• 1405 دوشنبه 27 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6443 -
  • 1405 دوشنبه 27 مهر

بازخواني واقع‌گرايي در پاستور

تبارشناسي موانع و بازتعريف شجاعت اجرايي

اميرعباس ميرزاخاني

حضور مسعود پزشكيان در آيين آغاز سال تحصيلي دانشگاه‌ها در دانشگاه شهيد بهشتي و طرح گزاره‌هايي چون «آيا من مقصرم كه با چنين وضعيتي روبه‌رو شده‌ام؟ در اين شرايط بايد چه كار كنم؟»، در نگاه نخست شايد برداشت بخشي از جامعه، به «استيصال» يا «توجيه ناكامي‌ها» تعبير شود؛ اما بازخواني دقيق و منصفانه اين رخداد در بستر واقعيت‌هاي ميداني حكمراني، دلالت بر رويكردي كاملا متفاوت دارد: گذار از پرده‌پوشي و پوپوليسم به «شفافيت ساختاري و بازنمايي عريان واقعيت‌هاي ميداني اجرا». پزشكيان نه در مقام فرافكني، بلكه در تالار نخبگان كشور ايستاد تا بدون روتوش‌هاي مرسوم سياسي، مختصات دقيق ميداني را ترسيم كند كه دولت در آن در حال نبرد با بحران‌هاست. واقعيت آن است كه دولت چهاردهم با اشراف كامل رييس‌جمهور به موانع اجرايي و ساختارهاي صلب بروكراتيك كار خود را آغاز كرد، اما از همان روز نخست استقرار، با زنجيره‌اي بي‌سابقه از تكانه‌هاي برون‌زا و ابربحران‌هاي هم‌افزا روبه‌رو شد؛ آزموني تاريخي كه تاب‌آوري هر دولتي را مي‌سنجد و مواجهه با آن، پيش از هر چيز نيازمند درك متقابل دولت و نخبگان از زمين بازي است. در اين يادداشت مي‌كوشم تا ابعاد اين رويارويي واقع‌گرايانه را در پنج محور ساختاري تحليل كنم:

 ۱- عبور از پوپوليسم؛ صورت‌بندي دقيق موانع به‌جاي توجيه- آنچه در تالار دانشگاه شهيد بهشتي تهران بيان شد، فرار از مسووليت نبود، بلكه شجاعت پايان دادن به پنهان‌كاري‌هاي تاريخي دستگاه اجرا بود.

- روايت صادقانه ناترازي‌ها: دهه‌هاست كه سنت مرسوم دولت‌ها در ايران، پنهان‌كردن عمق بحران‌ها پشت وعده‌هاي فاقد پشتوانه بوده است. پزشكيان برخلاف اسلاف خود، از توهم «حل كوتاه‌مدت ابرچالش‌ها» عبور كرده و صورت‌مساله را همان‌گونه كه هست، بدون لفاظي روي ميز دانشگاه گذاشت.

- مشاركت‌جويي از نخبگان: پرسش «چه بايد كرد؟»، اعلام ناتواني يا بن‌بست نيست؛ بلكه به رسميت شناختن پيچيدگي مسائل ملي و دعوت عملي از جامعه علمي كشور براي هم‌انديشي و ورود به ميدان تصميم‌سازي است. دولت تصريح مي‌كند كه آوار بحران‌ها با اراده‌گرايي فردي و تصميمات دستوري حل نمي‌شود.

 ۲- بن‌بست‌هاي بروكراتيك و ضرورت شجاعت در اصلاح رويه‌ها- اشاره صريح رييس‌جمهور به اينكه «به هر كسي مي‌خواهي دست بزني، يك جايي مساله درست مي‌كند»، واكاوي عريان يكي از سخت‌ترين لايه‌هاي حكمراني در ايران است.

-شبكه منافع و مقاومت ساختاري: دستگاه بروكراسي در دهه‌هاي گذشته به كلافي پيچيده از ذي‌نفعان، مراكز قدرت موازي و محافظه‌كاري مفرط بدل شده است. شفاف‌سازي اين مقاومت‌ها، توجيه دست‌روي‌دست گذاشتن نيست؛ بلكه شناسايي دقيق گلوگاه‌هايي است كه شايسته‌گزيني و جراحي‌هاي ساختاري را با چالش روبه‌رو مي‌كنند.

-بازتعريف اراده اجرايي: واقعيت كار اجرا نشان مي‌دهد كه تغيير مهره‌ها بدون تغيير مناسبات، گره‌اي نمي‌گشايد. اين سخنان هشداري ساختاري است مبني بر اينكه براي ايجاد تحول، بايد فراتر از تسليم شدن به فشارهاي سياسي، پاي هزينه اصلاحات بروكراتيك ايستاد.

۳- تقاطع ابربحران‌ها؛ توفان بي‌امان از روز نخست استقرار- دولت چهاردهم در شرايطي سكان امور را به دست گرفت كه كشور نه با يك بحران، بلكه با تلاقي كم‌سابقه چالش‌هاي زيرساختي و امنيتي دست‌به‌گريبان شد؛ واقعيتي ملموس كه ظرفيت‌هاي تصميم‌گيري و تاب‌آوري ملي را تحت فشار سنگين قرار داد:

- شوك زيرساختي و اقتصادي: آغاز دولت همزمان شد با اوج ناترازي فاجعه‌بار برق و انرژي.   در كنار اين ميراث، تبعات سخت تورمي ناشي از جراحي‌هاي ارزي و حذف ارز ترجيحي، معيشت عمومي و تاب‌آوري جامعه را به نقطه حساسي رساند.

-توالي رخدادهاي سهمگين: بلافاصله پس از تنفيذ، ترور در پايتخت، وقوع جنگ ۱۲ روزه، حوادث دي‌ماه ۱۴۰۴ و در پي آن جنگ رمضان، كشور را در يك وضعيت اضطراري مداوم و نبرد با متغيرهاي مهارناپذير ژئوپليتيك قرار داد.

-محاصره تمام‌عيار اقتصادي: تشديد فشارهاي بين‌المللي و بازگشت تحريم‌هاي فلج‌كننده، شريان‌هاي ارزي و تبادلات مالي كشور را منقبض كرد. درك عملكرد دولت بدون ديدن اين زنجيره پرفشار، قضاوتي دور از انصاف و بيگانه با واقعيات زميني خواهد بود.

۴- چالش‌هاي منطقه‌اي و بازتعريف ريل‌گذاري ديپلماتيك- ايده محوري دولت يعني «تنش‌زدايي منطقه‌اي و گشايش در سياست خارجي»، درست در لحظه آغاز به شديدترين آتش‌افروزي‌هاي پيراموني برخورد كرد:

- تغيير بنيادين معادلات: شعله‌ور شدن بحران‌هاي كم‌سابقه منطقه‌اي، اولويت نخست دولت را به سمت مديريت بحران‌هاي امنيتي و صيانت از تماميت سرزميني جابه‌جا كرد.

- ايستادگي در مسير عقلانيت: واقع‌بيني حكم مي‌كند بپذيريم ديپلماسي در خلأ عمل نمي‌كند. اين وضعيت، نشانه شكست ايده تنش‌زدايي نيست؛ بلكه نشان مي‌دهد پيشبرد مذاكره و شكستن حصار تحريم‌ها در چنين اتمسفر ملتهبي، نيازمند هوشمندي مضاعف، انسجام داخلي و بازطراحي تاكتيك‌هاي چانه‌زني در سطح بين‌المللي است.

۵- آزمون دانشگاه و مطالبات اجتماعي؛ پيش‌نياز عبور از بحران- دانشگاه قلب تپنده جامعه مدني و دماسنج اعتماد عمومي است. دولت اگرچه بر حفظ ثبات تاكيد دارد، اما نيك مي‌داند كه تاب‌آوري در برابر فشارهاي خارجي مستلزم پاسخگويي به مطالبات دروني است:

- ترميم رابطه دولت و جامعه: واقعيت‌هاي ميداني تنها شامل اقتصاد و امنيت نيست؛ گره‌گشايي از پرونده‌هاي اجتماعي نظير فيلترينگ، اصلاح رويكردهاي فرساينده در حوزه عمومي و احترام به استقلال نهاد دانشگاه، ابزارهاي كليدي براي بازسازي سرمايه اجتماعي‌اند.

- وفاق به‌مثابه راهبرد : گفتمان وفاق زماني معنا پيدا مي‌كند كه به اهرمي براي پيشبرد اصلاحات و جلب اعتماد بدنه اجتماعي تبديل شود. دولت با طرح اين مباحث در دانشگاه نشان داد كه براي عبور از توفان، به جاي فاصله گرفتن از جامعه، به دنبال اتصال دوباره با مطالبات مدني است.

صداقت به‌مثابه نقشه راه، شجاعت به‌مثابه ضرورت عمل- صداقت مسعود پزشكيان در بازگويي واقعيت‌هاي ميداني، نبايد و نمي‌تواند به «استيصال» يا «تسليم» تعبير شود. بيان بي‌پرده نامعادلات و نامهرباني‌هاي پيش‌رو، مقدمه واجب براي درمان دردهاي مزمن است؛ چراكه تا بيماري به‌درستي تشخيص داده نشود، هيچ دارويي اثربخش نخواهد بود. اما در عين حال، اين واقع‌گرايي ارزشمند بايد به يك «شجاعت استوار در ميدان عمل» ترجمه شود. مردم و جامعه دانشگاهي، صراحت دولت در تشريح بحران‌هاي به ارث رسيده و تحميلي را درك مي‌كنند، اما همزمان از ساختار اجرايي انتظار دارند كه پس از صورت‌بندي مشكلات، گام‌هاي محكم و شجاعانه‌اي براي ايجاد گشايش‌هاي عيني بردارد. تكيه بر آگاهي از موانع، آغاز كار است؛ گام نهايي، ايستادگي بر سر تعهدات و خلق افق‌هاي اميدبخش با تكيه بر خرد جمعي و جلب اعتماد ملي خواهد بود.

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون