دستيار اجتماعي رييسجمهور :
به فکر جایگزین برای اعتیاد تفریحی باشیم
دبير علمي كنگره دانش اعتياد: عوامل استرسزا ميتواند نسل به نسل منتقل شود و در آسيبپذيري افراد در برابر اعتياد نقش داشته باشد
گروه اجتماعي| دستيار اجتماعي رييسجمهور كاهش اتكاي افراد به نهادهاي مدني و تضعيف شبكههاي حمايتي قابل اعتماد در جامعه را از عوامل مرتبط با گرايش به اعتياد دانست و گفت كه اعتياد يك مساله فردي نيست بلكه بر خانواده، تابآوري اجتماعي و آينده جامعه نيز تاثير ميگذارد و براي بررسي اعتياد، اتكا به اعداد و ارقام شيوعشناسي، براي شناخت اين پديده كافي نيست چون حتي اگر نرخ شيوع، تغيير محسوسي نداشته باشد، ممكن است الگوي مصرف مواد و دلايل اجتماعي گرايش افراد به اعتياد تغيير كرده باشد.
علي ربيعي كه ديروز در مراسم افتتاح كنگره دانش اعتياد صحبت ميكرد، افزود: «در يكي از جلسات بررسي آسيبهاي اجتماعي كه با حضور تصميمگيران كشور برگزار شده بود، تاكيد بر اولويت حاشيهنشيني و ارتباط اين پديده با موضوعاتي مثل طلاق و اعتياد بود. در آن زمان وزير رفاه بودم و اجازه صحبت خواستم و گفتم، من آسيب نيستم بلكه وزير هستم و فرزند محله جواديه هستم. تعدادي از كشتهشدگان دي ماه هم از بچههاي جنوبغربي تهران بودند. اعتيادي كه در سطح خيابان مشاهده ميشود، تنها بخشي از واقعيت اين پديده است. مسائلي مانند تغيير الگوي مصرف، افزايش سهم زنان در ميان مصرفكنندگان و كاهش سن شروع مصرف نيز بايد بررسي شوند. لازم است ارتباط ميان وضعيت اشتغال و مصرف مواد با دقت بيشتري مورد مطالعه قرار گيرد. مبارزه با مواد مخدر نبايد متوقف شود، اما بايد بپذيريم كه در برخي زمينهها درجا زدهايم و لازم است شيوه مواجهه خود را اصلاح كنيم. در يكي از سنجشهاي انجام شده در آذر ماه ۱۴۰۴، ارتباط ميان تجربه خشم و مصرف الكل و مواد بررسي شده است. براساس ارقام ارايه شده در اين بررسي، ميزان گزارش مصرف الكل در ميان افرادي كه خشم را تجربه نكرده بودند، ۱۸درصد و در ميان افرادي كه تجربه خشم زيادي داشتند، ۲۱درصد بود. در اين بررسي، ميزان گزارش مصرف مواد مخدر در ميان افرادي كه خشم را تجربه نكرده بودند، 5درصد و در ميان افرادي كه تجربه خشم داشتند، ۸.۵درصد گزارش شد. اين ارقام به تنهايي رابطه علت و معلولي ميان خشم و مصرف مواد را اثبات نميكنند اما ميتوانند تلنگري براي توجه بيشتر به ابعاد رواني و اجتماعي اعتياد و انجام مطالعات عميقتر در اين زمينه باشند. بررسي ارتباط ميان وضعيت رواني افراد، احساس نااميدي و گرايش به مصرف مواد هم مهم است. يكي ديگر از موضوعات مهم اين است كه آيا اعتياد در برخي گروهها جايگزين كاركردهاي نشاطآور و فعاليتهاي اجتماعي شده يا خير. اگر نهادهاي فرهنگي و اجتماعي نتوانند كاركردهاي خود را بهدرستي ايفا كنند، ممكن است افراد براي تخليه فشارهاي رواني و عاطفي به مسيرهاي ديگري روي بياورند. بايد بررسي كنيم كه چرا برخي افراد به سمت مصرف الكل يا مواد مخدر گرايش پيدا ميكنند و چه عوامل اجتماعي در اين انتخاب نقش دارند. نميتوان بدون شناخت زمينههاي شكلگيري اين رفتارها، صرفا با برخوردهاي مقابلهاي انتظار داشت مساله به طور پايدار حل شود. بايد بررسي كنيم كه چه عواملي موجب ميشود برخي افراد به مصرف مواد روي بياورند و چه جايگزينهايي ميتوان براي پاسخگويي به نيازهاي آنان فراهم كرد. تحريمها و فشارهاي ناشي از آن ميتوانند هزينههاي اجتماعي را افزايش دهند و آثار اين فشارها بر نسلهاي مختلف بايد مورد توجه قرار گيرد. در سياستگذاريهاي مرتبط با اعتياد لازم است شرايط اجتماعي و اقتصادي جامعه و تاثير آن بر زندگي افراد نيز بررسي شود.»
مهران ضرغامي كه دبير علمي نوزدهمين كنگره دانش اعتياد است هم ديروز با هشدار نسبت به پيامدهاي رواني و اجتماعي جنگ و بيثباتيهاي اقتصادي گفت: «شايد مناسبترين تعبير براي آنچه امروز با آن مواجه هستيم، تروما باشد. ما بمبها را ديدهايم، اما حتي افرادي كه مستقيما در معرض انفجار قرار نگرفتهاند، ممكن است همچنان در انتظار وقوع آن باشند. اگر از امروز براي پيامدهاي اين شرايط فكري نكنيم، در آينده با مشكلات بهمراتب بيشتري مواجه خواهيم شد. احساس ناامني، اضطراب، بيخوابي و مشكلات رواني ناشي از اين شرايط، در كنار مشكلات اقتصادي كه جامعه با آنها دستوپنجه نرم ميكند، ميتوانند افراد را به سمت راهكارهايي براي تسكين سريع و كوتاهمدت رنج و فشار رواني سوق دهند. مصرف مواد يكي از پديدههايي است كه مطالعات علمي بارها به ارتباط آن با عوامل استرسزا و مشكلات روانشناختي پرداختهاند. اضطراب، احساس ناامني و ساير فشارهاي رواني ميتوانند آسيبپذيري افراد در برابر اعتياد را افزايش دهند و آثار برخي عوامل استرسزا نيز ممكن است در سالهاي آينده و حتي در نسلهاي بعدي آشكار شود. اگرچه نميتوان براي همه افراد يك مسير يكسان درنظر گرفت، اما شواهد علمي نشان ميدهند عوامل استرسزا ميتوانند در آسيبپذيري افراد در برابر مشكلات رواني و بهتبع آن، اعتياد نقش داشته باشند. نكته مهم اين است كه پيامدهاي عوامل استرسزا لزوما به همان دورهاي كه فرد آنها را تجربه ميكند، محدود نميشوند و ممكن است آثار آنها در سالهاي بعد نيز آشكار شود.شواهدي وجود دارد كه نشان ميدهد پيامدهاي برخي عوامل استرسزا ممكن است به نسلهاي بعدي نيز منتقل شود. بر اين اساس، حتي افرادي كه هنوز متولد نشدهاند، ممكن است تحتتاثير شرايط و تجربههاي والدين خود قرار گيرند و پس از تولد، در مقايسه با ديگران، آسيبپذيري بيشتري در برابر برخي مشكلات رواني داشته باشند. از اين رو، بررسي پيامدهاي بلندمدت جنگ و ساير عوامل استرسزا اهميت ويژهاي دارد.»
در مراسم افتتاحيه اين كنگره علمي همچنين رضا ملكزاده كه عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران و وزير سابق بهداشت بوده است، با اعلام نتايج تحقيقي كه به همراه همكارانش درباره سرطانزايي ترياك انجام داده،گفت: «مصرف مداوم اين ماده با افزايش ۶۹درصدي خطر مرگ زودرس همراه است و نتايج پژوهشها از نقش مصرف ترياك در افزايش خطر ابتلا به سرطانهاي مختلف حكايت دارد. ترياك حاوي بيش از ۲۵ نوع تركيب شيميايي از گروه آلكالوئيدهاست كه در بروز آثار و عوارض اين ماده نقش دارند. مورفين يكي از مهمترين و فراوانترين تركيبات ترياك است كه حدود ۱۰ تا ۱۲درصد آن را تشكيل ميدهد و ميتواند با بروز عوارضي ازجمله مشكلات تنفسي و ريوي، اختلالات قلبي و در موارد شديد، اغما همراه باشد. مطالعات آزمايشگاهي و حيواني نشان دادهاند كه برخي تركيبات موجود در ترياك خام (ماده صمغ مانند خشك شده حاصل از خشخاش) ازجمله مورفين، ممكن است بر رشد و تهاجم سلولهاي سرطاني تاثير بگذارند. همچنين، برخي پژوهشها از امكان تاثير اين تركيبات بر عملكرد سيستم ايمني بدن حكايت دارند. سوخته ترياك (باقي مانده حاصل از دود كردن ترياك خام) نيز ميتواند حاوي مقادير بالايي از تركيبات سرطانزا، ازجمله هيدروكربنهاي آروماتيك چندحلقهاي باشد. برخي از اين تركيبات توانايي آسيبرساندن به سلولهاي سالم و افزايش خطر ابتلا به سرطان را دارند. در يكي از مطالعات انجام شده، ميزان برخي تركيبات سرطانزا در ادرار افرادي كه ترياك مصرف ميكردند، اندازهگيري شد. نتايج نشان داد كه اين تركيبات در مصرفكنندگان ترياك، چه افرادي كه آن را بهصورت تدخيني مصرف ميكنند و چه افرادي كه آن را بهصورت خوراكي استفاده ميكنند، وجود دارد.»
ملكزاده افزود: «در فاصله سالهاي ۱۹۶۸ تا ۱۹۷۱، سامانه ثبت سرطان در استان گلستان راهاندازي شد و بررسيها نشان داد كه ميزان بروز سرطان مري در اين منطقه، در مقايسه با بسياري از نقاط جهان، بالا است. در مطالعات اوليه، مصرف ترياك در ميان ساكنان اين منطقه به عنوان يكي از عوامل احتمالي مرتبط با اين وضعيت مورد توجه قرار گرفت. در سالهاي بعد، پژوهشهاي طولانيمدت در استان گلستان، ازجمله مطالعاتي با مشاركت حدود ۵۰ هزار نفر و بررسي مصرف ترياك در ميان هزاران نفر از شركتكنندگان، زمينه مناسبي براي بررسي ارتباط اين ماده با بيماريها و مرگومير فراهم كرد. در يكي از مطالعات بزرگ هم حدود ۲۰۰ هزار نفر در ۱۸ استان كشور مشاركت داشتند. چنين مطالعاتي امكان بررسي ارتباط مصرف ترياك با پيامدهاي سلامت را در جمعيتهاي بزرگ و طي دورههاي زماني طولاني فراهم ميكنند. براساس نتايج ارايه شده در اين مطالعات، مصرف مقادير بالاي ترياك با افزايش حدود سهبرابري خطر سرطان همراه بوده است. برآوردهاي حاصل از اين پژوهشها نشان ميدهد كه حدود ۱۴درصد از مرگهاي زودرس مورد بررسي، در صورت توقف مصرف ترياك، قابل پيشگيري بودهاند.»
محمد زارعي؛ قائممقام دبيركل ستاد مبارزه با موادمخدر از ديگر سخنرانان مراسم افتتاحيه كنگره علمي دانش اعتياد بود كه از پيگيري استفاده از گونه شقايق اليفرا براي تامين مواد اوليه موردنياز صنايع داروسازي خبر داد و گفت: لازم است بهصراحت اعلام كنم كه مقابله با هرگونه كشت غيرمجاز خشخاش همچنان از اولويتهاي ستاد و دستگاههاي مقابلهاي است. در موضوع مواد اوليه مورد استفاده براي توليد داروهاي مخدر پايه، نبايد موضوعات با يكديگر خلط شوند؛ كشت خشخاش در كشور مجوزي ندارد و همچنان ممنوع است و دستگاههاي مقابلهاي با آن برخورد جدي ميكنند. پيش از اين بخشي از مواد اوليه موردنياز شركتهاي داروسازي از محل كشفيات موادمخدر تامين ميشد، اما اين روش با دو مشكل اساسي مواجه بود؛ نخست، آلودگي مواد كشفشده و مشكلات مرتبط با آن بود كه بر كيفيت مواد اوليه و داروهاي توليدي تاثير ميگذاشت. دوم، تغيير الگوي كشت در كشور همسايه، افغانستان بود كه وضعيت كشفيات موادمخدر و درنتيجه امكان تامين مواد اوليه از اين مسير را تحتتاثير قرار داد. در پي اين شرايط، وزارت بهداشت با امضاي وزير بهداشت، درباره اين موضوع اعلام نياز كرد و نسبت به كاهش ذخاير راهبردي مواد اوليه موردنياز هشدار داده شد. ستاد نيز پس از انجام بررسيهاي كارشناسي و با استفاده از ظرفيتهاي قانوني، به اين جمعبندي رسيد كه امكان استفاده از گونهاي از گياه شقايق اليفرا براي تامين مواد اوليه موردنياز در توليد داروهاي مخدر پايه بررسي و دنبال شود. هم ظرفيتهاي قانوني كشور و هم ضرورت تامين نيازهاي دارويي مورد توجه قرار گرفت. در جلسه ستاد اين موضوع به تصويب رسيد تا امكان كشت و برداشت اين گياه براي تامين مواد اوليه دارويي فراهم شود. در كشور گونههايي وجود دارند كه ميتوان از آنها در صنايع مختلف، ازجمله نساجي استفاده كرد و از اين طريق زمينه ايجاد ارزش افزوده و درآمدزايي را فراهم آورد. يكي از اين موارد، شاهدانه صنعتي است كه با گونههاي مورد استفاده براي توليد موادمخدر تفاوت دارد. به دلايل مختلف، از ظرفيت كشت اين گياه در كشور استفاده نشده بود. درحاليكه كشورهايي مانند پاكستان از محل كشت گونههاي صنعتي آن درآمد قابلتوجهي كسب ميكنند، ايران نيز ميتواند با رعايت ضوابط و مقررات مربوط، از اين ظرفيت بهره ببرد. مجوزهاي مربوط به اين موضوع نيز صادر و ابلاغ شده است. شقايق ايراني نيز ازجمله گونههايي است كه در كشور وجود دارد و ميتواند ظرفيتهايي براي تامين مواد اوليه دارويي داشته باشد. در اين زمينه نيز مجوزهاي لازم صادر شده است.