ادامه از صفحه اول
ايرانيان و اعتراضهاي فرانسه
گفتمان مهاجرت و بازتوليد روايت راست افراطي: در كمال تعجب، برخي تريبونهاي رسمي با بازنشر مواضع چهرههايي چون دونالد ترامپ، بر اين گزاره تاكيد كردند كه «فرانسه در آتش كينه مهاجران ميسوزد». اين نگاه، بحرانهاي ساختاري نئوليبرالي را به مسالهاي هويتي و نژادي تقليل ميدهد تا شكست همزيستي چندفرهنگي در غرب را اثبات كند.
حاشيهسازي سرگرميمحور: پرداختن به حواشي زرد و پربازديد از ماجراي عجيب «دستگيري پلنگ صورتي» گرفته تا سرقت يادگاري نيمميليون يورويي ليونل مسي از موزه و حمله به بوتيكهاي لوكس خشم معترضان را به فرصتطلبي و غارت تقليل ميدهد و بعد ساختاري اعتصابها را در حاشيه نگه ميدارد.
خوانش رسانههاي غيررسمي و محافل مدني
در نقطه مقابل، آنچه در شبكههاي اجتماعي مستقل، محافل روشنفكري و رسانههاي غيردولتي ايران ديده ميشود، روايتي كاملا متفاوت است. منتقدان و فعالان مدني، ناآراميهاي فرانسه را با رويكردي تطبيقي، انتقادي و تجربهمحور رصد ميكنند:
نگاه تطبيقي به رفتار حاكميتها و جامعه:
كاربران و تحليلگران مستقل، فرانسه را به صحنهاي براي مقايسه رفتاري تبديل ميكنند؛ از نحوه مرزبندي ميان «اعتراض مدني صنفي» و «آشوب و تخريب» گرفته تا نقش سنديكاها، شفافيت آماري و بازتاب مطالبات در رسانههاي آزاد. اين مقايسه، ابزاري براي بازخواني و نقد تجربههاي اعتراضي زيسته شده در داخل كشور فراهم ميكند.
نقد سياستهاي رياضتي:
برخلاف نگاه رسمي كه بحران را صرفا «بينظمي» ميداند، محافل مستقل بر كاهش بودجه عمومي، بحران خدمات درماني و تلاش دولت براي مهار كسري بودجه به قيمت فشار بر طبقات فرودست تاكيد كرده و آن را محصول طبيعي بنبست دولت رفاه ميدانند.
نقد حقوق بشري خشونت پليس:
ناظران مدني ايراني، رفتارهاي خشن پليس فرانسه، استفاده از گاز اشكآور و دستگيريهاي گسترده را از منظر اصول حقوق شهروندي و آزادي تجمعات نقد ميكنند تا يادآور شوند كه ميل ساختار قدرت به امنيتيسازي مطالبات، خطري هميشگي براي جوامع است.
جامعهشناسي نگاه ايراني: فرانسه به مثابه استعاره
چرا اعتراضهاي فرانسه تا اين حد در كانون توجه ايرانيان است؟ پاسخ در مفهوم «اثر آينهاي» نهفته است؛ ايرانيان، چه در دفاع از مواضع رسمي و چه در نقد مدني، درباره پاريس سخن ميگويند تا از تهران بگويند. نهادهاي رسمي در آينه فرانسه، مشروعيت نظم خود و شكنندگي ادعاهاي دموكراتيك غرب را ميجويند؛ اما نهادهاي مدني، امكانپذيري كنش سنديكايي و مرزهاي مقاومت مدني در برابر قدرت را بازمييابند. در نهايت، تقليل اين اعتراضها به دوگانه تبليغاتي «فروپاشي غرب» يا «بهشت دموكراسي»، مانع از فهم جامعهشناختي رخداد است، چون جامعه ايراني از پنجره حوادث فرانسه، بيش از هر چيز با دغدغهها، زخمها و آرمانهاي دروني خويش تسويهحساب ميكند.
منزلت زن از نگاه بنيانگذار (۹)
ميگويند: «در سفري كه خود ما رفتيم پاريس، ايشان (امامخميني) با آن تيزهوشي و دوربينياي كه دارند صريحا و اكيدا گفتند - قبلا هم گفته بودند- شركت خانمها در تظاهرات و راهپيماييها ولو با منع صريح پدران و شوهرانشان مواجه شوند، واجب است. شوهرها و پدرها حق ندارند كه مانع شركت اينها بشوند.» (احمدي افزادي، 1392)
حمايت بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران از زنان و قدرداني از آنها در سخنرانيها و ديدارهايي كه برگزار ميشد، به خوبي مشهود است. در روزهاي نخستين بازگشت امام به وطن در مدرسهاي كه با ايشان ملاقات صورت ميگرفت، كثرت جمعيت به حدي بود كه بعضي مسوولان نگران وضعيت امام شده، تصميم گرفتند ملاقات خواهران را حذف كنند. امام كه متوجه اين مطلب شدند، فرمودند: «زنها سهم افزونتري در انقلاب داشتند، شما ميخواهيد اين نيروي فعال را كه مشوق مردها بودند و تشجيعكننده آنان در ميدان مبارزات از صحنه خارج كنيد.» (حضور زن در شكلگيري انقلاب اسلامي)
صداي ما را بشنويد، ما هم شهروند اين جامعه هستيم
پرسش ما اين است كه اين حمايت چه زماني و چگونه به صورت موثر به دست تمام افراد واجد شرايط ميرسد؟ صرف وجود قانون روي كاغذ نميتواند مشكلات زندگي مردم را حل كند.
از مسوولان كشوري درخواست دارم اجراي قوانين حمايتي را جديتر پيگيري كنند و براي بهبود وضعيت معيشتي، اشتغال و تامين نيازهاي ضروري افراد داراي معلوليت، اقدامات موثر و عملي انجام دهند. همچنين از خيرين و نيكوكاران درخواست ميكنم افراد داراي معلوليت را فراموش نكنند. گاهي يك حمايت بهموقع يا فراهم كردن فرصتي براي كار و درآمد ميتواند تغيير بزرگي در زندگي يك انسان ايجاد كند.
حافظ قرآن و روشندل اهل عمادشهر