درباره اظهارات جدید سرمربی تیم ملی
آزمون و طارمي از درخشش تا سپر بلا
روزبه دلاور| اظهارات اخير امير قلعه نويي درباره افت بدني ۲۵ درصدي بعضي از بازيكنان تيم ملي نسبت به جام جهاني و گلايههاي او از كيفيت ليگ امارات بازتابهاي زيادي داشته است. به گزارش روزنامه اعتماد، سرمربي تيم ملي با مقايسه سطح ليگهاي اروپايي با ليگ امارات تلويحا انتقاداتي را متوجه بازيكناني نظير مهدي طارمي و سردار آزمون كرد كه مسير حرفهاي خود را به مقصد حاشيه خليج فارس تغيير دادهاند. او معتقد است تفاوت كيفيت اين ليگها مستقيما بر عملكرد مليپوشان تأثيرگذار است و نتايج اخير تيم ملي يعني شكست سه بر يك مقابل ازبكستان و دو بر صفر برابر روسيه نتيجه اين افت بوده است. اما آيا واقعا ميتوان ضعفهاي تيم ملي را به گردن انتخاب ليگ توسط بازيكنان انداخت؟ تا حدي بله ولي نبايد فراموش كرد در نهايت كيفيت بازيكن را بايد به صورت فردي نيز سنجيد. واقعيت اين است كه سردار آزمون و مهدي طارمي دقيقا در روزهايي كه زير تيغ انتقادات فني سرمربي قرار گرفتند پاسخي عملي و تماشايي به اين ادعاها دادند. آزمون در پيراهن شباب الاهلي نه تنها در ليگ داخلي كه در رقابتهاي آسيايي هم درخشيده و طارمي هم در تيم الوصل خيلي زود به مهرهاي كليدي تبديل شده است. آمادگي بالاي جسماني و هوش تاكتيكي اين دو ستاره در همين مدت كوتاه ادعاي افت بدني آنها را به چالش ميكشد. در واقع اين عملكرد درخشان نشان ميدهد كه آمادگي يك پارامتر فردي است و الزاما در گرو بازي در ليگهاي تراز اول اروپايي نيست؛ هرچند كه هيچكس منكر تفاوت فاحش كيفيت فني ليگهاي اروپايي با امارات نيست. اما مشكل اصلي اينجاست كه انداختن تقصير ناكاميها يا ضعفهاي ساختاري تيم ملي به گردن مقصد ليگ بازيكنان نوعي سپر بلا درست كردن است. تيم ملي كه در تورنمنتهاي مهمي مثل جام ملتها از نظر بدني تراز بوده امروز نبايد با استناد به افت ليگ امارات بابت بازيهاي نه چندان قانعكنندهاش توجيهتراشي كند. وقتي سرمربي تيم ملي به جاي پذيرش مسووليت ضعفهاي تاكتيكي يا مديريت فني به انتخابهاي شخصي بازيكنان حمله ميكند ناخودآگاه روحيه و تمركز آنها را نشانه ميگيرد. اتفاقي كه ناراحتي و دلخوري بازيكنان را به دنبال داشته است.بازيكنان حرفهاي مثل آزمون و طارمي در هر ليگي كه باشند استانداردهاي شخصي خود را دارند. زير سوال بردن توانايي آنها درست در زماني كه در حال درخشش براي تيمهاي جديدشان هستند و از همه مهمتر قرار است بار خط حمله ايران در جام ملتها را به دوش بكشند، ناعادلانه است و ميتواند شكاف ميان كادر فني و ستارههاي تيم را عميقتر كند. مربي بايد هنرش اين باشد كه با همان بازيكنان و در همان شرايط بهترين بازي را بگيرد نه اينكه پيش از شروع جام ملتها بهانهاي براي شكستهاي احتمالي آينده دست و پا كند. در نهايت آنچه هواداران از سرمربي تيم ملي انتظار دارند نه بهانهجوييهاي اينچنيني كه تدوين برنامهاي است كه بتواند از حداكثر توانايي ستارههايش فارغ از نام ليگشان بهترين بهرهوري را داشته باشد. سپر بلا كردن بازيكنان سادهترين راه براي فرار از پاسخگويي است اما هرگز راهكاري براي ارتقاي كيفيت تيم ملي نخواهد بود.