«اعتماد» در گفتوگو با مجيد محمدشريفي بررسي میکند
وتوی دموکراسی از سوی ترامپ
همزمان با شكست جمهوريخواهان در انتخابات مياندورهاي در دولت امريكا سه رويكرد متفاوت درقبال تهران، از توافق و اقدام نظامي تا تداوم فشار اقتصادي و تهديد نظامي، در رقابتاند؛ با اين حال، گرايش ترامپ به گزينه نظامي برجستهتر به نظر ميرسد؛ بالاخص آنكه رييسجمهوري امريكا ممكن است براي تثبيت ميراث خود به هر اهرمي بالاخص نظاميگري متوسل شود.
مجيد محمدشريفي، استاد دانشگاه، عضو هيات علمي دانشگاه خوارزمي و كارشناس روابط بينالملل در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» مبني بر اينكه شكست سنگين جمهوريخواهان در كنگره تا چه اندازه ناشي از متغيرهاي داخلي و خارجي، بهويژه رويارويي با ايران بوده، گفت: انتخابات مياندورهاي كنگره امريكا در سال ۲۰۲۶ يكي از مواردي بود كه موضوعات سياست خارجي بر نتيجه انتخابات تاثير مستقيم گذاشت. اگرچه در انتخابات امريكا، حتي انتخابات رياستجمهوري، مسائل داخلي همواره بيشترين اهميت را دارند و تعيينكنندهترين عوامل در شكست يا پيروزي نامزدها هستند، در برخي دورهها موضوعات سياست خارجي نيز به واسطه تاثير بر زندگي روزمره امريكاييها، بر نتيجه انتخابات اثر گذاشتهاند. در اين انتخابات هم مسائل داخلي، ازجمله افزايش قيمت انرژي، گراني كالاها و تورم، اصليترين عوامل شكست جمهوريخواهان بودند. با اين حال، دو موضوع در حوزه سياست خارجي بر افزايش قيمتها تاثير گذاشتند؛ نخست، سياست تعرفهاي امريكا و تعرفههايي كه بر كالاهاي خارجي اعمال شد و دوم، جنگ با ايران. اين دو موضوع بر قيمت مواد غذايي و سوخت در امريكا اثرگذار بودند. محمدشريفي افزود: بنابراين، سياست امريكا در قبال ايران و حمله به كشورمان را ميتوان يكي از عوامل موثر بر نتيجه انتخابات مياندورهاي دانست؛ به ويژه به دليل تاثيري كه اين رويارويي بر قيمت انرژي گذاشت.
فاصلهگيري از ترامپ؛ نگاه ونس و روبيو
به انتخابات ۲۰۲۸
اين كارشناس روابط بينالملل همچنين در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره تاثير نتيجه انتخابات مياندورهاي بر چينش كابينه ترامپ و جريان ماگا و چشمانداز حضور ونس در انتخابات رياستجمهوري ۲۰۲۸ گفت: انتخابات مياندورهاي كنگره در كابينه ترامپ هم واكنشهاي متفاوتي به دنبال داشت. نخستين فردي كه به نتيجه انتخابات واكنش نشان داد، جيدي ونس بود كه در اظهارنظر خود بهطور مشخص به جنگ با ايران و حمايتهاي امريكا از اسراييل اشاره كرد و اين موضوعات را از عوامل شكست جمهوريخواهان دانست. به نظر ميرسد ونس خود را براي انتخابات ۲۰۲۸ آماده ميكند و از همين حالا متوجه شده كه وابستگي كامل به ترامپ و پيروي از سياستهاي او ميتواند به شكست منجر شود. اگرچه ترامپ توانست در انتخابات رياستجمهوري ۲۰۲۴ پيروز شود، اما با توجه به نوع سياستهايي كه در اين دو سال در پيش گرفته است، ادامه همين سياستها و حمايت ديگر چهرهها از آنها ميتواند باعث شكستشان در انتخابات ۲۰۲۸ شود. بنابراين، ونس از همين حالا به دنبال فاصلهگرفتن از ترامپ است و اتفاقا نقطه اتكاي خود را بر همان موضوعاتي قرار داده كه ترامپ نميخواهد درباره آنها صحبت كند يا انتقادي نسبت به آنها مطرح شود؛ يعني مساله جنگ و مساله اسراييل. محمدشريفي افزود: ونس ميخواهد از همين حالا آن طيف از جمهوريخواهاني را كه مخالف ترامپ هستند يا با او همراهي نميكنند، با خود همراه كند؛ به ويژه اسپانياييتبارها و لاتينتبارهايي كه در انتخابات مياندورهاي نيز رويگرداني خود از حزب جمهوريخواه را نشان دادند. بنابراين، ميتوان گفت انتخابات مياندورهاي باعث ايجاد شكاف در داخل دولت ترامپ شده است. اين استاد دانشگاه تصريح كرد: به احتمال فراوان، ماركو روبيو نيز از چهرههايي خواهد بود كه خود را براي انتخابات رياستجمهوري آماده ميكند. او هم به دنبال آن است كه به دقت بسنجد كدام سياستهاي دولت ترامپ باعث شده است جمهوريخواهان در انتخابات مياندورهاي راي نياورند. همانطور كه اشاره كردم، شايد مهمترين موضوع، حمايت بيچون و چرا از اسراييل و مساله جنگ باشد و مسائل اقتصادي نيز در كنار آنها قرار ميگيرند. او در ادامه گفت: نكته مهم اين انتخابات آن بود كه ترامپ، برخلاف انتخابات ۲۰۲۴ كه توانسته بود آراي بسيار خوبي از اسپانياييتبارها و لاتينتبارها به دست آورد و همين امر به پيروزي او در بسياري از ايالتها، به ويژه ايالتهاي چرخشي، كمك كرد، اينبار با وضعيتي كاملا معكوس روبهرو شد. اسپانياييتبارها و لاتينتبارها اينبار به نامزدهاي حزب دموكرات راي دادند؛ چه در انتخابات سنا، چه در انتخابات فرمانداريها و چه در انتخابات مجلس نمايندگان. محمدشريفي افزود: اين مساله از همين حالا زنگ خطري براي جمهوريخواهان به صدا درآورده است كه اگر ميخواهند در انتخابات پيروز شوند، بايد توجه ويژهاي به اسپانياييتبارها و لاتينتبارها داشته باشند. به نظر ميرسد ماركو روبيو با توجه به تبار كوبايي خود، اين توانمندي را دارد كه چنين كاري انجام دهد.
سياست ترامپ درقبال ايران؛ محدوديت كنگره و نقش اسراييل
محمدشريفي در پاسخ به پرسش ديگري مبني بر اينكه راهبرد احتمالي ترامپ درقبال ايران، به ويژه تا ۲۰ ژانويه، چه خواهد بود و آيا ممكن است ترامپ با وجود انتقادها از حمله به ايران و شكست جمهوريخواهان، رويكردي تهاجميتر اتخاذ كند، گفت: درباره تاثير نتيجه انتخابات مياندورهاي بر سياست خارجي ترامپ، به خصوص درقبال جمهوري اسلامي ايران، دو ديدگاه مشخص مطرح است. بر اساس ديدگاه نخست، شكست جمهوريخواهان در انتخابات مياندورهاي باعث خواهد شد ترامپ محتاطتر عمل كند و سياستهايي را در پيش بگيرد كه هزينه كمتري داشته باشند. در مقابل، برخي معتقدند وضعيت كاملا برعكس خواهد بود، زيرا ترامپ ديگر اساسا نگراني انتخاباتي ندارد و قرار نيست خودش در انتخابات رياستجمهوري ۲۰۲۸ شركت كند. ازسوي ديگر، تعلق خاطر چنداني هم به حزب جمهوريخواه ندارد، يعني از نظر حزبي نميتوان او را كاملا متعلق به جريان اصلي اين حزب دانست. بنابراين، ممكن است براي بر جاي گذاشتن ميراثي از خود، رويكرد تهاجميتري درقبال جمهوري اسلامي ايران در پيش بگيرد. اين كارشناس روابط بينالملل درباره امكان محدود كردن اقدامات ترامپ ازسوي كنگره نيز توضيح داد: تاثيري كه انتخابات كنگره ميتواند بر سياست خارجي ترامپ داشته باشد، اين است كه كنگره تلاش كند با مجموعهاي از اقدامات، مانع رفتارهاي تهاجمي او شود. براي مثال، قانون جنگ يا بودجه نظامي از مواردي هستند كه كنگره ميتوانداز طريق آنها اقدام كند. اما مساله بسيار مهمي كه بايد درنظر گرفت اين است كه دموكراتها، با وجود پيروزي بسيار چشمگير خود، اكثريت مطلق را كسب نكردهاند، بهويژه در سنا كه اكنون تركيب آن ۵۴ به ۴۴ است. او در تشريح اين موضوع بيان كرد: اگر سنا قانوني تصويب كند تا جلوي اقدام نظامي ترامپ را بگيرد يا بودجه نظامي او را محدود كند، ترامپ ميتواند آن قانون را وتو كند. براي بياثرشدن اين وتو، به ۶۷ راي در سنا نياز است. باتوجه به اينكه چنين چيزي امكانپذير نخواهد بود و جمهوريخواهان تنها به ۳۴ راي نياز دارند تا وتوي رييسجمهوري همچنان پابرجا بماند، به نظر ميرسد سنا در اين مورد خاص نميتواند محدوديت و مانع جدي بر سر راه سياست خارجي ترامپ ايجاد كند. بنابراين، اگرچه اين انتخابات شكست مهمي براي جمهوريخواهان بوده، در عمل نميتواند سياست خارجي ترامپ را در اين دو سال چندان با مشكل روبهرو يا محدود كند. محمدشريفي در ارزيابي آرايش نظامي امريكا اظهار داشت: دستكم باتوجه به آرايش نظامي امريكا و نيروها و تجهيزاتي كه به منطقه اعزام ميكند، به نظر ميرسد دولت ترامپ تصميم خود را براي حملهاي گسترده به ايران گرفته است. نكته مهم اين است كه نبايد عامل اسراييل را از نظر دور داشت. اسراييليها به اين نتيجه رسيدهاند كه همين دو سال باقيمانده از حضور ترامپ در قدرت، فرصتي طلايي براي آنهاست تا براساس تصور خودشان، اقدام نهايي موردنظرشان را عليه جمهوري اسلامي ايران انجام دهند. اين استاد دانشگاه درباره احتمال پيشدستي اسراييل تصريح كرد: اگر اسراييليها به اين ارزيابي برسند كه ترامپ به دليل شرايط داخلي نميخواهد دست به اقدام نظامي گسترده بزند، ممكن است خودشان پيشدستي كرده و حمله نظامي عليه جمهوري اسلامي ايران را آغاز كنند تا از اين طريق، بار ديگر ترامپ را ناچار به حمايت از اقدام نظامي كنند. بنابراين، نقش اسراييل موضوع بسيار مهمي است كه بايد درنظر گرفته شود. ازسوي ديگر، بايد درنظر داشت كه ترامپ، باتوجه به اينكه ديگر نگراني نسبت به آينده ندارد، به احتمال فراوان تلاش خواهد كرد ميراثي از خود بر جاي بگذارد. مهمترين اقدامي كه ميتواند براي بر جاي گذاشتن اين ميراث انجام دهد، در حوزه سياست خارجي و درقبال جمهوري اسلامي ايران است. از تجربههاي قبلي نيز ميتوان اينگونه استنباط كرد كه روساي جمهوري امريكا در دو سال پاياني رياستجمهوري، بهويژه زماني كه انتخابات كنگره را از دست دادهاند، در سياست خارجي رفتار تهاجميتري در پيش گرفتهاند. اين بدان معناست كه ممكن است ترامپ به اقدام نظامي عليه جمهوري اسلامي ايران روي بياورد.
سه رويكرد در قبال ايران؛ توافق، اقدام نظامي يا تداوم فشار
محمدشريفي در ادامه پاسخ به پرسش پيشين و در تشريح رويكردهاي موجود در دولت ترامپ بيان كرد: بهطور كلي، درباره سياستي كه ترامپ ميخواهد درقبال جمهوري اسلامي ايران در پيش بگيرد، به نظر ميرسد اكنون سه طيف در داخل كابينه او وجود دارند كه از سه رويكرد متفاوت پيروي ميكنند. جيدي ونس و استيو ويتكاف خواهان نوعي توافق با ايران هستند و معتقدند اقدام نظامي ديگر نميتواند دستاورد چنداني براي امريكاييها داشته باشد يا جمهوري اسلامي را بيش از اين براي امتيازدادن تحت فشار قرار دهد. بنابراين، از نگاه آنها، بهترين اقدام در شرايط كنوني اين است كه توافقي با تهران براساس خواستههاي دوطرف انجام شود. اين كارشناس روابط بينالملل در توضيح ديدگاه دوم گفت: پيت هگست، وزير جنگ، برد كوپر كه اگرچه خارج از كابينه است، اما به عنوان فرمانده سنتكام اثرگذار است و همچنين نتانياهو كه اساسا خارج از دولت امريكاست، بيشتر از گزينه نظامي عليه ايران حمايت ميكنند. آنها معتقدند همچنان اين امكان وجود دارد كه با استفاده از قدرت نظامي، جمهوري اسلامي ايران را به پذيرش خواستههاي امريكا وادار كنند و تلاش ميكنند ترامپ را به اين سمت هدايت كنند. او در تشريح رويكرد سوم اظهار داشت: افرادي مانند اسكات بسنت، ماركو روبيو و جان راتكليف، رييس سازمان سيا، معتقدند بهترين راهبردي كه امريكا ميتواند در پيش بگيرد، نه توافق، نه جنگ است؛ يعني نه با ايران توافق كنند و نه حمله نظامي انجام دهند، بلكه همين شرايط كنوني را ادامه دهند. به اين معنا كه فشارهاي اقتصادي ادامه پيدا كند و تهديد نظامي نيز حفظ شود، با اين اميد كه اين فشارها به اتفاقاتي در داخل جمهوري اسلامي ايران منجر شود كه در راستاي منافع امريكا باشد. محمدشريفي درباره تمايل ترامپ به اين رويكردها خاطرنشان كرد: اين سه طيف فعلا در دولت ترامپ وجود دارند و بايد ديد خود او به كداميك تمايل بيشتري دارد. باتوجه به اتفاقاتي كه افتاده است، به نظر ميرسد تمايل ترامپ بيشتر به گزينه نظامي باشد.
تلاش اسراييل براي ازسرگيري اقدام نظامي عليه ايران
اين كارشناس روابط بينالملل در پاسخ به پرسشي مبني بر راهبرد اسراييل در قبال ايران اظهار داشت: همانطور كه اشاره كردم، به نظر ميرسد اسراييليها، باتوجه به نتيجه انتخابات امريكا، دو سال باقيمانده دولت ترامپ را يكي از آخرين فرصتهاي خود ميدانند تا براساس تصورشان، اقدام نهايي موردنظر خود را عليه جمهوري اسلامي ايران انجام دهند. بنابراين، ميتوان پيشبيني كرد كه اگر نتانياهو بار ديگر زمام امور را در دست بگيرد يا حتي در فاصله باقيمانده تا استقرار كنگره جديد امريكا و تشكيل دولت جديد اسراييل، بيشترين تلاش را براي اجراي دوباره گزينه نظامي عليه ايران خواهند كرد. محمدشريفي تصريح كرد: كاملا قابل پيشبيني است كه اسراييل و شخص نتانياهو تلاش كنند به هر ترتيبي جنگ عليه كشورمان را از سر بگيرند؛ چه اسراييل ابتدا حمله را آغاز كند و دولت ترامپ با آن همراه شود و چه دوطرف با توافق يكديگر اقدام نظامي را انجام دهند، اما در اين شكي نيست كه اسراييل و بهطور مشخص نتانياهو، تمام تلاش خود را خواهند كرد تا اقدام نظامي عليه جمهوري اسلامي ايران
بار ديگر از سر گرفته شود.
ابهام در تشكيل كابينه اسراييل
مجيد محمدشريفي در پاسخ به پرسش پاياني «اعتماد» مبني بر اينكه آيزنكوت تا چه اندازه براي تشكيل كابينه شانس دارد و آيا موفق خواهد شد كابينه تشكيل دهد يا
بار ديگر فرصت به نتانياهو ميرسد و بنبست سياسي ادامه مييابد، گفت: درباره انتخابات اسراييل و اينكه چه كسي مسوول تشكيل كابينه خواهد بود، هنوز واقعا نميتوان با قاطعيت صحبت كرد. ظاهرا قرار است هرتزوگ روز يكشنبه فرد مسوول تشكيل دولت را اعلام كند. بايد ديد اين فرد آيزنكوت خواهد بود يا نتانياهو. برخي نيز از ليبرمن صحبت ميكنند كه ممكن است دولت ائتلافي تشكيل دهد. هنوز نميتوان با قاطعيت گفت كداميك از اين افراد ميتوانند دولت را تشكيل دهند.او در توضيح وضعيت حمايتها در كنست بيان كرد: باتوجه به نتيجه انتخابات، به نظر ميرسد ميزان حمايت از آيزنكوت در كنست بيشتر است. دستكم براساس صحبتهايي كه مطرح شده، ظاهرا بيش از ۶۰ نفر از اعضاي كنست خواهان آن شدهاند كه آيزنكوت دولت را تشكيل دهد. با اين حال، مشخص نيست و واقعا نميتوان با قطعيت گفت كه نتانياهو، ليبرمن يا آيزنكوت، كداميك خواهند توانست دولت تشكيل دهند. محمدشريفي درباره عوامل موثر بر تصميم هرتزوگ توضيح داد: بايد ديد او چه عواملي را براي تشكيل دولت درنظر خواهد گرفت. اگر قرار باشد حمايت دولت ترامپ را در موضوعات سياست خارجي، بهويژه موضوع جمهوري اسلامي ايران، همراه داشته باشد، قاعدتا بايد از نتانياهو حمايت كند. اما اگر مسائل داخلي و انتقادهايي را كه نسبت به عملكرد نتانياهو در هفتم اكتبر و اتفاقات پس از آن مطرح ميشود بيشتر درنظر بگيرد، احتمال انتخاب آيزنكوت براي تشكيل دولت نيز وجود دارد. واقعيت اين است كه نتيجه انتخابات بهگونهاي است كه اكنون نميتوان با قاطعيت گفت كداميك از اين افراد دولت را تشكيل خواهند داد. اين كارشناس روابط بينالملل در ارزيابي پيامدهاي تشكيل دولت جديد خاطرنشان كرد: يقينا اينكه نتانياهو يا آيزنكوت در راس دولت باشد، بر سياست خارجي اسراييل درقبال ايران تاثير خواهد گذاشت. اما باتوجه به اينكه خود ترامپ نيز تلاش ميكند بهنوعي گزينه نظامي عليه ايران را در پيش بگيرد، احتمال دارد هر دولتي كه در اسراييل تشكيل شود، با ترامپ همراهي داشته باشد.