روايتي از نشست «ادبيات و شهر» در كتابسراي راوي
تهران به مثابه جهان در آثار اميرحسن چهلتن
محمد سپيدي
شست «ادبيات و شهر» كه روز جمعه برگزار شد، به آثار اميرحسن چهلتن اختصاص داشت. در اين نشست كه با حضور نويسنده، جمع كثيري از اهالي و علاقهمندان ادبيات داستاني در كتابسراي راوي تهران برگزار شد، گلي امامي، نويسنده و مترجم از وجه تاريخي رمانهاي اين نويسنده و زبان اين آثار گفت. او در بيان مثالهايي براي توضيح داستاني كردن تاريخ به وقايعي از تاريخ معاصر ايران، از جمله كودتاي 28 مرداد، انقلاب 57 و... اشاره كرد كه در داستانهاي چهلتن با زندگي فردي و شخصي شخصيتهاي برساخته او پيوند ميخورد. امامي تاكيد كرد كه چهلتن آدمهاي داستانهاي خود را فارغ از اينكه متعلق به چه طبقهاي از جامعه باشند، خوب و دقيق ميشناسد و به زبان آنها آشناست.
اين نويسنده و مترجم توضيح داد كه چهلتن از اصطلاحات تهران قديم براي ساختن فضا و شخصيتها بسيار موثر بهره برده است. او چهلتن را نويسندهاي فراتر از يك قصهگوي صِرف توصيف كرد و توضيح داد كه نبايد آثار چهلتن را صرفا منحصر به شهر تهران بدانيم، چراكه او مساله تاريخ معاصر را در بستر جغرافيايي تهران به مختصات روايت داستاني درميآورد و دامنه روايتش فراگير است. امامي ابراز تاسف كرد كه با وجود انتشار ترجمه چهلتن به آلماني، انگليسي و... سالهاست اثري از او در ايران منتشر نميشود. در ادامه پنلي با حضور چهلتن و عباس كاظمي، جامعهشناس برگزار شد تا بحثي در خصوص داستانهاي اين نويسنده از منظر جامعهشناسي شهري و حضور تهران در آثارش شكل بگيرد. كاظمي از ويژگيهاي حضور شهر در آثار داستاني، به ويژه ژانر رمان گفت و توضيح داد كه در هنر داستاننويسي شهر به صورت چندلايه روايت ميشود و نويسنده لايههاي مختلف شهر را كه در مديومهاي ديگر مغفول ميماند، به مدد تخيلش ميكاود و روايت ميكند. اين جامعهشناس هم مانند گلي امامي، بر اين باور بود كه چهلتن را نبايد صرفا نويسنده تهران دانست، بلكه جهان آثار او فراتر از جغرافياي شهر تهران است و ميتواند در هر جاي ديگري از دنيا هم خوانده شود.
در ادامه خود نويسنده از جهان داستانهاي خود گفت. چهلتن يادآور شد كه تربيت ذهنياش او را بر آن ميدارد تا به جاي نوشتن از ظاهر آراسته شهر، از زخمهاي نهفته در لايههاي زيرين شهر بنويسد: «وقتي ما زخم خونچكاني در جايي از بدنمان داريم و از آن درد ميكشيم، محال است به اينكه -مثلا- چشمهايمان سالم است، فكر كنيم. اين است كه من با ويتريني كردن ادبيات و صرفا ديدن ظاهر آراسته شهرها مشكل دارم.» او در جايي از حرفهايش به اصطلاح برساخته مطبوعات ادبي يعني «ادبيات آپارتماني» اشاره كرد و آن را اصطلاح درستي دانست كه بر ناديده ماندن «واقعيت»ها دلالت دارد.
در اين نشست همچنين در دو نوبت، بخشهايي از مستند در حال ساختي كه به زندگي و آثار اميرحسن چهلتن اختصاص دارد، پخش شد. در بخشهايي از اين فيلم، مترجمان آثار اين نويسنده از جهان داستاني او و روايتي ميگويند كه اين آثار از ايران معاصر در قالب هنر داستاننويسي ارايه ميدهد.