سه سناريوي انتخاباتي و ابتكار ديپلماتيك تهران (۱۴)
اين سه كشور، با برخورداري از موقعيتها، ارتباطات و توانمنديهاي ديپلماتيك متفاوت، ميتوانند بهصورت همزمان مسيرهاي ارتباطي تهران و واشنگتن را تقويت كنند. بهرهگيري موازي از اين ظرفيتها، ضمن افزايش سرعت انتقال پيشنهادها و كاهش خطر سوءبرداشت، امكان پيگيري راهحلهاي متنوع و مكمل را فراهم ميسازد. شرط موفقيت اين رويكرد، هماهنگي راهبردي در تهران، وحدت پيام و پرهيز از ارسال پيشنهادهاي متعارض از مسيرهاي مختلف است. هدف، ايجاد رقابت ميان ميانجيها نيست، بلكه استفاده از ظرفيت مكمل آنان براي تسريع در كاهش تنش و دستيابي به توافقي قابل اجراست. دوم، بهرهگيري از ظرفيت همكاري كشورهاي مرتبط با پيمان مكه، با مشاركت مصر است. گسترش جنگ و پيامدهاي سياستهاي نظامي اسراييل، نگرانيهاي مشتركي براي كشورهاي منطقه ايجاد كرده است؛ هرچند مواضع آنان درباره اسراييل يكسان نيست. عربستانسعودي، پاكستان، تركيه و مصر، در كنار ديگر كشورهاي منطقه، ميتوانند بر پايه منافع مشترك در جلوگيري از گسترش درگيري، حفظ امنيت مسيرهاي تجاري و تقويت راهحل ديپلماتيك همكاري كنند. تبديل اين نگرانيهاي مشترك به ابتكاري منطقهاي، ميتواند پشتوانه سياسي مذاكرات را تقويت كند. سوم، استفاده از ظرفيت چين براي پشتيباني و تضمين توافق احتمالي است. چين، به عنوان قدرتي اقتصادي و عضو دايم شوراي امنيت، ميتواند در پشتيباني سياسي، طراحي سازوكارهاي اقتصادي و ايجاد ترتيبات چندجانبه براي تضمين اجراي توافق نقشآفريني كند. اهميت اين ظرفيت با تحركات ديپلماتيك اخير پكن آشكارتر شده است. سفر رسمي سلطان هيثم بن طارق، سلطان عمان، به چين و ديدار او با شي جينپينگ، همزمان با حضور علي باقري كني، معاون دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران و گفتوگوي او با وانگ يي، وزير خارجه چين، رخ داد. حضور همزمان مشاور امنيت ملي عربستان در پكن و اعلام برنامه سفر فرستاده ويژه چين به ايران، عمان و عربستان نيز بر اهميت اين تحركات ميافزايد. اين همزماني ميتواند زمينه تقويت پيوند ميان ميانجيگري عمان، ابتكار ديپلماتيك تهران و ظرفيت بينالمللي چين را فراهم كند؛ هرچند بهتنهايي نشانه توافق بر سر سازوكاري مشترك نيست. تجربه نقشآفريني پكن در احياي روابط ايران و عربستان نيز پشتوانهاي براي بررسي چنين امكاني است؛ مشروط بر آنكه نقش احتمالي چين در توافق آينده با تعهدات روشن و سازوكارهاي اجرايي همراه شود. چهارم، فعالسازي ظرفيت اروپا براي بازگشت آرامش به بازار انرژي است. اختلال در كشتيراني خليجفارس و افزايش نااطميناني در عرضه انرژي، پيامدهايي فراتر از منطقه دارد. كشورهاي اروپايي، با وجود اختلافات سياسي با تهران، در ثبات بازار انرژي و امنيت مسيرهاي انتقال آن ذينفعاند. ايران ميتواند با ارايه پيشنهادهايي درباره امنيت دريانوردي، كاهش مخاطرات انتقال انرژي و ترتيبات همكاري منطقهاي، زمينه گفتوگويي مبتني بر منافع متقابل را فراهم كند. موفقيت اين چهار مسير، پيش از هر چيز به انسجام تصميمگيري در تهران وابسته است. تعدد كانالهاي ارتباطي زماني سودمند خواهد بود كه از راهبردي واحد پيروي كنند، اختيارات مذاكرهكنندگان روشن باشد و پيشنهادهاي ايران از پشتوانه سياسي و قابليت اجرايي برخوردار شود. همچنين لازم است براي هر سناريوي انتخاباتي، مجموعهاي از اقدامات فوري، پيشنهادهاي متقابل و سازوكارهاي تضمين و راستيآزمايي آماده شود. انتخابات امريكا متغيري مهم در معادلات پيشروست، اما نبايد به عامل تعليق تصميمهاي راهبردي ايران تبديل شود. بهرهگيري از فرصت ۶۱روزه، مستلزم گذار از ديپلماسي واكنشي به ديپلماسي آيندهنگر، فرصتشناس و متكي بر منافع ملي است؛ رويكردي كه با ضرورت بازانديشي در شيوه حكمراني و سياست خارجي، در افق جمهوري سوم نيز پيوند مييابد. آينده امنيت و توسعه ايران را بايد در تهران ساخت؛ نه در انتظار نتيجه صندوقهاي رأي واشنگتن يا تغيير آرايش قدرت در تلآويو.