• 1405 يکشنبه 10 آبان
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6454 -
  • 1405 يکشنبه 10 آبان

افسوس ايرج رحمانپور از نبردي كه در تاريخ مانده

ماهرخ ابراهيم‌پور

با اينكه دلم در غمي عميق مي‌سوزد اما با نشستن در سووشون دايي‌ام بر آن شدم با ياد او شبي پاي نوايي مردي بنشينم كه فولكور لرستان مديون تلاش و فهم او از ميراث اهورايي بخشي از ايران است. جمعه 8 آبان ايرج رحمانپور با تني نحيف و رنجور نواي اهورايي خودش را در فضاي تالار وحدت طنين‌انداز كرد. مرد آواز لرستان و به تعبير برخي حاضران در تالار «حنجره زخمي لرستان» با ترانه‌ها و آهنگ‌هاي شاد و اغلب غمگين شبي خاص را رقم زد. شبي كه يكي از ترانه‌هاي آن عجيب و به يادماندني و پربحث و مناقشه بود. 
او ترانه‌اي را با تاكيد وِيژه و خاصي اجرا كرد كه مضمون آن برگرفته از نبرد رستم و اسفنديار بود و اگر من درست فهميده باشم با تمنايي تاريخي و لحني پر از افسوس خواهان آن بود كه كاش كسي ميانجي مي‌شد و رستم شخصيتي چون اسفنديار را از ميان برنمي‌داشت. قبل از اينكه سراغ مرور اين ترانه بروم بايد بگويم در اغلب ترانه‌هايي كه از لرستان زمزمه مي‌شود يا درباره آن بحث درمي‌گيرد ترانه‌هايي است كه مضموني جنگ‌محور دارند و اغلب مردم لرستان را جنگجو و جنگ‌طلب نشان مي‌دهد. اما رحمانپور با سرودن ترانه‌اي كه خود متن آن را سروده و آهنگ آن را نيز ساخته و تنظيم كرده بود، خط بطلاني بر اين نگاه و ايده قديمي كشيد و با پيش كشيدن بخش خاصي از شاهنامه دريغ و افسوس خود را از مرگ اسفنديار نشان داد. 
او در اين ترانه بر نبود يك ميانجي تاكيد كرد تا ميان رستم و اسفنديار واسطه مي‌شد و اين مرگ جانگداز را رقم نمي‌زد. 
او تير خلاص ميزان تلاطم درد تاريخي خود را با اين مضمون بيان كرد كه درد كشته شدن اسفنديار به وسعت تير آرش در تاريخ و حتي تا به امروز وسعت دارد. حاضران در سالن اغلب انتظار شنيدن ترانه‌هاي شاد استاد رحمانپور را داشتند و شايد انگشت‌شمار كساني بودند كه به قول خودش هر آنچه از قلب عاشق او مي‌تراود حتي دريغش از سوگ اسفنديار شنيدني است.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها