بهاره شبانكارئيان
توضيح «اعتماد»: «سعيد ايرواني»؛ فردي كه پروندهاش پنج سال پيش مورد توجه رسانهها قرار ميگيرد، بيست و دوم مهر ماه جاري براي اجراي حكم اعدام تا پاي چوبهدار ميرود، اما اعدام نميشود. رسانهها در اين باره نوشتهاند: «نوشتن توبهنامه باعث توقف اجراي حكم شد.» اين در حالي است كه طبق قانون، توبه شرايط خاص خود را دارد و سعيد ايرواني غير از اتهام تجاوز به عنف، مرتكب قتل يك زن جوان نيز شده و پرونده او چند ماه پيش به اجراي احكام ارجاع شده است. بر اساس پيگيريهاي نويسنده اين گزارش؛ سعيد ايرواني در حال حاضر در اندرزگاه ۳۲ يا همان سالن ۶ زندان قزلحصار نگهداري ميشود. خواهر اين فرد نيز به اتهام معاونت در قتل در بند نسوان (زنان) همين زندان به سر ميبرد. زندانيان قزلحصار سعيد ايرواني را با نام «سعيد وحشت» ميشناسند؛ آبانماه سال ۱۴۰۰ پس از كشف جسد يك دختر جوان و پيدا شدن دو دختر ديگر در خانه اين فرد، همچنين انتشار خبر نگهداري يكي از اين دختران در كمد ديواري خانه، رسانهها اين پرونده را «خانه وحشت» مينامند. يكي از تكاندهندهترين بخشهاي اين پرونده، ماجراي دختري است كه ماهها در كمد ديواري خانه محبوس بوده است. نويسنده اين گزارش با «زهرا»؛ زن ۳۰ سالهاي كه بنا بر اظهاراتش حدود هشت ماه در كمد ديواري خانه سعيد ايرواني زنداني بوده، گفتوگو كرده است. همچنين با توجه به عدم اجراي حكم اعدام سعيد ايرواني با مادر مقتول و وكلاي اين پرونده نيز گفتوگوهايي انجام شده است. با اين حال وكيل تسخيري و برادر سعيد ايرواني حاضر به انجام مصاحبه نشدهاند. برادر سعيد ايرواني حتي به درخواست مصاحبه واكنش منفي نشان داده و در بخشي از اظهاراتش به «اعتماد» ميگويد: «اين دختران همه فراري بودهاند. برادر و خواهرم زندان هستند؛ چه حرفي دارم بزنم!» در مقابل «فاطمه قاضي» وكيل «زهرا و ساناز»؛ دو قرباني اين خانه در گفتوگو با «اعتماد» ادعاي برادر سعيد را رد ميكند و ميگويد: «همه اين دختران فراري نبودهاند؛ حتي يكي از آنها همسر مردي سرشناس در يكي از شهرستانها بوده؛ اين زن همراه فرزند خردسالش براي خريد دارو به تهران آمده بود كه توسط سعيد ايرواني با چاقو تهديد و به خانه او رفته است. در واقع سعيد ايرواني اين دختران و زنان را اغفال كرده است.» لازم به توضيح است كه نويسنده اين گزارش به منظور رعايت اصول حرفهاي روزنامهنگاري و حفظ حريم خصوصي افراد مرتبط با پرونده بخشهايي از اظهارات مصاحبه شوندگان را حذف كرده است. با اين حال محتواي اين گزارش ممكن است براي برخي مخاطبان آزاردهنده باشد و مطالعه آن براي همه مناسب نباشد.
اپيزود اول: هشت ماه در كمد؛ بدون آب، غذا و دسترسي به سرويس بهداشتي
هشت ماه؛ هشت ماه حبس در فضايي تنگ و تاريك كه براي زهرا به كابوسي بيپايان تبديل شده است. او ماهها از دنياي بيرون جدا ماند؛ روزهايي پر از ترس و تنهايي كه هر لحظهاش ميتوانست پايان زندگي او باشد، اما حالا زهرا پس از پنج سال از آن ماجرا به سوالات «اعتماد» پاسخ ميدهد و از آنچه در خانه سعيد ايرواني بر او گذشته، روايت ميكند.
زهرا چطور با سعيد ايرواني آشنا شدي؟
نامادريام به پدرم گفته بود مرا از خانه بيرون كند. از سال 90 در خيابانها بودم تا اينكه تصميم گرفتم براي كار خياطي به تركيه بروم. آن روز در ترمينال بودم كه سعيد به سمتم آمد و خودش را «سرهنگ ميلاد فتوحي» معرفي كرد. گفت تا زماني كه كارهايم درست شود، ميتوانم به خانه آنها بروم و بمانم. من هم دنبالش راه افتادم و سر از خانهاش درآوردم.
وقتي وارد خانه سعيد شدي چه اتفاقي افتاد؟
متوجه شدم دروغ گفته است. خواستم از خانه بيرون بروم، اما اجازه نداد. دستوپايم را بست و به من تجاوز كرد.
آن روز دختر ديگري هم آنجا بود؟
ساناز آنجا بود، اما سعيد او را داخل دستشويي حبس كرده بود و من آن روز او را نديدم. سعيد نميگذاشت دخترها با يكديگر روبهرو شوند.
از كجا ميداني ساناز آن روز داخل دستشويي حبس بود؟
بعدها هر از گاهي ساناز را ميديدم.
همان روزي كه به خانه سعيد رفتي، تو را داخل كمد انداخت؟
نه. يك ماه در يك اتاق حبس بودم. در آن مدت به من تجاوز ميكرد و كتكم ميزد.
زهرا بعد از يك ماه چه اتفاقي افتاد كه سعيد تو را داخل كمد انداخت؟
يك روز وارد اتاق شد و گفت خواهرزادهاش قرار است به آنجا بيايد و براي اينكه مرا نبيند، بايد داخل كمد بروم. من هم حرفش را باور كردم. فريبم داد تا وارد كمد شوم و همان جا زندانيام كرد.
فكر ميكني قصد داشت دختر ديگري را به آن خانه بياورد؟
آره. همان روز كه مرا داخل كمد حبس كرد، محبوبه را به خانه آورد، اما محبوبه آن قدر مقاومت كرد كه سعيد با پيچگوشتي به سرش زد و او كشته شد. بعدا سعيد جسد محبوبه را داخل كمد كناري من گذاشت.
از كجا متوجه شدي كه سعيد، محبوبه را با پيچگوشتي به قتل رساند؟
سعيد اكثرا با پيچ گوشتي ما را شكنجه ميكرد. وقتي او را دستگير كردند و پرونده تشكيل شد متوجه شديم سعيد، محبوبه را با پيچ گوشتي كشته است.
زهرا آن روز كه سعيد محبوبه را كشت، تو صداي محبوبه را ميشنيدي؟
آره. محبوبه جيغ ميزد و لهجه مشهدي داشت.
در مدتي كه سعيد جسد محبوبه را داخل كمد كناري تو گذاشت، بوي تعفن جسد اذيتت نميكرد؟
نه، خيلي متوجه بو نبودم.
اعتياد هم داشتي؟
نه. مجبور بودم آن شرايط سخت را تحمل كنم.
در اين هشت ماهي كه داخل كمد بودي، سعيد به تو آب و غذا ميداد يا اينكه اجازه داشتي براي رفتن به سرويس بهداشتي از كمد خارج شوي؟
نه، نه آب و غذا ميداد و نه اجازه ميداد براي رفتن به دستشويي از كمد بيرون بيايم. همان جا كارم را انجام ميدادم؛ چارهاي نداشتم. تنها گاهي اوقات كه سعيد و خواهرش خارج از خانه بودند ساناز در كمد را باز ميكرد و من از پسماندههاي غذاها و هرچيزي كه گير ميآوردم ميخوردم.
زهرا در اين هشت ماه، سعيد به تو سر هم ميزد؟
بعضي وقتها در كمد را باز ميكرد و ميگفت؛ اگر صدايت دربيايد، مثل سگ ميكشمت.
به غير از تو ساناز هم آنجا بود؛ گفتي هر از گاهي او را ميديدي؟ ساناز در كمد ديواري را باز ميكرد؟
آره. گاهي وقتها كه سعيد و خواهرش خانه نبودند ساناز در كمد را باز ميكرد و ما يواشكي همديگر را ميديديم و با هم حرف ميزديم.
بعد از اينكه پليس خانه را شناسايي كرد، سرنوشت تو و ساناز چه شد؟
به خاطر قتلي كه در آن خانه اتفاق افتاده بود ما را به زندان فرستادند. بعد از يك ماه آزاد شديم، اما از زمان آزاديام ديگر از ساناز خبري ندارم. مرا به بهزيستي فرستادند و سه سال آنجا بودم، اما حالا از زندگيام راضي هستم.
زهرا، بدترين خاطرهات از خانه سعيد ايرواني چيست؟
همهچيز آن خانه وحشتناك بود. سعيد با پيچگوشتي شكنجهام ميكرد و اين بدترين خاطرهاي است كه از آن روزها به ياد دارم. هنوز جاي ضربههايي كه با پيچگوشتي به من زده روي صورتم باقي مانده است.
اپيزود دوم: محبوبه؛ زني كه با ضربات پيچ گوشتي به قتل رسيد
«محبوبه.ي»، زن ۳۰ سالهاي بود كه بنا بر اظهارات وكيلش در همان ابتداي ورود به خانه سعيد ايرواني بر اثر ضربات پيچگوشتي به سر جان خود را از دست ميدهد؛ قتلي كه به يكي از مهمترين بخشهاي پرونده موسوم به «خانه وحشت» تبديل و ايرواني به اعدام محكوم ميشود. با اين حال سعيد ايرواني هفته گذشته بنا به دلايلي نامشخص حكم اعدامش اجرا نميشود. مادر محبوبه در پاسخ به اينكه آيا سعيد ايرواني رضايت خانواده را جلب كرده و اعدام نشده به «اعتماد» ميگويد: «ما رضايت ندادهايم و قصد رضايت دادن هم نداريم. او خيلي كارهاي ديگر هم انجام داده و فقط قتل نبوده است.»
همچنين «سعيد قديمي» وكيل خانواده مقتول درباره عدم اجراي حكم اعدام و جزييات پرونده به «اعتماد» ميگويد: «بعيد ميدانم اين فرد اعدام نشود. سعيد ايرواني علاوه بر قتل، مرتكب جرم تجاوز به عنف نيز شده است. توبه شرايط دارد؛ كسي كه مرتكب قتل شده و حكمش قصاص است چگونه ميتواند با نوشتن توبهنامه توبهاش را به تاييد برساند؟ بنده گمان ميكنم توقف اجراي حكم اعدام دلايل ديگري دارد. سعيد ايرواني از نظر روحي و رواني مشكلات شديدي داشت. حتي زماني كه وارد سالن دادگاه شد بدون دليل شروع به فحاشي به حاضران و وكلا كرد. دادگاه براي او حكم اعدام صادر كرد و او به دو حكم اعدام محكوم شد؛ در اين پرونده اتهامات قتل و تجاوز به عنف مطرح بوده است، اما سعيد ايرواني پيش از اين نيز پروندهاي با موضوع تجاوز به عنف داشته كه در جريان رسيدگي به پرونده جديد درباره آن استعلام گرفته و موضوع مورد تاييد قرار ميگيرد. در آخرين جلسه دادگاه زماني كه قاضي قصد داشت راي نهايي را صادر كند از سعيد ايرواني پرسيد چرا مرتكب اين اقدامات شده است، اما ايرواني اتهامات را انكار كرد. سپس قاضي به او يادآوري كرد كه پيش از اين نيز پرونده ديگري با عنوان تجاوز به عنف داشته است. در جريان رسيدگي به اين پرونده بود كه از سابقه قضايي سعيد ايرواني با اتهام تجاوز به عنف مطلع شديم.»
اين وكيل درباره چگونگي آشنايي محبوبه با ايرواني توضيح ميدهد: «موكل من از همسرش جدا شده بود و به دليل مشكلاتي كه داشت به تهران آمده بود. سعيد ايرواني او را در يكي از پاركها ديده و به سمتش رفته است. از او پرسيده اهل كجاست و محبوبه پاسخ داده كه از مشهد آمده است. سپس ايرواني به او گفته اگر به دنبال مسافرخانه يا مكاني با قيمت مناسب است، ميتواند جايي را به او معرفي كند. معرفي مسافرخانه بهانهاي براي جلب اعتماد دختران و زنان و كشاندن آنها به خانهاش بوده است. سعيد ايرواني با خواهرش هماهنگ بوده و زماني كه محبوبه به خانه رسيده، خواهر ايرواني لباسهاي او را گرفته تا امكان خروج از خانه را نداشته باشد. در واقع خواهر سعيد ايرواني نقش نگهبان آن خانه را بر عهده داشته است. ايرواني به اين زنان تجاوز ميكرد و يكي از دختران را نيز براي چند ماه در كمد حبس كرده بود؛ بهطوري كه حتي اجازه نميداد براي رفتن به سرويس بهداشتي از كمد خارج شود.»
وكيل خانواده مقتول درباره چگونگي وقوع قتل ميگويد: «وقتي محبوبه وارد خانه و متوجه شده خواهر سعيد ايرواني وسايلش را گرفته و در خانه نيز قفل شده، اعتراض كرده است. در پي اين اعتراض، محبوبه با سعيد ايرواني و خواهر او درگير ميشود. در جريان اين درگيري سعيد ايرواني با پيچگوشتي ضرباتي به سر محبوبه وارد كرده و او را به قتل رسانده است. سپس جسد را داخل چند كيسه قرار داده و در كمد گذاشته است. مادر محبوبه بعد از چند روز مفقودي دخترش را اعلام و ميگويد از سرنوشت او اطلاعي ندارد. پس از شناسايي خانه از سوي پليس و كشف جسد، موضوع به خانواده محبوبه اطلاع داده و از آنها خواسته ميشود براي شناسايي جسد مراجعه كنند. خانواده او نيز با مراجعه به پزشكي قانوني هويت دخترشان را شناسايي ميكنند.»
اپيزود آخر: يكي از قربانيان همسر مردي سرشناس در يكي از شهرستانها بوده است
اظهارات يكي از زنان اين خانه بسيار تكاندهنده بوده است؛ اين زن، همسر مردي سرشناس در يكي از شهرستانها بوده كه به همراه فرزند خردسالش براي خريد دارو به تهران آمده و سعيد ايرواني او را ديده است. سعيد ايرواني بعد از دقايقي با چاقو فرزند خردسال اين زن را تهديد و اين زن مجبور شده همراه فرزندش به خانه سعيد ايرواني برود و آنجا محبوس شود. «فاطمه قاضي» وكيل «زهرا و ساناز» در مورد برخي از جزييات مرتبط با قربانيان در اين پرونده به «اعتماد» ميگويد: «سعيد ايرواني اوايل دهه90 در يك درگيري مرتكب قتل ميشود و پرستار مادرش را ميكشد، اما اين قتل غير عمد تشخيص داده ميشود. سعيد ايرواني به عنوان كارگر در مهمانخانهها و مسافرخانههاي حوالي ترمينال جنوب فعاليت ميكرد. او هر از گاهي به راهروهاي اين مراكز سر ميزد و زناني را كه براي يافتن اتاق مراجعه ميكردند و به دليل نبود اتاق خالي يا نداشتن كارت بانكي و مدارك شناسايي با مشكل مواجه ميشدند، زيرنظر ميگرفت و آنها را به عنوان طعمه انتخاب ميكرد. بسياري از اين زنان و دختران در محدوده ترمينال جنوب يا پاركهاي اطراف آن تردد داشتند. ايرواني آنها را شناسايي و به دنبالشان راه ميافتاد و خود را سرهنگ ميلاد فتوحي معرفي ميكرد. او براي هر يك از قربانيان سناريوي خاصي در نظر ميگرفت و با اين ادعا كه ميتوانند به خانهاش بروند و در كنار مادر و خواهر او بمانند، سعي ميكرد اعتمادشان را جلب كند. با اين حال اظهارات زني كه به همراه فرزند خردسالش به تهران آمده بود از روايتي به مراتب هولناكتر حكايت دارد. به گفته اين زن، ايرواني با قرار دادن چاقو در پهلوي فرزندش و تهديد او از طريق كودك، او را وادار كرده كه به خانهاش برود.»
اين وكيل توضيح ميدهد: «يكي از تكاندهندهترين بخشهاي اظهارات اين زن به زماني بازميگردد كه سعيد ايرواني به او تجاوز كرد. بنا بر اظهارات مطرح شده توسط اين زن، خواهر او از اين صحنه فيلمبرداري كرده و تصاوير را بهصورت زنده (لايو) براي شخص ديگري فرستاده است. ما در همان زمان اين احتمال را با آقاي محمد وهابي؛ بازپرس پرونده مطرح كرديم كه شايد موضوع به داركوب مربوط باشد و ماجرا ابعاد پيچيدهتري داشته باشد. اين احتمال را نيز مطرح كرديم كه شايد افرادي از پيش، سفارشهايي براي آزار اين دختران داده باشند؛ با اين حال بازپرس پرونده تأكيد كرد كه هيچ مدرك و مستندي براي اثبات چنين فرضيهاي وجود ندارد. در جريان تحقيقات پليس آگاهي نيز مشخص ميشود كه گوشيهاي تلفن همراه مورد بررسي فاقد كارت حافظه (رم) بودهاند. همچنين چندين كارت ملي در خانه سعيد ايرواني كشف ميشود؛ اما صاحبان اين مدارك هيچگاه مفقودي اسناد هويتي خود را ثبت نكردهاند. هويت اين افراد همچنان براي ما نامشخص مانده و اطلاعاتي در اختيار نداريم كه بتوانيم مشخص كنيم اين مدارك متعلق به چه كساني بوده است.»
قاضي در ادامه ميگويد: «يك روز اين زن براي فرزند خردسالش به شير نياز داشت. به همين دليل كارت عابربانك شوهرش را به سعيد ايرواني ميدهد تا براي كودك شير بخرد. سعيد ايرواني با استفاده از اين كارت در يك سوپرماركت خريد ميكند، اما همين تراكنش بانكي به سرنخي براي پيدا كردن زن مفقود شده تبديل ميشود. شوهر اين زن كه پيشتر مفقودي همسرش را به پليس گزارش كرده بود با پيگيري تراكنشهاي بانكي، سوپرماركتي را كه سعيد ايرواني از آن خريد كرده بود شناسايي ميكند. او به همراه مامور پليس به سوپرماركت ميرود، عكس فرزند خردسالش را به صاحب مغازه نشان ميدهد و ميپرسد آيا زني را همراه اين كودك ديده است؟ كسبه محل كه از سعيد ايرواني ميترسيدند و از او نفرت داشتند، نشاني خانهاش را به آنها ميدهند و ميگويند كودك را در آغوش سعيد ديدهاند. شوهر اين زن به همراه مامور پليس به خانه سعيد ايرواني ميرود و اين زن از آن خانه خارج ميشود؛ اما در آن مقطع راز آن خانه برملا نميشود. سعيد ايرواني زن را بهشدت تهديد ميكند و او ناچار ميشود براي حفظ آبروي خود به شوهرش دروغ بگويد، اما ماجراي ساناز و زهرا متفاوت است»
وكيل دو قرباني ميگويد: «ساناز سه سال در اين خانه گرفتار بوده و زهرا پس از او به آنجا منتقل ميشود. زماني كه سعيد ايرواني و خواهرش در خانه نبودند، ساناز در كمد را باز ميكرد و زهرا از داخل آن بيرون ميآمد. من نميتوانم به اين دختران «فراري» بگويم؛ چراكه سعيد ايرواني ابتدا آنها را اغفال ميكرد و سپس به خانه خود ميكشاند. زهرا گذرنامه گرفته بود تا براي كار خياطي به تركيه برود، اما سعيد ايرواني همان روز با ترفند او را به خانهاش كشانده است. پيش از آنكه پليس اين خانه را شناسايي كند دختر ديگري نيز از پنجره خانه به بيرون ميپرد و فرار ميكند. يكي از همسايهها متوجه فرار اين دختر ميشود و موضوع را به پليس اطلاع ميدهد، اما متاسفانه ماموران به محل مراجعه نميكنند. تا اينكه در جريان اجراي طرح رعد براي شناسايي و دستگيري سارقان، ماموران كلانتري ابوسعيد به اين خانه ميرسند. آنها به اين خانه مشكوك ميشوند و به داخل ميروند و ساناز را در گوشهاي از خانه و زهرا را در داخل كمد پيدا ميكنند.»
قاضي همچنين ميگويد: «فيلم لحظه ورود پليس به خانه سعيد ايرواني منتشر شده و انتشار اين فيلم نقش مهمي در روند رسيدگي به پرونده داشته است. وگرنه قضات به سختي باور ميكردند كه زهرا هشت ماه داخل كمد حبس بوده، اما زنده مانده است. انتشار اين تصاوير به درك بهتر شرايطي كه اين دختر در آن گرفتار شده بود كمك كرد؛ سعيد ايرواني اين دختران را عريان نگه ميداشت تا امكان خروج از خانه را نداشته باشند. او همچنين يك شي از سقف آويزان كرده بود و به آنها ميگفت اين وسيله دوربين است. يكي از نكات قابل توجه در روايتهاي مطرح شده درباره رفتارهاي ايرواني استفاده مكرر او از پيچ گوشتي براي شكنجه و آزار دختران بوده است. او صورت زهرا را با پيچ گوشتي قلوه كن كرده و از همين وسيله براي شكنجه دختران استفاده ميكرد. سعيد ايرواني حتي محبوبه را نيز با ضربات پيچگوشتي به قتل رسانده و مشخص نيست چه عاملي در شكلگيري اين رفتار خشونتآميز و استفاده مكرر او از پيچ گوشتي نقش داشته است. با وجود گذشت حدود پنج سال از اين ماجرا و قطعي شدن حكم اعدام سعيد ايرواني هنوز نميدانيم چرا حكم او اجرا نميشود.»