در ستايش كريمخان زند و قوم غيور لر
اهميت تاريخي او را بايد در كارنامه حكمرانياش جستوجو كرد. كوشش براي برقراري امنيت راهها، رونق تجارت، حاكميت بر دريا، بازسازي شهرها و سامانبخشي به زندگي اقتصادي، از ويژگيهاي درخشان دوران فرمانروايي او بود. آوازه خاندان خوشنام زند، با همه محدوديتها و كاستيهايش، در حافظه تاريخي ايرانيان با تصويري از اعتدال، مردمداري و توجه به آباداني پيوند خورده است. سنجش چنين كارنامهاي را نميتوان به ميزان بهرهمندي يك فرمانروا از آموزش رسمي فروكاست. تاريخ، فرمانروايان را با آثار تصميمها و سرنوشت مردمانشان داوري ميكند. براي شناخت ميراث كريمخان، كافي است امروز در شيراز با چشماني باز گام بزنيم. ارگ كريمخان، بازار وكيل، مسجد وكيل، حمام وكيل و ديگر بناهاي باشكوه زنديه، هنوز از اقتدار و آباداني روزگاري سخن ميگويند كه اين شهر به پايتختي ايران برگزيده شد. بخشي از زيبايي و هويت تاريخي شيراز امروز، وامدار نگاه فرهنگي و سازنده فرمانروايي است كه عنوان وكيلالرعايايي و آباداني را از مهمترين نشانههاي اقتدار ميدانست. اگر اصفهان صفوي را جلوهاي از شكوه شهرسازي و فرّ پادشاهي ايران بدانيم، شيراز زنديه را ميتوان نمادي از بازسازي و بازگشت آرامش پس از سالهاي آشوب خواند. ميدان نقشجهان، عاليقاپو و بناهاي باشكوه اصفهان، از بلندپروازي هنري و سياسي صفويان حكايت دارند؛ در برابر، مجموعه وكيل و بافت تاريخي شيراز، تصويري از توجه به بازار، زندگي شهري و نيازهاي عمومي ارائه ميكنند. اين دو تجربه، با تفاوتهاي تاريخي و مقياس سياسي خود، دو فصل درخشان از هنر شهرسازي ايرانياند. اما سخن از خان زند، فرصتي براي بازشناسي جايگاه مردمان لر و بختياري در تاريخ بلند ايران نيز است. لرستان و گستره زاگرس، از كهنترين كانونهاي زيست انسان در فلات ايران به شمار ميروند. ثبت جهاني محوطههاي پيشاتاريخي دره خرمآباد در سال ۱۴۰۴، بار ديگر اهميت اين سرزمين را در شناخت پيشينه دهها هزار ساله حضور انسان برجسته كرد. اين يافتهها به دوران پيش از پيدايش تمدنهاي شهري تعلق دارند، اما نشان ميدهند كه زاگرس چه جايگاه ديرپايي در تاريخ زندگي بشر داشته است. در دورههاي بعد نيز مفرغهاي مشهور لرستان، با نقشمايههاي چشمگير انساني، جانوري و آييني، از مهارت هنرمندان و فلزكاران اين سرزمين حكايت ميكنند. اين آثار در كنار بناي تاريخي و با شكوه فلكالافلاك، از جلوههاي برجسته ميراث باستانشناختي ايرانند و پيوندهاي فرهنگي زاگرس را با ديگر حوزههاي تمدني منطقه آشكار ميسازند. البته نبايد هويت قومي امروز را بيواسطه به جوامع چند هزار سال پيش نسبت داد؛ آنچه ميتوان با اطمينان گفت، اهميت ماندگار اين جغرافيا در تاريخ فرهنگي ايران است. سهم مردم لر و بختياري تنها به پيشينه باستاني يا فرمانروايي زنديه محدود نميشود. در تاريخ مشروطه، عليقليخان سردار اسعد بختياري با رهبري نيروهاي بختياري در فتح تهران در سال ۱۲۸۸، نقشي تعيينكننده در پايان استبداد صغير و احياي مشروطيت ايفا كرد. در كنار او، بيبي مريم بختياري، مشهور به سردار مريم، از زنان نامدار تاريخ معاصر، با پشتيباني از مشروطهخواهان و ايستادگي در برابر مداخلات بيگانگان، نشان داد كه زنان اين سرزمين نيز در مبارزه براي آزادي و استقلال حضوري اثرگذار داشتهاند. در عرصه فرهنگ و دانش نيز نامهاي درخشاني از اين جغرافياي تاريخي برخاستهاند. عبدالحسين زرينكوب، تاريخنگار و پژوهشگر برجسته؛ سيد جعفر شهيدي، اديب، مورخ و پژوهشگر نامدار تاريخ اسلام؛ آيتالله سيدحسين بروجردي، از مراجع نامدار جهان تشيع؛ مهرداد اوستا، شاعر و قصيدهسراي معاصر؛ حسين پژمان بختياري، شاعر و مترجم و حسين پناهي، شاعر و هنرمند خلاق، هر يك سهمي در بالندگي فرهنگ ايران داشتهاند. در گستره ادبي زاگرس نيز سنتهاي شعر لري و لكي، از ميرنوروز تا ملا پريشان، بخشي ارزشمند از گنجينه ادبي ايران را پديد آوردهاند. قيصر امينپور نيز از چهرههاي ماندگار شعر معاصر و برخاسته از جغرافياي فرهنگي خوزستان است. اين پيوند تاريخي در جنگ 8 ساله ايران و عراق نيز جلوهاي ديگر يافت. هنگامي كه استقلال و تماميت ارضي كشور در معرض تهديد قرار گرفت، فرزندان لر و بختياري، از لرستان و چهارمحال و بختياري تا كهگيلويه و بويراحمد و خوزستان، در كنار ديگر ايرانيان به دفاع از ميهن برخاستند. حضور رزمندگان، ايثار خانوادهها و جانفشاني هزاران تن از مردم اين مناطق، بخشي جداييناپذير از حافظه ملي ايران است. امروز، در روزگاري كه ايران بيش از هميشه به همبستگي، مدارا و بازسازي اعتماد نياز دارد، پاسداشت منزلت اقوام ايراني ضرورتي ملي است. مردم لر و بختياري، همچون ديگر مردمان اين سرزمين، نه در حاشيه تاريخ ايران، بلكه در متن آن حضور داشتهاند. زبان، موسيقي، آيينها، دانش، هنر و دلاوري آنان، بخشهايي از ميراث مشترك ماست. ايران را هيچ قوم و فرهنگي به تنهايي نساخته است. شكوه اين سرزمين در پيوند مردماني است كه با زبانها، آيينها و پيشينههاي گوناگون، در فراز و فرود تاريخ، خانه مشترك خود را پاس داشتهاند. ستايش كريمخان زند و قوم غيور لر، در حقيقت ستايش ايران و يكي از ريشههاي استوار فرهنگ و هويت ملي ماست.