درنگ زندگي در روزهاي آسودگي
مهدي دهقان منشادي
روزگار كهنسال به چرخيدن عادت كرده است و در چرخش مكرر خود، گاهي زندگي را به سرگيجه دچار ميسازد و زندگي براي ادامه يافتن، به روزهاي آسودگي نيازمند است تا درنگي كرده و براي ادامه دادن نفسي تازه كند. در طول تاريخ زندگي بشري مشخص نيست اولينبار چه كسي، در چه زماني و در چه مكاني تعطيلي را اختراع كرد تا آدمها بعد از كار و تكاپوي روزانه و هفتگي خود به فراغتي دست يابند، اما مشخص است كه انسانها و جوامع با كاركردن به دنبال افزايش رفاه خود هستند و يكي از شاخصهاي رفاه و توسعه اجتماعي، بهرهمندي از روزهاي فراغت بيشتر است.
در روايات عهد عتيق آمده است خداوند هستي را در شش روز آفريد و در روز هفتم به استراحت پرداخت، براي همين تعطيلي پايان هفته براي برخي فرهنگها مقدس شمرده ميشود. ساعات فراغت و روزهاي تعطيلي علاوه بر انرژيبخشي و نشاطآفريني براي نيروهاي كار، موجب افزايش بهرهوري و كارايي آنها هم ميشود. برخي جوامع با داشتن دو روز تعطيلي در هفته، تعطيلات ملي در طول سال و دادن مرخصي استحقاقي به نيروهاي كار خود به دنبال بالا بردن رفاه شهروندان به منظور بهره بردن بيشتر از زندگي هستند.
در ايران همانند ديگر نقاط جهان تعداد ساعات فراغت و تعطيلات سالانه به مرور زمان به تحولاتي دست يافته است. سنت كه كار را سرمايه جاوداني ميدانست چندان به اصول فراغت برنامهريزي شده و تعطيل رسمي پايبند نبود.
مدرنيته در ايران به حكمروايي ديوان سالاري و قانون كار منجر شد و هر دو اينها در كنار كارچارچوبمند شده با ميزان ساعات مشخص، روزهايي را براي فراغت رسمي تعريف كردند. تقويم رسمي كشور سالانه با 52 جمعه، ده روز تعطيلات ملي و انقلابي و 16 روز تعطيلات مذهبي، فرصت فراغت را براي نيروهاي كار مهيا كرده است. از نظر نيروهاي بيكار هر روز فرصت فراغت و تعطيلي است. قانون كار به شاغلان بخش دولتي و خصوصي اجازه ميدهد تا يك ماه در سال مرخصي دريافت كنند و به امورات خود بپردازند. شاغلان تحصيلي نيز از پانزده روز تعطيلات نوروزي و سه ماه تعطيلي تابستانه برخوردارند. در دهههاي اخير برخي تحولات اقتصادي، اجتماعي و اداري باعث شد تا شهروندان شاغل، زمان فراغت بيشتري را براي بهره بردن از زندگي خود به دست بياورند.
در روزگاري نهچندان دور كارمندان دولتي و دانشآموزان مجبور بودند شش روز در هفته را در دو نوبت صبح و عصر به فعاليت بپردازند. كارمندان و دانشآموزان بعد از چهار پنج ساعت كار و تحصيل در نوبت صبح، به خانه ميرفتند، ناهار ميخوردند و بعد از استراحتي كوتاه به محل كار خود بر ميگشتند تا در نوبت عصرگاهي به كار مشغول شوند. توجه به فراغت بيشتر، در مرحله اول موجب شد نوبت كاري صبح پنجشنبهها قدري طولانيتر شود و در عوض نوبت كاري عصر پنجشنبههاحذف شود. بعدها تصميم گرفته شد ساعت كاري ادارات و مدارس در طول هفته يكسره شود و كارمندان و دانشآموزان فرصت فراغت نيمروزي را پيدا كنند. با پيشنهاد و اجراي تعطيلي پنجشنبهها به تدريج تعداد روزهاي فراغت عده زيادي از كارمندان و دانشآموزان به دو روز در هفته رسيد.
بعد از همهگيري ويروس كرونا ادارات، مدارس و دانشگاهها با پديده دوركاري و آموزش از راه دور مواجه شدند و در سالهاي اخير شرايط به وجود آمده ناشي از اقتصاد و ناترازي انرژي، آلودگي هوا، ويروس آنفلوآنزا و جنگ به تعطيلي پياپي مراكز اداري و آموزشي و گسترش فعاليت از راه دور منجر شده است. اين دوركاري و آموزش از راه دور با حذف رفت و آمدِ مسير، به نوعي به حجم فراغت پيش روي افراد اضافه كرده است. با توجه به تحولات به وجود آمده مشخص است كه در نيم قرن اخير كميت اوقات فراغت و تعطيليها براي بخش بزرگي از جمعيت شاغل كشور افزايش يافته اما كيفيت آن با توجه به آشفتگي زمانه و نابهسامانيهاي اقتصادي با نقصان مواجه بوده است.
به نظر ميرسد مقدار فراغت در گذشته كمتر، اما كيفيت آن عميقتر بوده باشد. در دهه 1360 و 1370 كه بيشتر مردم تنها يك تعطيلي جمعه را براي گذران فراغت هفتگي خود داشتند استفاده بهرهورانهتري از آن ميكردند. آن روزها جمعه فرصتي بود براي درنگ بيشتر پيرامون زندگي و بهره بردن بيشتر از آن. در دهه 1360 سهميهبندي سوخت موجب شده بود تا اكثر خانوادهها با مديريت سوخت خود آبگرمكنها را بيشتر در روز جمعه روشن كنند و نظافت و استحمام مختص روزهاي جمعه بود. يك جمعه بود و صدها كاري كه بايد بهطور فشرده انجام ميگرفت. استحمام انجام ميشد، خانوادهها با برنامههاي راديويي «صبح جمعه با شما»، «قصه ظهر جمعه» و برنامههاي تلوزيوني كودك و فيلم سينمايي عصر جمعه سرگرم ميشدند، دانشآموزان تكاليف خود را انجام ميدادند، رفت و آمدهاي خانوادگي بيشتر در جمعهها صورت ميگرفت و درنگ زندگي در روز جمعه ميسرتر بود.
امروزه عليرغم اينكه تعطيلي و فراغت بيشتر شده است اما عمق و كيفيت پايين آن تا حدودي ملال را به همراه داشته است و بالارفتن ملال چندان با شاخصهاي توسعه و رفاه همخواني ندارد. روزهاي آسودگي و فراغت فرصتي است براي درنگ كردن پيرامون زندگي و اين درنگ ميتواند به توسعه فردي و نيل به خردمندي منتهي شود. بنابراين در دوران اخير كه فرصت فراغت در قالب دو روز تعطيلي پايان هفته و نيز تعطيليهاي نطلبيده گاه به گاهي فراهم شده است آدمها ميتوانند با غنيمت شمردن آن به درنگِ منتهي به خردمندي و توسعه پايدارِ دروني دست يابند و چرخ زندگي را آرام از كنار دره پر آشوب اقتصاد عبور دهند.