوان نماينده ايران در اين ليست حضور دارد. از سال ۱۹۹۶ كه جوايز AFC با پروتكلهاي مشخصي اهدا ميشود فقط چهار بازيكن ايراني يعني خداداد عزيزي، علي دايي، مهدي مهدويكيا و علي كريمي موفق به كسب اين افتخار شدهاند. حالا بيرانوند در موقعيتي قرار گرفته كه هم بايد با رقباي سرسخت خود در مستطيل سبز بجنگد و هم سايه سنگين لابيهاي منطقهاي كه سالهاست بر سر اين انتخابها سايه افكنده است. حضور دو رقيب از عربستان در كنار بيرانوند كار را براي او دشوار كرده است چرا كه تاريخ نشان داده در فوتبال آسيا و حتي جهان دروازهبانها همواره براي كسب عنوان مرد سال با چالشهاي مضاعفي روبهرو بودهاند. پست دروازهباني و حتي دفاع معمولا در ليست نهايي جوايز فردي كمتر از مهاجمان و بازيسازان مورد توجه قرار ميگيرد. با اين حال نميتوان تواناييهاي فني بيرانوند را ناديده گرفت؛ او در سالهاي اخير بارها ثابت كرده كه فراتر از استانداردهاي آسيا عمل ميكند و پنالتيگيريهاي او در تورنمنتهاي بزرگ بخشي از تاريخ فوتبال ايران شده است. اما داستان بيرانوند هميشه تركيبي از نبوغ درون دروازه و جنجالهاي بيرون زمين بوده است. هرچقدر كه او روي خط دروازه با تمركز و قدرت ظاهر ميشود در فضاي رسانهاي و مديريتي حواشي متعددي را براي خود و تيمهايش ايجاد كرده است. از ماجراهاي كشدار و پرابهام رفتن به خدمت سربازي گرفته تا مصاحبههاي آتشين و جنجالياش كه ابتداي اين نوشته به آن اشاره شد او همواره در كانون خبرها بوده است. اوج اين تناقض رفتاري را در هفتههاي اخير ديديم جايي كه پس از بازي مقابل استقلال او در گفتوگوهايي تند عليه مالك و مديران باشگاه تراكتور مواضع سختي گرفت و حتي با صراحت از تمايلش براي پيوستن به استقلال در پايان فصل سخن گفت. هنوز جوهر اين صحبتها خشك نشده بود كه خبر تمديد سه فصل ديگر قراردادش با تراكتور همه را شوكه كرد. اين چرخشهاي ناگهاني انگار بخشي از كاراكتر بيرانوند شده است! كسي كه با يك دست توپ را مهار ميكند و با دست ديگر معادلات رسانهاي را به بازي ميگيرد! صرفنظر از نتيجه نهايي و اينكه آيا او ميتواند طلسم بيستساله ايرانيها را بشكند يا خير. حضور بيرانوند در جمع سه نامزد نهايي بار ديگر يادآور تواناييهاي بيچون و چراي اوست. مخصوصا بايد به ياد آوريم اين دومين بار است كه بيرو در ليست نهايي جايزه مرد سال فوتبال آسيا قرار ميگيرد. او پيش از اين در سال 2018 نامزد دريافت اين جايزه شده بود كه در نهايت بازيكن قطري توپ طلا را به خانه برد. شايد اگر عليرضا بيرانوند بتواند همانقدر كه در كنترل توپ مهارت دارد حواشي پيرامون خود را هم مديريت كند هم شانس بيشتري براي كسب اين عنوان خواهد داشت و هم ميراثي ماندگارتر از خود در فوتبال ايران بر جاي خواهد گذاشت. بيرانوند گلري است كه شايد گاهي با زبانش به خودش گل ميزند اما بيشك هنوز هم يكي از بهترينهاي قاره است.