راهيابي به مونيخ مغفول ماندن در ايران
هدا حدادي
كتاب «اين هميشهها و بيشهها»، گزيدهاي از اشعار محمدرضا شفيعي كدكني با تصويرگريهاي من، منتشرشده ازسوي نشر ميرماه در سال ۱۴۰۴، در رويداد و جايزه تصويرگري «اگر ميشد صدا را ديد» كه به تصويرگري اشعار همين شاعر اختصاص دارد، كاملا ناديده گرفته شده است؛ نه اثري از تصاوير كتاب در نمايشگاه هست، نه نشستي براي معرفي آن برگزار ميشود و نه حتي نام برده ميشود. اين درحالي است كه كتاب، به فهرست معتبر كلاغ سفيد مونيخ ۲۰۲۶ راه يافته و كتابي مستقل و تصويرگري شده براساس اشعار شفيعي كدكني در ايران است.
مساله صرفا غيبت يك كتاب نيست، بلكه روندي چند ماهه از وعده، تعويق و تغيير دلايل است. پيشنهاد برگزاري نشستي درباره كتاب از طرف من به اين رويداد ارايه شد و ابتدا با استقبال روبهرو شد. سپس برگزاري آن به بعد از افتتاح نمايشگاه موكول شد؛ بعد وعده نشستي مستقل داده شد و بر برگزاري آن تاكيد شد، اما سرانجام، در روز افتتاحيه، اعلام شد كه نشستي در كار نيست، زيرا كتاب «نوجوانانه» است و رويداد براي مخاطب بزرگسال تعريف شده است.
اين درحالي است كه اثري ديگر از اينجانب به عنوان مدعو نمايشگاه روي ديوار رفته بود. پس از رد شدن پيشنهاد نشست، درخواست دادم تا آن تك اثر نيز از ديوار پايين آورده شود.
اين ماجرا برايم پرسشهايي جدي ايجاد كرد: چرا چنين معياري پس از ماهها گفتوگو و معطلي مطرح شده است؟ آيا يك اثر از من روي ديوار با معيارها همخواني دارد ولي برگزاري نشست درباره اين كتاب، ناگهان و پس از چند ماه با معيارها ناهمخوان ميشود؟ آيا تمام آثار پذيرفته شده كه هنوز و تا 15 آبان روي ديوارند منحصرا براي بزرگسالان خلق شدهاند؟
همچنين فاصله گرفتن تدريجي انجمن از هويت تاريخي خود؛ از تغيير نام و نشان انجمن تا موضوع نمايشگاهها، حركت از روايتهاي چندتصويري به آثار منفرد و شيوه انتخاب سخنرانان موضوع پرسشي ديگر است. پرسش اين است كه آيا تلاش براي كسب اعتباري رسميتر و «بزرگسالانهتر»، به انكار بخشي از هويت روايي، كودكانه و تصويرگرانه اين حرفه انجاميده است؟
در ادامه چند سوال بنيادي ديگر برايم مطرح ميشود:
1. چرا هياتمديره قبلي انجمن تصويرگران ايران، با علم به اينكه هفته تصويرگري در آبان ماه به عنوان رويدادي مهم و صنفي در پيش است، با برگزاري رويدادي ديگر با چنين همپوشاني زماني همكاري كرده است؟ و چرا هياتمديره جديد بدون درنظر گرفتن اين مهم، اين همكاري را ادامه داده است؟ آيا پيش از پذيرش اين همكاري، درباره نسبت اين دو رويداد، تاثير احتمالي آنها بر يكديگر و اولويتهاي صنفي انجمن بررسياي صورت گرفته است؟
2. اين تعدد و همپوشاني رويدادهاي تصويرگري، چه دستاورد مشخصي براي جامعه تصويرگران دارد؟ آيا به گسترش فرصتهاي حرفهاي، تقويت «گفتوگوهاي» تخصصي، آسيبشناسي و معرفي آثار و استعدادها منجر ميشود يا ممكن است به پراكندگي ظرفيتها، تداخل برنامهها و كمرنگ شدن رويدادهاي صنفي بينجامد؟ معيار ارزيابي اين دستاوردها چيست؟
3. چرا بيش از بيست پست از صفحه رسمي انجمن تصويرگران به اطلاعرساني و تبليغ اين رويداد اختصاص يافته است؟ براساس چه تصميمي و چه بندي از كدام قرارداد چنين سهمي از ظرفيت رسانهاي انجمن به يك رويداد جانبي اختصاص داده شده و آيا همين فرصت براي معرفي آثار، پروژهها و مسائل صنفي اعضاي انجمن نيز فراهم ميشود؟ چه كسي درباره انتخاب برنامهها، فرصتهاي داده شده و آثار كنار گذاشته شده پاسخگو است؟
4. باتوجه به اينكه كتاب «اين هميشهها و بيشهها» و پيشنهاد نشست مربوط به آن از ماهها قبل به انجمن معرفي شده بود، چرا ظرفيت همين رويداد براي معرفي يك تجربه واقعي و منتشر شده در تصويرگري شعر «معاصر» به كار گرفته نشد؟
5. آيا انجمن تصويرگران صرفا برگزاركننده يا همكار رويدادها و بازوي اجرايي آنهاست يا در قبال محتواي تخصصي، شيوه انتخاب آثار و سخنرانان و فرصتهايي كه براي اعضاي جامعه حرفهاي ايجاد يا از آنها دريغ ميشود نيز مسووليت دارد؟
در پايان اميدوارم كه براي حفظ ارزشهاي حرفهاي اين انجمن كه خانه ما تصويرگران است، در رويدادهاي آتي مسيريابي دقيقتري انجام شود و مهمتر؛ پيش و پس از هر رويداد، امكان گفتوگو، نقد و آسيبشناسي آن به شكلي پويا، براي همه اعضا محقق شود.
* تصويرگر