« اعتماد» در گفتوگو با اميرعلي ابوالفتح بررسي میکند
گشايش ديپلماسي بر مدار آرايش انتخاباتي
تداوم شكافها در مواضع تهران و واشنگتن، محدودسازي نقش ميانجيها و مداخله اسراييل، چشمانداز توافق را با موانع جدي مواجه كرده و احتمال بازگشت به تقابل نظامي و هماهنگي عملياتي واشنگتن و تلآويو عليه ايران را همچنان در محاسبات راهبردي برجسته ميكند. در شرايطي كه تحركات ديپلماتيك تهران، مسكو و اسلامآباد گمانهزنيها درباره احتمال دستيابي به توافق ميان ايران و امريكا را افزايش داده، برخي ناظران بر اين باورند همچنان نشانه روشني از گشايش مسير مذاكرات ديده نميشود. در عين حال و همزمان اختلاف بر سر پرونده هستهاي، مخالفت احتمالي واشنگتن با ورود ميانجيهاي ديگر و نقش اسراييل در معادلات منطقهاي، چشمانداز هرگونه توافقي را با ابهام روبهرو كرده است. به ادعاي برخي تحليلگران در چنين فضايي، احتمال ازسرگيري درگيري نظامي نيز همچنان مطرح است؛ سناريويي كه زمانبندي آن ميتواند با محاسبات انتخاباتي امريكا و اسراييل و هماهنگي نظامي واشنگتن و تلآويو ارتباط داشته باشد. در همين راستا روزنامه اعتماد با اميرعلي ابوالفتح، كارشناس ارشد مسائل امريكا درباره سناريوهاي احتمالي گفتوگو كرده است.
توافق يا زورآزمايي
اميرعلي ابوالفتح، كارشناس ارشد مسائل امريكا در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره چرايي تشديد تحركات ديپلماتيك و حضور مقامات پاكستاني و روسي در تهران طي روزهاي اخير گفت: هر احتمالي وجود دارد و ممكن است در روزهاي آينده يا هفتههاي
پيش رو، خبر دستيابي به توافقي جديد را بشنويم. به بيان ديگر، نميتوان احتمال شكلگيري توافق را به طور كامل منتفي دانست و همچنان اين امكان وجود دارد كه تحركات ديپلماتيك جاري به نتيجهاي مشخص منجر شود. با اين حال، صرف افزايش رفتوآمدهاي ديپلماتيك و انجام رايزنيها به معناي نزديك شدن قطعي طرفين به توافق نيست و بايد ديد اين تحركات تا چه اندازه ميتواند زمينه را براي تغيير شرايط موجود فراهم كند. ابوالفتح در ادامه گفت: با اين حال، من شواهد چنداني در اين زمينه نميبينم، چراكه به نظر ميرسد طرفين به اين جمعبندي رسيدهاند كه در شرايط كنوني، دست بالا را دارند، كمترين آسيبپذيري را متحمل ميشوند و در عين حال، بيشترين آسيب را ميتوانند به طرف مقابل وارد كنند. بر همين اساس، هر يك از طرفين ممكن است تصور كند كه در موقعيت مناسبي براي ادامه تقابل قرار دارد و ميتواند با اتكا به شرايط موجود، امتيازات بيشتري از طرف مقابل بگيرد، به همين دليل ميخواهند شانس خود را در نبردي ديگر و از طريق يك زورآزمايي مجدد امتحان كند. در چنين شرايطي، به نظر ميرسد نتيجه اين نبرد و زورآزمايي ميتواند مسير و كيفيت توافق احتمالي را مشخص كند و بر چشمانداز دستيابي به توافق ميان طرفين تاثير بگذارد. بنابراين، با وجود تداوم تحركات ديپلماتيك، نميتوان اين احتمال را ناديده گرفت كه طرفين پيش از رسيدن به هرگونه توافق، بار ديگر مسير تقابل را در پيش بگيرند. اين كارشناس مسائل امريكا در ادامه با ابراز اميدواري نسبت به جلوگيري از وقوع چنين سناريويي تاكيد كرد كه اميدوار است اين اتفاق رخ ندهد و هر چه زودتر توافقي حاصل شود كه هم نگرانيهاي ايران را برطرف كند و هم نگرانيهاي امريكا را. با اين حال، او شانس چنداني براي دستيابي به چنين توافقي نميبيند و معتقد است موانعي وجود دارد كه ميتواند مسير رسيدن به توافق را دشوارتر كند، به ويژه اينكه در كنار طرفهاي حاضر در مذاكرات، بازيگر سومي نيز در اين ميان حضور دارد كه اگرچه در مذاكرات شركت نميكند، براي آغاز مجدد جنگ عليه ايران بيتابي ميكند. اين بازيگر، اسراييل است؛ عاملي كه ميتواند بر روند تحولات و چشمانداز توافق احتمالي تاثير بگذارد. از اين منظر، فشارهايي كه ازسوي اين رژيم وارد ميشود، ممكن است شرايط را پيچيدهتر كند و درنهايت، احتمال دستيابي به توافق را بيش از پيش كاهش دهد.
ميانجيگري در بنبست ارادهها
ابوالفتح در ادامه ارزيابي خود از تشديد تحركات ديپلماتيك مسكو و گمانهزنيها پيرامون نقشآفريني اين بازيگر در ميانه شكافهاي هستهاي موجود ميان تهران و واشنگتن به «اعتماد» گفت: به اين نكته توجه داشته باشيم كه مساله، ضعف ميانجيها نيست؛ كشورهاي بسياري در حال تلاش براي ميانجيگري هستند، هر چند نام برخي از آنها بيشتر در رسانهها مطرح شده است. پيشتر نيز كشورهايي مانند پاكستان در اين زمينه نقشآفريني كردهاند. البته برخي كشورها بدون آنكه رسما به عنوان ميانجي شناخته شوند، تلاشهايي را در اين مسير انجام ميدهند.
به گفته ابوالفتح اما روسيه روابط بسيار نزديكي با ايران دارد و تحولات منطقه نيز براي اين كشور حائزاهميت است. ازسوي ديگر، گشايشي نسبي در روابط شخصي ترامپ و پوتين ايجاد شده و طبيعي است كه روسها نيز تمايل داشته باشند در اين روند نقشآفريني كنند. اين كارشناس مسائل امريكا در ادامه خاطرنشان كرد: با اين حال، به نظر ميرسد امريكا اجازه ورود كشورهاي ديگر به روند مذاكرات را نميدهد. شرايط كنوني مانند دوران رياستجمهوري اوباما نيست كه امريكا به رويكردي جمعي باور داشته باشد و گروه ۱+۵ شكل بگيرد تا همه كشورها پشت ميز مذاكره بنشينند. در حال حاضر، امريكا نه به اروپاييها اجازه دخالت ميدهد، نه چينيها و نه روسها. من نميدانم در مذاكرات غيرعلني چه گذشته است، اما بعيد ميدانم در اين زمينه گشايشي ايجاد شده باشد. ابوالفتح همچنين يادآور شد: البته در رسانهها گمانهزنيهايي درباره موضوعاتي مانند اورانيوم ۶۰درصدي مطرح ميشود؛ ازجمله اينكه روسيه مايل است جهت خروج اورانيوم از ايران كمك كند. البته مشخص نيست طرحي كه در رسانهها درباره آن گمانهزني شده، واقعا پيشنهاد روسيه باشد يا خير. با اين حال، به نظر من نه ايران چنين طرحي را ميپذيرد و نه امريكاييها به آن رضايت ميدهند. حتي اگر ايران با انتقال اورانيوم از طريق روسيه موافقت كند، بازهم مساله به پايان نميرسد. بنابراين، اگر روسيه واقعا چنين طرحي را نيز پيشنهاد كرده باشد، مانند بسياري از طرحهاي ديگر، شانس چنداني براي موفقيت نخواهد داشت؛ مگر آنكه اراده دوطرف اصلي درگيري، يعني امريكا و اسراييل از يكسو و ايران ازسوي ديگر، تغيير كند. به گفته اين تحليلگر مسائل امريكا، اگر جهتگيري كلان و اراده طرفهاي درگير تغيير كند، ميتوان به موفقيت چنين تلاشهايي اميدوار بود، در غير اين صورت بعيد است روسيه بتواند كاري از پيش ببرد، درحالي كه كشورهاي كوچك و بزرگ بسياري پيش از اين براي حلوفصل اين مساله تلاش كردهاند، اما به نتيجه نرسيدهاند.
نتانياهو، ترامپ و محاسبات پرريسك
اميرعلي ابوالفتح در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» درباره ادعاي نتانياهو مبني بر بازتعريف راهبرد امنيتي اين رژيم و تاكيد او بر حمله پيشدستانه گفت: پيشبيني در اين زمينه دشوار است، اما به همان اندازه كه دستيابي به توافق محتمل است، احتمال وقوع جنگ نيز وجود دارد و به واقع نميتوان درباره هيچيك از اين دو سناريو با قطعيت اظهارنظر كرد. به نظر ميرسد باتوجه به حمايتي كه ترامپ اخيرا از نتانياهو درخصوص انجام حملاتي عليه كشورمان انجام داده و همچنين شواهدي كه از تقويت موقعيت نتانياهو در انتخابات حكايت دارد، احتمال پيروزي او در انتخابات و تاثير اين مساله بر محاسبات طرفين را نميتوان ناديده گرفت. در چنين شرايطي، ريسك آغاز جنگي عليه ايران، مشابه حمله قبلي امريكا، همچنان مطرح است و نميتوان احتمال تكرار چنين سناريويي را منتفي دانست. به باور اين كارشناس ارشد مسائل امريكا، با اين حال، اگر قرار باشد اتفاقي در اين زمينه رخ دهد، شايد زمان آن به بعد از انتخابات امريكا موكول شود؛ چراكه ازسرگيري درگيري با ايران ميتواند بر نتايج انتخابات امريكا تاثير منفي بگذارد. در واقع، هرگونه تشديد تنش نظامي با ايران ممكن است پيامدهايي براي موقعيت سياسي دولت امريكا به همراه داشته باشد و محاسبات انتخاباتي جمهوريخواهان را تحتتاثير قرار دهد. ترامپ نيز نميخواهد مسوول شكست احتمالي جمهوريخواهان شناخته شود و از اين منظر، زمانبندي هرگونه اقدام احتمالي ميتواند براي او اهميت داشته باشد. بر همين اساس، حدس من اين است كه پيش از انتخابات اسراييل اتفاقي رخ ندهد. با اين حال، پيشبيني قطعي درباره زمان و چگونگي تحولات پيش رو دشوار است و همچنان بايد احتمال وقوع سناريوهاي مختلف را درنظر گرفت.
ايران در كانون رايزنيهاي نظامي
امريكا و اسراييل
اين كارشناس مسائل امريكا در ادامه و در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» درباره سفر از پيش تعيين نشده پيت هگست، وزير جنگ امريكا به تلآويو و ديدار او با بنيامين نتانياهو گفت: بسياري از رفتوآمدهاي ديپلماتيك و سفرهاي مقامات كشورها در شرايط كنوني، متأثر از جنگ و حمله امريكا به ايران يا با هدف مديريت اين موضوع انجام ميشود. در واقع، تحولات مرتبط با ايران و پيامدهاي ناشي از تقابل ميان تهران و واشنگتن، در شرايط فعلي بر بخش قابلتوجهي از رايزنيهاي ديپلماتيك و ديدارهاي مقامات تاثير گذاشته است. طبيعتا زماني كه بحث ديدار وزير جنگ امريكا و نخستوزير اسراييل مطرح است، مساله ايران يكي از محورهاي اصلي اين ديدار خواهد بود. البته ممكن است موضوعات ديگري نيز در چارچوب روابط دوجانبه امريكا و اسراييل مورد بحث و بررسي قرار بگيرد، اما محور اصلي به ايران و راهبردي بازميگردد كه دوطرف قصد دارند درقبال آن در پيش بگيرند. از اين رو، بررسي اهداف اين سفر بدون در نظر گرفتن تحولات مرتبط با ايران و تصميمات احتمالي واشنگتن و تلآويو در اين زمينه، تصوير كاملي از اهميت اين ديدار ارايه نميدهد. ابوالفتح در ادامه با اشاره به ضرورت هماهنگي ميان واشنگتن و تلآويو در صورت تصميم به اقدام نظامي عليه ايران گفت: اگر قرار باشد حملهاي صورت بگيرد، اين اقدام در هماهنگي كامل ميان واشنگتن و تلآويو انجام خواهد شد. اين سفر نيز در همين چارچوب قابل ارزيابي است؛ بدان معنا كه دوطرف ميخواهند درباره ابعاد مختلف ماجرا و نحوه پيشبرد آن، به اصطلاح، هماهنگيهاي لازم را انجام دهند. در چنين شرايطي، موضوعاتي ازجمله اصل انجام حمله، چگونگي اجراي آن و شكل احتمالي عمليات ميتواند در كانون رايزنيهاي دو طرف قرار بگيرد؛ اينكه آيا قرار است حملهاي صورت بگيرد، حملهاي دريايي در دستور كار باشد يا عمليات ترور انجام شود. به بيان ديگر، در صورت حركت به سمت گزينه نظامي، هماهنگي ميان امريكا و اسراييل درباره نحوه اقدام و ابعاد مختلف آن اهميت خواهد داشت.