بر صدر يا در حاشيه
حسن لطفي
يكي برايم متني ميفرستد و در آن، روز جهاني هنرمند را تبريك ميگويد و در آن با كلامي شيوا ميگويد هنرمند هر جا رود بر صدرنشيند و چه و چه و چه! تبريكش حالخوبكن است و متنش سوالبرانگيز ! اينكه هنرمند را بر صدر مينشانند و رويسرشان ميگذارند و حلوا حلوا ميكنند، راست نيست و جاي شك دارد، بماند ! اين سوال پيش ميآيد اگر بر صدرنشيند و قدرت پيدا كند، هنرمندتر ميشود؟ تاثيرگذارتر ميشود؟ مردم بيشتر به سمتش ميروند و...؟ تاريخ هنر كه چنين سوالهايي را بله جواب نداده! انگار ماندگاري و جا باز كردن در تاريخ هنر بر صدر نشستن را لازمه بقا و جاودانگي و ... را نياز ندارد. براي ماندگار شدن خلاقيت، نزديكي به زمانه خود و در عين حالا دور شدن از فرمهاي هنري مرسوم مهمتر است . گاهي اوقات هم دور شدن از صدر (اگر صدر را بالا رفتن به سمت قدرت و نزديكي به حاكمان بگيريم) لازم بوده و هست . اتفاقي كه برخي زمانهها با طرد شدن توسط كساني كه زر و زور دارند زمينهساز اين طرد شدن و به بالندگي رسيدن در حاشيه ميشود. نمونههایش هم كم نيست. از فيلمسازان و نويسندگان طرد شده توسط سرمداران اتحاد جماهير شوروي بگيريد و به مغضوبان دوره مكارتيسم امريكا و... برسيد. هر چند برخيشان ناگزير به جلاي وطن شدند و عدهاي در تنگدستي روزگار گذراندند اما جاي بهتري در تاريخ سينما، ادبيات، موسيقي و... پيدا كردند . البته بر صدر نشستن را گاهي اوقات ميتوانيم مربوط به رابطه مردم با هنرمندان بدانيم . يعني اين مردم هنرمند را بر صدر مينشانند و... از اين نظر هم ادعاي بر صدر نشستن هنرمندان چندان اثبات شده نيست. گاهي وقتها سليقه عموميتر باعث ميشود تا برخي از هنرمندان ماندگار در تاريخ، در زمانه خود يا توسط گروه عظيمي از مخاطبان هنر جايگاهي پيدا نكنند و... با اين حساب اين صدرنشيني را بايد با ترديد به كار برد . البته مهم هم نيست . شايد براي سلبريتي جماعت و كساني كه بعد اقتصادي هنر برايشان مهم است اعتبار داشته باشد اما براي كساني كه نداري و بيچيزي را ميپذيرند اما زير بار دور شدن از خودشان و هنر مطلوبشان نميروند، به قدر ارزني ارزش ندارد . نميدانم چه شد كه از آنچه در ذهن داشتم به اينجا رسيدم. راستش را بخواهيد وقت شروع نوشته ميخواستم از صدرنشيني هنرمندان به توقيف كتابهاي مجيد برزگر برسم. كتابها را نخواندهام و نميدانم به چه دليل حكم به توقيف آنها دادهاند اما خوب ميدانم با اين اتفاق، مجيد برزگر از صدر تعيين شده توسط شرايط رسمي كنار گذاشته ميشود اما در صدر خوانندگان عامتر يا مردم قرار ميگيرد. دليل داشتن چنين نظري هم تجربهاي است كه در اين چند سال به دست آوردهام. هر بار كتابي توقيف ميشود مشتاقان بيشتري براي مطالعه پيدا ميكند . بر گردم به صدرنشيني هنرمند و متن را با يك پرسش به پايان برسانم . بين صدرنشيني رسمي و غير رسمي (دولتي و مردمي) چه نسبتي است؟ چرا؟