• 1405 پنج‌شنبه 30 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6446 -
  • 1405 پنج‌شنبه 30 مهر

وقتي يخ گوش مي‌شود

كامران مشفق آراني

در عمق حدود دو و نيم كيلومتري يخ‌هاي قطب جنوب، جايي كه هرگز يك پرتو خورشيد نرسيده، هزاران چشم شيشه‌اي در تاريكي مطلق نشسته‌اند و منتظر جرقه‌اي هستند كه بيشتر وقت‌ها نمي‌آيد. اين چشم‌ها در واقع چيزي نمي‌بينند، دست‌كم نه آن‌طور كه ما مي‌فهميم، چون آنچه به آنها مي‌رسد نور نيست، ذره‌اي است كه از ميان كره‌زمين گذشته و در يك لحظه نادر، چنان آرام به يخ دست زده كه ردش فقط يك سوسوي آبي است. امسال جايزه نوبل فيزيك به فرانسيس هالتن رسيد، فيزيكدان بلژيكي‌تبار دانشگاه ويسكانسين‌مديسون، براي ساختن همين رصدخانه به نام آيس‌كيوب و كشف نوترينوهاي پرانرژي كيهاني. اما اين جايزه فقط پاداش يك كار مهندسي بزرگ نيست. پرسشي قديمي را زنده مي‌كند، ديدن يعني چه؟! و دانستن تا كجا به ديدن وابسته است؟
ولفگانگ پاولي، فيزيكدان سرشناس، سال ۱۹۳۰ نوترينو را روي كاغذ فرض كرد و بعد احساس كرد كار ناپسندي كرده است، چون ذره‌اي ساخته بود كه به گمان او هيچ‌كس هرگز نمي‌تواند نشانش دهد. نوترينو بار الكتريكي ندارد، جرمش ناچيز است و تقريبا با هيچ چيز كاري ندارد. هر ثانيه حدود شصت ميليارد نوترينو كه از خورشيد مي‌آيند از هر سانتي‌متر مربع پوست شما مي‌گذرند و شما هيچ نمي‌فهميد. ما معمولا ديدن را نوعي برخورد مي‌دانيم؛ نور به چيزي مي‌خورد، برمي‌گردد و به چشم ما مي‌رسد. حالا ذره‌اي را فرض كنيد كه با هيچ چيز برخورد نمي‌كند. به نظر مي‌رسد چنين چيزي از دايره دانستن بيرون است، مثل شبحي كه از ديوار مي‌گذرد و ردي نمي‌گذارد.
اما همين بي‌اعتنايي است كه نوترينو را صادق‌ترين پيك كيهان مي‌كند. نور در راه گير مي‌كند: غبار مي‌خوردش و ابرها و ميدان‌ها پراكنده‌اش مي‌كنند. ذرات باردار كيهاني هم، كه بيش از صد سال است بر سر زمين مي‌بارند، در ميدان‌هاي مغناطيسي كج و معوج مي‌شوند و نشاني خانه‌شان را گم مي‌كنند، براي همين سال‌ها نمي‌دانستيم از كجا آمده‌اند. نوترينو اما مستقيم مي‌آيد. از دل غبار و از كنار ستاره‌ها مي‌گذرد و مثل نامه‌اي كه در راه هيچ دستي بازش نكرده، با نشاني فرستنده به دست ما مي‌رسد. اينجا پرسش وارونه مي‌شود، شايد آنچه «ديدن» مي‌ناميم كامل‌ترين راه شناخت نباشد، فقط دم‌دست‌ترين راه باشد.
ساختن اين گوش (چون ناچاريم اسمش را گوش بگذاريم تا مطلب جا بيفتد) بيشتر شرح ماجراي شكيبايي پژوهشگران است تا اكتشاف. از ۱۹۹۲، كه ژرژ شارپاك جايزه نوبل فيزيك را به تنهايي گرفت، اين جايزه به هيچ تك‌نفري نرسيده بود و اين‌بار رسيده است. آن‌هم براي كاري كه بدون صدها پژوهشگر و مهندس از كشورهاي مختلف، كه سال‌ها زير يخ و پشت ميز كار كردند، هرگز ممكن نمي‌شد. جايزه به نام يك نفر نوشته مي‌شود، اما اين همه يخ را جمعي بزرگ تبديل به گوش كرد. هالتن و همكارانش يك كيلومتر مكعب يخ صاف و كهن را به دستگاه شنيدن تبديل كردند. گاهي، به ندرت، يك نوترينوي پرانرژي به هسته اتمي در يخ مي‌خورد و ذره‌اي پديد مي‌آيد كه در يخ از نور تندتر مي‌دود. هزاران حسگر آويخته بر رشته‌ها اين سوسو را مي‌گيرند. بيشتر پيام‌ها از آن‌سوي زمين مي‌رسند، يعني آشكارساز آسمان نيمكره شمالي را از ميان تمام سياره مي‌شنود و خود زمين بخشي از ابزار مي‌شود. اين فكر اول بيشتر شبيه رويا بود تا برنامه آزمايشگاه، اما سرانجام نخستين پيام‌ها را از كيهاني خواند كه تا آن روز فقط با نور به آن نگاه مي‌كرديم: پيام‌هايي كه برخي ميلياردها سال در تاريكي و سكوت آمده بودند، از سياه‌چاله‌اي عظيم در كهكشاني دوردست و بعدها از صفحه كهكشان خودمان و در دل يخ به پايان سفر رسيدند.
اينجا بايد سراغ هايدگر رفت، فيلسوف آلماني، كه مثال‌هايش عموما ساده‌اند، مانند مثال چكش. تا وقتي با چكش ميخ مي‌كوبيم، خود چكش را نمي‌بينيم. نگاهمان روي ميخ است و ديوار و كاري كه مي‌خواهيم بكنيم و چكش مثل جزيي از دستمان از يادمان مي‌رود. فقط وقتي دسته‌اش بشكند يا گم شود، ناگهان به چشم مي‌آيد. هايدگر مي‌گفت ما جهان را اول از همه با كار كردن و سروكار داشتن مي‌شناسيم، نه با ايستادن بيرون و خيره شدن به آن. آيس‌كيوب هم چكشي است به بزرگي يك كوه. تا درست كار مي‌كند، ستاره‌شناس آن را نمي‌بيند و از «ديدن» يك كهكشان حرف مي‌زند. تازه وقتي حسگري خراب شود يادش مي‌آيد كه ميان او و كيهان يك ابزار ايستاده است. شايد ما هرگز چيزي را فقط تماشا نكرده‌ايم و شناخت هميشه از جنس ساختن و صبر كردن و دست به كار شدن بوده است.
شايد بايد بپرسيم نوترينو شنيدن چه حسي دارد و جوابش ساده است؛ هيچ حسي. هيچ انساني تاكنون يك نوترينوي كيهاني را حس نكرده است. آنچه داريم نمودار است و عدد. يعني ادراك ما به ابزارهايي سپرده شده كه خودشان از جنس ادراك ما نيستند. نوترينو در راه حتي هويتش را هم عوض مي‌كند و ميان سه شكل نوسان مي‌كند، پديده‌اي كوانتومي كه در مقياس كيهان رخ مي‌دهد. 
معناي اين دستاورد براي مرزهاي دانش دوگانه است. از يك‌سو فروتني، ميلياردها سال جهان با پيام‌هايي حرف مي‌زد كه بدن ما براي شنيدن‌شان ساخته نشده بود و چون فقط نور را مي‌ديديم، فكر مي‌كرديم همه گفت‌وگو همان است. ازسوي ديگر اميد، محدوديت حواس ما سقف دانستن نيست. اگر شكيبايي و خيال كنار هم بنشينند، مي‌شود يخ را گوش كرد و سكوت را زبان. آنچه تا امروز شنيده‌ايم شايد فقط اولين ترك بر ديواري بزرگ باشد و پرسشي كه مي‌ماند اين است كه همين حالا چه چيزي از كنار ما مي‌گذرد، بي‌آنكه واژه‌اي براي ديدن يا شنيدنش داشته باشيم و كدام يخِ ديگر منتظر است تا گوش شود.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون
وب گردی
سرویس «چک الکترونیک» در بانک دی راه‌اندازی شد اولین پردیس هوش مصنوعی و فناوری های مالی كشور با سرمایه گذاری بانك ملت در دانشگاه تهران تاسیس می شود ارائه خدمت حساب وكالتی در بانك ملت برای خرید خودروهای وارداتی از طریق سامانه اتونوین توسعه آموزش دیجیتال و مسئولیت اجتماعی همراه اول؛ از توزیع سیم‌کارت نوجوان تا بورسیه ۱۰ هزار دانش‌آموز محروم از تحصیل در «آی‌نو» سرگذشت دومان سهند؛ از تالیف کتاب‌های اقتصادی تا مشاوره سرمایه‌گذاری علائم سرطان مغز استخوان در آزمایش خون چیست؟ بانک ملت بیشترین تسهیلات ازدواج و فرزندآوری را در بین بانک های کشور پرداخت کرد/ اعطای ۳۵.۴ همت تسهیلات طی ۶ ماه به ۱۵۶ هزار متقاضی هزارمین کارآموز؛ نقطه عطف پنج سال فعالیت آکادمی همراه اول انتصاب مدیران جدید چهار منطقه امور شعب / اکبری: چابک‌سازی و بهره‌وری، اولویت بانک ملی ایران است پذیره‌نویسی صندوق سرمایه‌گذاری ارزی «ملی کیمیا» از طریق شعب بانک ملی ایران