تحليل «اعتماد » از وضعيت نيمكت سرخپوشان
تارتار سال نو را در پرسپوليس ميبيند؟
وضعيت فعلي پرسپوليس در آستانه نيم فصل وضعيتي است كه در اصطلاح فوتبالي به آن تله تعويض ميگويند. پرسپوليس در شرايطي نيست كه بتواند بدون داشتن يك جانشين بلامنازع دست به تغيير بزند.روز گذشته جلسه فوقالعاده مديران باشگاه پرسپوليس با مهدي تارتار برگزار شد تا در مورد نتايج اخير اين تيم صحبت شود. طبق گزارش رسانهها در اين جلسه اعضاي هياتمديره و مديرعامل باشگاه پرسپوليس صحبتهاي تارتار در خصوص نتايج اخير اين تيم را شنيده و درباره برخي مسائل با او صحبت كردند. مديران باشگاه پرسپوليس هم تذكراتي به تارتار درباره شرايط تيم داده و نگرانيهاي خود را در اين خصوص به اطلاع سرمربي تيم رساندند. طبق شنيدهها در پايان جلسه، هياتمديره باشگاه پرسپوليس حمايت خود از مهدي تارتار را اعلام كردند و به او براي هفتههاي پيش رو اطمينان خاطر دادند.
با اين حال جو باشگاه پرسپوليس در شرايط فعلي به گونهاي نيست كه بتوان با يك جلسه آن هم به شكل نمايشي و فرمايشي آرام شود. جو ملتهب سكوها و فضاي رسانهاي و انتقادي كار را براي ادامه فعاليت مهدي تارتار و همكارانش سخت خواهد كرد. بر اين اساس نگاهي انداختهايم به آينده احتمالي سرخپوشان با توجه به شناختي كه از مهدي تارتار، رفتارهاي مديران باشگاه و وضعيت ليگ داريم.
۱- بحران آلترناتيوهاي داخلي
فعلا مديران پرسپوليس از ادامه همكاري و حمايت از مهدي تارتار ميگويند اما كيست كه نداند مدير فوتبالي در ايران حاضر است در كسري از ثانيه مربي را فداي نجات خودش كند. بنابراين بحث جانشينان تارتار از همين حالا داغ است. ليست گزينههاي داخلي بهشدت محدود است. يحيي گلمحمدي اگرچه محبوبيت بالايي دارد و پرسپوليس را ميشناسد اما خروج او از پرسپوليس با حواشي همراه بود و بازگشتش ريسك بزرگي براي هر دو طرف است ضمن اينكه او به تازگي به عنوان سرمربي اميدها انتخاب شده و جدايياش تقريبا غيرممكن است. علي دايي سالهاست كه از فضاي مربيگري حرفهاي فاصله گرفته و بعيد است به اين سادگي به گود برگردد. مربياني مثل حسين عبدي هم با توجه به نتايج تيم اميد، از نظر بدنه هواداري كارت سوخته محسوب ميشوند. در اين بازارِ خالي از مربي برند هر انتخابي از درون ليگ تنها مسكنهاي موقتي است كه دردي را دوا نميكند.
۲- واقعيت مربي خارجي
استخدام مربي خارجي درجه يك در شرايط فعلي اقتصادي و امنيتي كشور رويايي است كه تعبير شدنش بسيار دشوار است. اكثر مربيان خارجي كه رزومه قابلقبولي دارند يا پيشنهادهاي بهتري در خاورميانه دارند يا ريسك حضور در ليگ ايران را نميپذيرند. دراگان اسكوچيچ هم كه نامش گاهي مطرح ميشود با توجه به اتفاقاتي كه در ابتداي فصل پيش آمد و باشگاه بين او و تارتار سراغ مربي وطني رفت بعيد است حاضر به كار كردن با مديران فعلي پرسپوليس شود.
۳- پنج بازي طلايي و بازگشت مصدومان
تيمهايي مثل پرسپوليس كه در كورس قهرماني هستند نبايد در ميانه فصل به فكر جراحي عميق بيفتند. ۵ بازي تا نيمفصل زمان كافي براي بازگشت مهرههاي كليدي مثل كنعانيزادگان و خدابندهلو است. فوتبال يك بازي لحظهها است و بازگشت اين بازيكنان ميتواند فرم دفاعي و تهاجمي تيم را تغيير بدهد و فشار را از روي كادر فني بردارد. با اين وجود نبايد فراموش كرد در باشگاههايي نظير پرسپوليس اگر موج ناكامي مانند بهمن شروع به ريزش كند جلوگيري از آن بسيار سخت ميشود و گاهي اين موج همهچيز را با خود ميبرد. بنابراين نميتوان تضمين داد كه 5 بازي پيش رو براي تارتار ميتواند حكم ناجي را داشته باشد.
4- ثبات اجباري تا بعد
سرنوشت نيمكت در اين شرايط ثبات اجباري است. پرسپوليس نه آنقدر ضعيف است كه نياز به انقلاب داشته باشد و نه آنقدر غني از گزينه جانشين است كه بتواند ريسك اخراج مربي را بپذيرد. بهترين استراتژي براي مديريت باشگاه حمايت از كادر فعلي تا پايان نيم فصل است. اگر تا آن زمان تغييري در روند نتيجهگيري رخ نداد آنگاه ميتوان در فضايي آرامتر براي تغيير تصميم گرفت. در دنياي مربيگري اخراج كردن هميشه آسان است اما هنر در نگه داشتن كشتي در توفان و رسيدن به ساحل است. پرسپوليس فعلا بايد به ترميم تيم در نقل و انتقالات فكر كند نه به تغيير سكاندار. نگاهي به روند دو، سه سال اخير پرسپوليس نشان ميدهد تصميمات عجولانه براي تغيير كادرفني به هيچ عنوان جواب ندادهاند و تنها هزينه مادي و معنوي روي دست باشگاه گذاشتهاند. ليست بلندبالاي مربياني كه به اردوگاه سرخ اضافه شدند و خيلي سريع هم رفتند، اين مساله را به خوبي اثبات ميكند.