ممنوعيت عجيب براي مردان
ضربه سنگين به فوتبال زنان
تصميم اخير سازمان ليگ فوتبال مبني بر منع كامل ورود آقايان به ورزشگاههاي محل برگزاري مسابقات زنان فراتر از يك تصميم ساده اداري به نظر ميرسد و نوعي قرنطينه براي يك رشته ورزشي است كه اتفاقا در سالهاي اخير نيازمند ديده شدن و توسعه بوده است.
اين بخشنامه كه دايره ممنوعيت خود را از تماشاگران عادي تا خبرنگاران، عكاسان، فيلمبرداران و حتي مديران باشگاهها دربرگرفته، با اصول توسعه ورزشي همخواني ندارد و ضربهاي مستقيم به پيكره حرفهاي ليگ زنان است. تا لحظه نگارش اين گزارش سازمان ليگ هنوز توضيح مشخصي در مورد اين تصميم عجيب و ناگهاني ارائه نداده اما بعيد است بتواند با وجود اين حجم از واكنش و مخصوصا بياطلاعي وزارت ورزش به اين روند ادامه بدهد. سازمان ليگ بايد توضيح بدهد اين تصميم بر اساس دستور نهادهاي بالادستي بوده يا نتيجه دورهمي مديران اين سازمان؟!
آنچه در اين دستورالعمل بيش از همه خودنمايي ميكند ناديده گرفتن ماهيت حرفهاي ورزش است. در دنياي مدرن فوتبال بدون رسانه معنايي ندارد. خبرنگار و عكاس چشم بيناي جامعه به رويدادهاي ورزشي هستند. حذف اين افراد از ورزشگاههاي زنان عملا به معناي به حاشيه راندن اين ليگ و محروم كردن آن از پوشش رسانهاي نقد فني و ثبت تاريخي آن است. شايد گفته شود عكاسان زن ميتوانند براي پوشش مسابقات اقدام كنند اما واقعيت اين است كه حذف بخش عمدهاي از نيروي رسانههاي كه براي پوشش مسابقات زنان زحمت ميكشند روي كيفيت بازتاب وقايع تاثير دارد. همچنين كنار گذاشتن هواداران مرد از بازيها شروع مسيري است كه سالها قبل با ممنوعيت ورود زنان به استاديوم براي مسابقات مردان آغاز شد و در نهايت همه متوجه شدند چه تصميم اشتباهي بوده است.
سوال اينجاست چگونه ميتوان انتظار رشد و جذب اسپانسر داشت وقتي خروجيهاي تصويري و خبري يك مسابقه را با منطقي كه توجيهش مشخص نيست مسدود ميكنيم؟ چطور ميتوان تماشاگران را از ديدن مسابقات محروم كرد؟
از سوي ديگر بهانههايي كه براي اين تصميم شنيده ميشود يعني شكايت چند تيم از حضور محدود تماشاگران مرد در بازيهاي گذشته مبناي منطقي براي يك ممنوعيت مطلق و فراگير نيست. در علم مديريت و نظامات ورزشي اگر مشكلي در يك بخش وجود دارد راهكار مديريت آن مشكل است نه پاك كردن صورت مساله.
اينكه به دليل اعتراض احتمالي چند باشگاه كل درهاي ورزشگاه به روي تمام مردان اعم از عوامل اجرايي و اصحاب رسانه بسته شود مصداق بارز اتخاذ رويكردي غيرمنطقي است كه نتيجهاش عقبگرد فوتبال زنان كشورمان خواهد بود.
اما نكته حائز اهميت اينجاست كه جو حاكم بر سكوهاي فوتبال زنان همواره شاهد كمترين ميزان تنش و حاشيه بوده است. تا به امروز هيچ گزارش مستندي مبني بر وقوع اتفاقات ناگوار يا بحرانهاي اخلاقي روي سكوهاي تماشاگران زن گزارش نشده كه بخواهد چنين واكنش تندي را توجيه كند. در واقع اين تصميم واكنشي است به يك خطر فرضي كه وجود خارجي ندارد و متاسفانه در حال تبديل كردن يك فضاي آرام به محيطي محدود و شبهامنيتي است.
حذف مديران باشگاهها از حضور در محل بازي هم ديگري از اين تصميم عجيب است. مدير يك تيم ركن اصلي هدايت و نظارت بر مجموعه تحت امر خود است. وقتي به مدير يك باشگاه اجازه داده نميشود كه در محل مسابقه بر عملكرد تيم خود نظارت كند عملا استقلال حرفهاي آن باشگاه ناديده گرفته شده است.
در نهايت اين تصميم بيش از آنكه به نفع آرامش ورزش باشد به توسعه آن آسيب خواهد زد. طي دو روز گذشته بسياري از اهالي فوتبال زنان با انتشار استوري و انجام مصاحبه مخالفت قاطع خود را با تصميم يكجانبه سازمان ليگ اعلام كردند. ليگ فوتبال زنان براي پيشرفت نياز به ديده شدن و حضور اصحاب رسانه و تعامل شفاف حرفهاي دارد. تبديل كردن استاديوم به يك محيط ايزوله به نفع زنان نيست و با دور كردن چشمان ناظر و تحليلگر باعث ميشود اين ليگ از جريان اصلي ورزش كشور جدا بماند. سازمان ليگ بايد به جاي چنين تصميمات حذفي به دنبال نظمدهي باشد چرا كه ديوار كشيدن هرگز راهحل پايداري براي چالشهاي مديريتي نبوده و نخواهد بود.