حديث روشني| پيشتازي دموكراتها در نظرسنجيهاي سراسري و رقابتهاي نزديك سنا در هفت ايالت كليدي، انتخابات مياندورهاي امريكا را به آزموني چندوجهي براي دونالد ترامپ و حزب جمهوريخواه تبديل كرده است؛ انتخاباتي كه علاوه بر سنجش ميزان حمايت عمومي از عملكرد رييسجمهوري، ميتواند موازنه قدرت در كنگره و دامنه نظارت قانونگذاران بر دولت را تغيير دهد. در سطح ملي، ميانگين نظرسنجيهاي «ريلكليرپاليتيكس» از برتري ۸،۲درصدي دموكراتها در راي عمومي حكايت دارد، بهطوريكه سهم اين حزب ۵۱،۴درصد و سهم جمهوريخواهان ۴۳،۲درصد برآورد شده است. در نظرسنجي اكونوميست و يوگاو نيز ۴۴درصد پاسخدهندگان انتظار دارند دموكراتها كنترل مجلس نمايندگان را به دست بگيرند، درحالي كه اين رقم براي جمهوريخواهان ۳۱درصد است. در رقابت سنا نيز ۳۹درصد از احتمال آراي بالاي دموكراتها در برابر ۳۶درصد از پيشتازي جمهوريخواهان سخن گفتهاند. با اين همه تصوير رقابتها در هفت ايالت كليدي نيز از فاصله اندك نامزدهاي دو حزب حكايت دارد. براساس نظرسنجي مشترك نيويوركتايمز و موسسه سينا كه از ۲۳ اكتبر تا اول نوامبر انجام شده، دموكراتها در هر هفت ايالت ميشيگان، تگزاس، مين، كانزاس، اوهايو، آلاسكا و آيووا از رقباي جمهوريخواه خود پيش هستند.« عبدال السيد» در ميشيگان با ۱۱درصد و «جيمز تالاريكو» در تگزاس با ۷درصد اختلاف پيشتازند؛ فاصله نامزدهاي دموكرات در مين ۶درصد، در كانزاس و اوهايو ۵درصد، در آلاسكا ۲درصد و در آيووا يك درصد است. با اين حال، به جز ميشيگان و تگزاس، رقابت در پنج ايالت ديگر از نظر آماري همچنان نزديك و در محدوده خطاي نظرسنجي قرار دارد. به باور برخي ناظران اهميت اين رقابتها از آن جهت است كه دموكراتها براي تصاحب اكثريت سنا بايد علاوه بر حفظ تمام كرسيهاي فعلي خود، دستكم چهار كرسي جمهوريخواهان را نيز به دست آورند. گفتني است در كنار رقابتهاي حزبي، اقتصاد و هزينههاي زندگي به يكي از محورهاي اصلي تصميم رايدهندگان تبديل شده است. براساس نظرسنجي نيويوركتايمز و سينا، تنها ۳۸درصد رايدهندگان در اين هفت ايالت عملكرد ترامپ را تاييد ميكنند و دموكراتها در موضوع هزينههاي زندگي ۹درصد از جمهوريخواهان اعتماد بيشتري جلب كردهاند. افزايش هزينه سوخت پس از جنگ با ايران و نارضايتي از سياستهاي تعرفهاي دولت، بهويژه در ميان كشاورزان، بر فضاي رقابت در ايالتهايي مانند كانزاس اثر گذاشته است. همزمان، دادههاي نظرسنجي از افزايش حمايت جوانان و لاتينتبارها از دموكراتها و كاهش حمايت رايدهندگان سفيدپوست طبقه كارگر از جمهوريخواهان حكايت دارد؛ گروهي كه در انتخابات رياستجمهوري ۲۰۲۴، ۷۴درصد آراي آن به ترامپ اختصاص يافته بود، اما در نظرسنجي تازه سهم جمهوريخواهان در ميان آنان به ۵۶درصد رسيده است. ازسوي ديگر، بيش از ۴۳ ميليون نفر تا روزهاي پاياني كارزار راي خود را بهصورت زودهنگام ثبت كردهاند؛ رقمي نزديك به ۱۰ ميليون نفر بيشتر از انتخابات مياندورهاي ۲۰۲۲، هر چند افزايش مشاركت بهتنهايي مشخص نميكند كدام حزب از اين روند سود خواهد برد. روزنامه اعتماد با هدف ارزيابي سناريوهاي احتمالي حاصل از نتايج انتخابات مياندورهاي كنگره با اميرعلي ابوالفتح، كارشناس ارشد مسائل امريكا گفتوگو كرده است.
تورم، انرژي و جنگ تجاري؛ پاشنهآشيل دولت ترامپ
اميرعلي ابوالفتح، تحليلگر ارشد مسائل امريكا در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره دلايل بروز نارضايتي رايدهندگان امريكايي از حزب حاكم در آستانه انتخابات مياندورهاي كنگره و پيشبيني نتايج كارزار براساس آخرين نظرسنجيها گفت: در سنت سياسي ايالاتمتحده، حزبي كه كنترل كاخ سفيد را دراختيار دارد، معمولا در نخستين انتخابات مياندورهاي پس از به قدرت رسيدن با شكست مواجه ميشود. اين الگو هم در دورههايي كه دموكراتها قدرت را دراختيار داشتهاند و هم در دورههاي حاكميت جمهوريخواهان تكرار شده است. به گفته ابوالفتح در سال ۲۰۲۴ قدرت به جمهوريخواهان رسيد و اكنون اين حزب دولت را دراختيار دارد. بنابراين، باتوجه به سنت سياسي امريكا، انتظار ميرود جمهوريخواهان در انتخابات سال ۲۰۲۶ با شكست مواجه شوند و بخشي از كرسيهاي خود را ازدست بدهند. بخشي از اين مساله به وعدههاي انتخاباتي نامزدهاي رياستجمهوري بازميگردد. اين تحليلگر مسائل امريكا در ادامه به «اعتماد» گفت: نامزدها با طرح وعدههايي در انتخابات پيروز ميشوند، اما پس از پايان انتخابات و تشكيل دولت، تحقق بخش قابلتوجهي از اين وعدهها با مشكلاتي مواجه ميشود. مجموعه ناكاميها در عمل به وعدههاي انتخاباتي، باعث شده است دونالد ترامپ نيز با چنين وضعيتي روبهرو شود. نارضايتي از عملكرد ترامپ بهتدريج به حزب جمهوريخواه هم تسري پيدا كرده و بر موقعيت انتخاباتي اين حزب تاثير گذاشته است. ابوالفتح در ادامه گفتوگوي خود با «اعتماد» خاطرنشان كرد: در اين ميان، موضوعات مختلفي ازجمله جنگ ايران، افزايش قيمت انرژي و تورم، در كنار مسائل داخلي امريكا، در شكلگيري اين نارضايتي نقش دارند. ترامپ در حوزه جنگ تجاري نيز وعدههايي مطرح كرده كه تاكنون موفقيت مورد انتظار در تحقق آنها به دست نيامده است.او همچنين وعده داده بود تورم را كاهش دهد، اما اين هدف نيز محقق نشده است. البته در برخي حوزهها، ازجمله موضوع مهاجرت، عملكرد دولت او در مقايسه با ساير وعدهها بهتر بوده است؛ با اين حال، در مجموع با مشكلاتي در زمينه تحقق وعدههاي انتخاباتي خود مواجه شده است. اين كارشناس ارشد مسائل امريكا در ادامه تاكيد كرد: يكي از مهمترين موضوعاتي كه در اين ميان مطرح است، مساله جنگ ايران است، اما تمام ماجرا به اين موضوع محدود نميشود. به عبارت ديگر، اگر حزب جمهوريخواه در انتخابات مياندورهاي شكست بخورد، نميتوان اين نتيجه را صرفا به جنگ ايران نسبت داد؛ چراكه مجموعهاي از عوامل و نارضايتيها در شكلگيري چنين نتيجهاي نقش خواهند داشت.
چرايي كوچكتر شدن پايگاه راي جمهوريخواهان در ميان اقليتها
ابوالفتح در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» درباره چرايي ريزش آراي جمهوريخواه در ميان اقليت ازجمله لاتينتبارها و جوانان در فاصله زماني دو ساله سپري شده از دولت ترامپ گفت: زماني كه مشكلات اقتصادي بروز پيدا ميكند، برخي گروههاي اجتماعي بيش از سايرين درمعرض فشارهاي اقتصادي قرار ميگيرند. جوانان يكي از اين گروهها هستند. نسل جوان، برخلاف پدران و مادران خود، از درآمد و ثبات اقتصادي مشابهي برخوردار نيست و فشار بيشتري را تحمل ميكند. با افزايش هزينههاي زندگي، جوانان حتي قادر نيستند بسياري از تفريحات و فعاليتهايي را كه پيشتر انجام ميدادند، ادامه دهند. در چنين شرايطي، اميد آنها به دستيابي به يك زندگي مرفه كاهش پيدا ميكند و به تدريج احساس سرخوردگي و نارضايتي در ميان آنها شكل ميگيرد.
به باور ابوالفتح در ايالاتمتحده گروههاي اقليت نيز از ديگر گروههايي هستند كه در شرايط دشوار اقتصادي بيشتر تحت تاثير قرار ميگيرند؛ اقليتهاي نژادي، جنسيتي و مذهبي، هر كدام به شكلي با پيامدهاي اين وضعيت مواجه ميشوند. زماني كه كارخانهها و شركتها تعديل نيرو را آغاز ميكنند و فرصتهاي شغلي كاهش مييابد، مهاجران و مهاجرتبارها، ازجمله لاتينتبارهايي كه از جامعه بومي يا نسلهاي قديميتر آن نيستند، ممكن است بيش از ديگران فرصتهاي شغلي خود را ازدست بدهند. در چنين شرايطي، نارضايتي در ميان اين گروهها نيز افزايش پيدا ميكند. همچنين سياهپوستان و زنان نيز ممكن است بيشتر در معرض اخراج از كار و تحمل فشارهاي اقتصادي قرار بگيرند، به همين دليل قابل انتظار است كه با بروز مشكلات اقتصادي، گروههايي كه پيشتر به يك نامزد انتخاباتي راي دادهاند، اما پس از پيروزي او شاهد تحقق وعدههايش نبودهاند، بيش از سايرين حمايت خود را از آن نامزد يا حزب سياسي از دست بدهند. اين كارشناس مسائل امريكا در ادامه يادآور شد: در ميان گروههايي مانند افراد ميانسال، اقشار مرفه و سفيدپوستان كه بخش اصلي و بلوك اكثريت جامعه را تشكيل ميدهند، ميزان ريزش آرا ممكن است كمتر باشد، اما اين ريزش در ميان گروههاي اقليت بيشتر خواهد بود. از اين منظر، ميتوان توضيح داد و قابل فهم است كه چرا حمايت از حزب جمهوريخواه در ميان جوانان، زنان و سياهپوستان با كاهش بيشتري مواجه شده است.
آزمون نفوذ ترامپ در حزب جمهوريخواه
اين كارشناس ارشد مسائل امريكا در ادامه و در رابطه با پيامدهاي انتخابات كنگره به عنوان متغيري مهم بر تقويت يا كاهش شكافهاي درونحزبي جمهوريخواهان بالاخص در انتخابات 2028 رياستجمهوري به «اعتماد» گفت: اگر حزب جمهوريخواه ياحزب متبوع دونالد ترامپ در انتخابات مياندورهاي پيروز شوند و برخلاف انتظارات، شكست نخورند، اين نتيجه ميتواند به تقويت وحدت درون حزب حول محور ترامپ منجر شود. در چنين شرايطي، ترامپ ميتواند تلاش كند نفوذ خود را در حزب حفظ كند و حتي در تعيين نامزد جمهوريخواهان براي انتخابات رياستجمهوري سال ۲۰۲۸ نقشآفريني كند. هرچند نامزدي براي سومين دوره رياستجمهوري او به لحاظ قانون اساسي امكانپذير نيست، اما ميتواند نقش تعيينكنندهاي در معرفي و حمايت از نامزد موردنظر خود داشته باشد؛ بدان معنا كه از هر فردي حمايت كند، احتمال تبديل شدن او به نامزد حزب و پيروزياش در انتخابات رياستجمهوري وجود خواهد داشت. در واقع، اگر جمهوريخواهان پس از انتخابات مياندورهاي به پيروزي برسند، ترامپ ميتواند خود را قهرمان اين پيروزي معرفي كند.
ابوالفتح در ادامه و با اشاره به سناريوي شكست جمهوريخواهان يادآورد شد: اما اگر جمهوريخواهان در انتخابات شكست بخورند، نخستين اتفاقي كه رخ ميدهد، آغاز رقابتها و اختلافات درونحزبي بر سر تعيين مسوول شكست خواهد بود. در چنين شرايطي، جريانهاي مختلف جمهوريخواهان تلاش ميكنند مسووليت ناكامي را به گردن يكديگر بيندازند. براي مثال، بخشي از جريان راست در حزب جمهوريخواه ممكن است جناحهاي ديگر را مقصر بداند؛ گروهي ديگر معتقد باشند حمايت از جنگ با ايران عامل شكست بوده و عدهاي نيز سياستهاي سختگيرانه مهاجرتي دولت را دليل اين ناكامي معرفي كنند. به گفته ابوالفتح درنتيجه، شكافهاي درون حزب شكستخورده افزايش پيدا ميكند و جايگاه ترامپ و ميزان نفوذ او در حزب، ازجمله در تعيين مسير سياسي جمهوريخواهان، تضعيف خواهد شد. در اين ميان، رقابت ميان دو جريان ماگا و نئوكانها نيز تشديد ميشود. براي مثال، چهرههايي مانند جيدي ونس كه نماينده جريان ماگا و مخالف جنگ است و ماركو روبيو كه نماينده جريان نئوكان و جنگطلب در امريكاست، ممكن است درگير رقابتهاي درونحزبي شوند؛ رقابتهايي كه محور اصلي آن، تعيين چهره موردحمايت حزب براي انتخابات مقدماتي رياستجمهوري سال ۲۰۲۸ خواهد بود. اين تحليلگر ارشد مسائل امريكا در ادامه خاطرنشان كرد: بنابراين، سرنوشت انتخابات مياندورهاي ميتواند بر معادلات سياسي و رقابتهاي انتخاباتي سال ۲۰۲۸، هم در حزب دموكرات و هم در حزب جمهوريخواه، تاثير بگذارد. بايد توجه داشت حزبي كه رياستجمهوري را دراختيار دارد، مسووليت اداره كشور را نيز برعهده دارد و به همين دليل، اختلافات و رقابتهاي درونحزبي در آن معمولا پررنگتر از حزب اپوزيسيون است. به عبارتي ديگر دعواهاي درونحزبي در حزب حاكم، به دليل مسووليت مستقيم آن در اداره كشور، معمولا بازتاب و شدت بيشتري پيدا ميكند.
از فشار بودجهاي تا تحقيقات سياسي
ابزارهاي كنگره براي مهار دولت
اين تحليلگر ارشد مسائل امريكا در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» در راستاي تركيب احتمالي كنگره و نقش آن بر تصميمات دونالد ترامپ در حوزه سياست خارجي گفت: در مورد كنگره بايد گفت كه اين نهاد صرفا يكي از قواي سهگانه تاثيرگذار در ايالاتمتحده است و البته كه تركيب سياسي آن ميتواند بر يكي از اركان اصلي ساختار قدرت در امريكا تاثير بگذارد. با اين حال، ميزان تاثيرگذاري كنگره بر عرصههاي مختلف سياست عمومي، ازجمله سياست داخلي و سياست خارجي، يكسان نيست و به موضوع مورد بحث بستگي دارد. در برخي حوزهها، كنگره اختيار و قدرت مانور بيشتري براي اعمالنظر دارد، اما در برخي موضوعات ديگر، اختيارات آن محدودتر است.به گفته ابوالفتح به عنوان مثال، كنگره در موضوع ورود امريكا به جنگ يا جلوگيري از وقوع آن، به اندازه برخي حوزههاي ديگر قدرت و اختيار ندارد، اما در زمينه سياستهاي تعرفهاي، توافقهايي كه دولت امريكا قصد دارد با كشورهاي ديگر امضا كند، قراردادهاي تجاري و همچنين انتصابات، نقش و اختيارات مهمتري دارد. براي نمونه، انتصاب برخي افراد به سمت سفير به تاييد كنگره نياز دارد و نمايندگان و سناتورها ميتوانند درباره اين انتصابات اعمال نظر كنند.
اين پژوهشگر مسائل امريكا در ادامه به «اعتماد» گفت: ازسوي ديگر، كنگره ميتواند با تشكيل كميتههاي تحقيق، عملكرد دولت در حوزه سياست خارجي را نيز زير ذرهبين قرار دهد. براي مثال، اگر دموكراتها در انتخابات پيروز شوند، ممكن است موضوع پايبندي دولت ترامپ به تعهداتش در زمينه تامين نيازهاي تسليحاتي اوكراين را مطرح كنند و دولت را مورد بازخواست قرار دهند كه چرا به تعهدات قانوني خود براي تامين اين نيازها عمل نكرده است. همچنين ممكن است تحقيقاتي درباره فاجعه ميناب و حمله به آن در جنگ چهل روزه آغاز كنند. اين قبيل اقدامات ازجمله مداخلاتي است كه كنگره ميتواند در حوزه سياست خارجي انجام دهد.
به باور اين كارشناس مسائل امريكا، حتي ممكن است موضوع استيضاح برخي مقامهاي دولت نيز مطرح شود؛ براي مثال، وزير جنگ كه در راهبرد و مديريت جنگ نقش مهمي دارد، ميتواند در معرض چنين اقداماتي قرار بگيرد. با اين حال، حتي اگر دموكراتها در انتخابات پيروز شوند و كنترل كنگره را به دست بگيرند، به اين معنا نيست كه ميتوانند مانع وقوع جنگ شوند. البته كنگره ميتواند از طريق اعمال محدوديت بر بودجه، دولت را تحت فشار قرار دهد و براي مثال، در ازاي تصويب بودجه جنگ، از دولت بخواهد در حوزهاي مشخص كوتاه بيايد يا امتيازاتي ارايه كند. به اين ترتيب، امكان اعمال فشار و امتيازگيري وجود دارد، اما اينكه تصور كنيم كنگره ميتواند بهطور كامل مانع تصويب بودجه جنگ شود، چندان واقعبينانه نيست، چراكه به نظر ميرسد درنهايت، بودجه جنگ تصويب خواهد شد، هر چند ممكن است با محدوديتها و سختگيريهايي همراه باشد. با اين حال، چنين محدوديتهايي لزوما براي كشوري كه هدف حمله قرار گرفته، تاثير تعيينكنندهاي نخواهد داشت. مساله اصلي اين است كه اگر دولت امريكا و شخص دونالد ترامپ تصميم به جنگيدن بگيرد، براي پيشبرد آن اقدام خواهد كرد و درنهايت راهي براي تامين بودجه موردنياز خود از طريق كنگره پيدا ميكند.